تبليغاتX
روزهای عاشقی

روزهای انتظار


                      
 
للحق 
 
 
مولای من سلام
 
امروز دیگر برای این پست وبلاگتان کامنت میگذارم
 
آخر سوادم نمیرسد بخوانمش..
 
حتی مود صفحه را هم نمیتوانم طوری تنظیم کنم که خطتان را ببینم
 
فقط یک امضا با اسم مستعار می بینم.. اما میدانم این شمایید
 
بدون دیدن نوشته هاهم بوی عطر نرگس مستم میکند
 
خداکند نوشته باشید که می آیید
 
که زود می آیید
 
خداکند نوشته باشید که با مایید
 
که نگاهمان میکنید
 
که تنها نیستیم
 
خدانکند حرفهای عصبانی زده باشید
 
خدانکند از دست ما دلخور باشید
 
خدانکند از من توی نوشته هایتان اسمی برده باشید
 
آخر آبرویم جلوی آنها که میتوانند خط شما را بخوانند میرود
 
چقدر بد است آدم نتواند نوشته های عزیزش را بخواند
 
آدرس وبلاگم را بدهم سر میزنید؟
 
میشود یک کامنت یواشکی برایم بگذارید؟
 
 
راستی اجازه میدهید لینکتان کنم؟
 
می شود مرا لینک کنید؟
 
لیستتان که پر نشده؟
 
قول میدهم حرفهای خوبی بنویسم
 
کاری نکنم که از بودن لینکم در لیست دوستانتان شرمنده شوید
 
عیبی ندارد اگر نمیبینم چه نوشته اید
 
همین که آدرس را پیدا کرده ام کافی است
 
اینکه گاهی که دلم گرفته میتوانم به اینجا پناه بیاورم و
 
برایتان کامنت بگذارم هم خوب است
 
 
حتی اگر وقتی دکمه سند را میزنم پیغام " لطفا کد را وارد کنید"  ببینم
 
و من کدی برای وارد کردن نداشته باشم
 
شما که مثل من نیستید! حتی کامنتهای نانوشته را هم میتوانید
بخوانید
 
چقدر خوب است که میشود بگویم
 
مولای من سلام..
 
 ......
 
 
متن از دوست عزیزم  " من
 
یا حق
 
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385ساعت 0:0  توسط قصه گو  | 


      

در "كمال الدین" از یونس بن عبد الرحمن روایت نموده كه گفت: خدمت حضرت امام موسی كاظم علیه السلام رسیدم و عرض كردم: آقا آن كسی‌ كه قیام به حق می‌كند، شما هستید؟ فرمود: من برای ترویج حق قیام كرده‌ام ولی ‌آن قائم كه زمین را از وجود دشمنان خدا پاك می‌گرداند و پر از عدل و داد می‌كند، فرزند پنجم من است. او به خاطر حفظ جانش غیبتی می‌كند كه مدت آن طولانی است. به طوریكه مردم بسیاری مرتد می‌شوند و عده‌ دیگر ثابت می‌مانند.

آنگاه فرمود: خوش به حال آن دسته از شیعیان ما كه در غیبت قائم ما چنگ به دوستی ما زده، و بر محبت ما ثابت می‌مانند و از دشمنان ما بیزاری می‌جویند. آنها از ما و ما از آنها هستیم. آنها به ما امامان دل بسته‌اند و ما نیز آنها را شیعیان خود می‌دانیم و از آنها خوشنود می‌باشیم. خوش به حال آنها. به خدا قسم آنها در روز قیامت در درجه ما خواهند بود.

این حدیث در كفایة الاثر بسند دیگر نیز از آن حضرت ذكر شده است.

منبع: بحار الانوار، جلد 13، باب دوازدهم، ص380

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 7:55  توسط آمون  | 


 

نعمانی در كتاب "غیبت" از مفضل‌ بن‌ عمر نقل كرده كه گفت: در مجلس امام جعفر صادق علیه‌السلام نشسته بودم و كسی دیگر هم با من بود. حضرت فرمود: از تصریح بنام مخصوص قائم اجتناب كنید. بخدا قسم سالها از نظر شما غائب شود. و چندان در آن غیبت صبر كند كه بی‌دینان می‌گویند او مرده یا به هلاكت رسیده و اگر هست به كدام بیابان رفته‌است؟ ولی دیدگان اهل ایمان در راه او اشكبار است. غیبت وی مانند كشتی طوفانی در امواج خروشان دریاست كه جز آنان كه خداوند از آنها پیمان گرفته و ایمان را در لوح دلشان نوشته و با امداد خود مؤید داشته است، كسی از آن ورطه نجات نمی‌یابد.

 

بحار الانوار، جلد 13، باب 11،ص 374 و 375

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 8:10  توسط بهار  | 


 

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!

امروز می‌خوام یه حكایتی رو براتون تعریف كنم از كتاب عنایات حضرت مهدی (عج) به علما و طلاب نوشته محمد رضا باقی اصفهانی.

"مرحوم آیت الله سید محمد تقی اصفهانی در مقدمه كتاب ارزشمند مكیال المكارم چنین می‌نویسد:

در باب هشتم از كتاب "ابواب الجنات فی آداب الجمعات" هشتاد و چند فایده از فوائد دنیوی و اخروی دعا كردن برای فرج آن حضرت صلوات الله علیه را ذكر كرده‌ام. سپس به فكر افتادم كتاب جداگانه‌ای در این موضوع بنگارم تا آن فوائد را دربر گیرد و به نظم جالبی به رشته تحریر درآید، ولی حوادث زمان و رویدادهای دوران و ناراحتی‌های پی‌درپی، از این كار مانع می‌شد، تا اینكه شخصیتی را در خواب دیدم كه با قلم و سخن از عهده توصیف او بر نمی‌آیم!

آری در رویا دیدم كه مولا و حبیب دلشكسته‌ام و امامی كه در انتظار او هستیم، با بیانی روح‌انگیز چنین فرمودند: این كتاب را بنویس و عربی هم بنویس و نام آن را «مكیال المكارم فی فوائد الدعاء للقائم» بگذار. همچون تشنه‌ای از خواب بیدار شدم و در پی اطاعت امرش بر آمدم. ولی توفیق مرا یاری نكرد، تا اینكه در سال گذشته (1330 هـ.ق.) به مكه معظمه سفر كردم و چون در آنجا وبا شایع شد، با خداوند عزوجل عهد بستم كه اگر مرا از مهلكه‌ها نجات بخشد و بازگشت به وطن را برایم آسان گرداند، تالیف این كتاب را آغاز كنم.

(منبع: ترجمه مكیال المكارم ج1 ص25 و كتاب عنایات حضرت مهدی (عج) به علما و طلاب نوشته محمد رضا باقی اصفهانی ص160)"

شاید خودتون هم این رو تجربه كردید كه وقتی می‌خواهیم كاری رو به نیت آقا انجام بدیم اگه انجام اون كار صلاح باشه خودش دستمون رو می‌گیره و كمكمون می‌كنه.

و حالا از خودم می‌پرسم چقدر از كارهایی كه كردم به خاطر آقا بوده؟ چقدر از دعای فرجی كه خوندم مقصودم فرج آقا بوده نه فرج خودم؟

آقای من، تو نمازهاش، روز و شب برای عاقبت به خیری من و امثال من دعا می‌كنه. چقدر من برای فرجش از ته دل دعا می‌كنم؟

می‌گویند اگر برای جلب عنایت پروردگار ده مرتبه او را صدا بزنید و یا الله بگویید امید است به شما جواب دهد و به شما نظر كند و اگر هفت مرتبه «یا ارحم‌الراحمین» بگویید یعنی ای رحم‌كننده‌ترین رحم‌كننده‌ها خداوند قطعاً به شما پاسخ خواهدداد و لبیك خواهدگفت. اینجا سخن از رحمت خداوند است برای جلب لطف او؛ اما نكته جالب‌تر اینجاست كه در روایتی داریم: اگر كسی یك مرتبه (فقط یك مرتبه) خدا را به این عبارت صدا كند كه :«یا اله العاصین» یعنی ای خدای گناهكاران این بار خداوند هفت مرتبه به او پاسخ می‌دهد و لبیك می‌گوید. (برداشت مستقیم از وبلاگ نمایندگی مجاز)

پس يا اله العاصين:

اللهم كن لولیك الحجة ابن الحسن

صلواتك علیه و علی آبائه فی هذه الساعة و فی كل ساعة

ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فیها طویلا

به رحمتك یا ارحم الراحمین

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1385ساعت 7:53  توسط آمون  | 


  در كتاب "غببت" نعمانی از حضرت امام جعفر صادق روایت كرده كه فرموده: صله رحم و كار نیك و ترحم پیشه گیرید. زیرا به خدایی كه دانه را شكافت و انسان را آفرید، زمانی فرا می‌رسد كه محلی برای درهم و دینار خود پیدا نكنید، یعنی در وقت ظهور قائم علیه‌السلام محلی برای صرف درهم و دینار (كه اندوخته‌اید) پیدا نمی‌كنید. چه مردم به فضل خدا و ولی او، در آن روز همه بی‌نیاز می‌باشند. عرض كردم: این معنی كی ‌واقع می‌شود؟

  فرمود: در وقتی كه امام خود را گم ‌كنید و پیوسته در جستجوی او باشید تا گاهی كه مانند خورشید طلوع كند. پس هرجا كه هستید از شك و تردید در باره وی خودداری نمایید و هر گونه شكی را از خود دور كنید، و از آنچه گفتم احتراز جویید. توفیق و ارشاد شما را براه راست از خداوند متعال خواستارم.

  بحار الانوار، جلد 13، باب 11،ص 374

  به نیابت از آقای صدر

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 13:28  توسط آمون  | 


به نام حضرت دوست

سيد بن طاووس در كتاب " الملاحم و الفتن" (ص52، چاپ نجف) از " ابن رزين غافقي" نقل مي كند كه مي گفت از حضرت علي(ع) شنيدم:

و رجال كأن قلوبهم زبرالحديد، لا يشوبها شك في ذات الله اشد من الجمر، لو حملوا علي الجبال لأزالوها لا يقصدون براية بلدة الا اخربوها. كان علي خيولهم العقبان يتمسحون بسرج الامام عليه السلام، يطلبون بذلك البركه. و يحفون به يقونه بانفسهم في الحروب و يكفونه ما يريد.

فيهم رجال لا ينامون الليل، لهم دوي في صلاتهم كدوي النحل يبيتون قياما علي اطرافهم و يصبحون علي خيولهم، رهبان بالليل، ليوث بالنهار. هم اطوع له من الامه لسيدها كالمصابيح كان قلوبهم القناديل و هم من خشية الله مشفقون يدعون بالشهادة و يتمنون ان يقتلوا في سبيل الله شعارهم يالثارات الحسين(ع) اذا ساروا سار الرعب امامهم مسيرة شهر يمشون الي المولي ارسالا. بهم ينصرالله امام الحق.

ياران مهدي(عج)،
مرداني هستند فولاد دل كه همه وجودشان يقين به خداست،
مرداني سخت تر از صخره ها كه اگر به كوهها روي آرند، آنها را از جاي بركنند.
درفش پيروزمند آنان به هر شهر و پايتختي روي نهد،
آنجا را به سقوط وادار سازد، گوئي آن مردان عقابان تيز چنگند كه بر مركبها سوار شده اند.
اين شيرمردان پيروز و عقابان تيزچنگ،
براي تبرك و فرخندگي، دست خويش به زين اسب امام مي كشند و بدين سان تبرك مي جويند.
آنان او را در ميان مي گيرند و جان خويش را در جنگها پناه او مي سازند، و هرچه را اشاره كند، با جان و دل، انجام مي‌دهند.
برخي از آنان شب هنگام نخوابند و زمزمه قرآن و مناجاتشان همچون صداي زنبوران عسل فضا را آكنده سازد،
تا بامداد به عبادت خداي بايستند و بامدادان سوار بر مركب ها شوند.

آنانند راهبان شب و شيران روز و گوش به فرمان امام خويش. ايشان چون مشعل هاي فروزانند كه دلهاي استوارشان بسان قنديل هاي نور در سينه هايشان آويخته است.

اين مردان، تنها از خدا مي ترسند،
فرياد" لا اله الا الله" و" الله اكبر" آنان بلند است،

همواره شهادت و كشته شدن در راه خدا را آرزو مي كنند

و شعار آنان" يالثارات الحسين" ( بيائيد به طلب خود حسين و ياران حسين) است.
به هر سو روي آورند،
ترس و بيم از هيبت آنان، پيشاپيش در دل مردمان افتد: ( و تاب مقاومت از همه گرفته شود)
اين خداجويان، سبكبال به سوي خداوند خويش روي مي آورند
و خدا به دست آنان امام حق را ياري مي فرمايد.

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 6:0  توسط سيد محسن  | 


للحق 

                                        یا قائم آل محمد

چرا امام زمان علیه السلام معروف به قائم شده اند حال آنکه تمام ائمه قائم به حق هستند ؟

 

شیخ صدوق (( قدس سره ..)) در کتاب علل الشرایع از ابو حمزه ی ثمالی نقل میکند :

 

از حضرت امام محمد باقر ((علیه السلام )) پرسیدم :

یاابن رسول الله ، مگر شما ائمه قائم به حق نیستید ؟

 

فرمودند: بلی،

عرض کردم : پس چرا فقط امام منتظر (( عجل الله تعالی فرجه الشریف)) قائم نا میده شده است؟

 

 فرمودن : چون جدم اما حسین ((علیه السلام )) شهید شدند فرشتگان به درگاه الهی نالیدند و گفتند:

 

پروردگارا،آیا قاتلین بهترین بندگانت وزاده ی اشرف برگزیدگانت را به حال خود وا می گذاری ؟

 

خداوند به آنها وحی فرستاد که ای فرشتگان من آرام گیرید .

 به عزت و جلالم ، سوگند از آنها انتقام خواهم گرفت هر چند بعد از گذشت زمانها باشد.

 

آنگاه  پروردگار عالم ، امامان اولاد اما حسین (( علیه السلام )) را به آنها نشان داد و فرشتگان مسرور گشتند .

 

یکی از امامان ایستاده و نماز می گذارد . خداوند فرمود))  بذلک القائمُ  أنتقمُ منهُم ))   یعنی به وسیله ی این قائم از آنها انتقام می گیرم .

 

 ونیز در کتاب معانی الخبار شیخ صدوق روایتی آمده : از این جهت اورا ((قائم )) می گویند که پس از فراموش شدن نامش قیام می کند .

 

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم خرداد 1385ساعت 0:0  توسط قصه گو  | 


بسم الله، به نام خداوندی نکونام به هر نام، ستوده به هر هنگام، خوش نظام و شیرین کلام و عزیز نام

دل را انس است و جان را پیغام، از دوست یادگار و بر جان عاشقان سلام، آزاد آن نفس که به یاد او یازان و اباد آن دل که به مهر او نازان و شاد ان کس که در غم عشق او نالان است

.

.

. ای درویش، بس نماند که این شب محنت به سر آید و صبح کرامت از مشرق قربت برآید، ظلمت فرقت را نور وصلت برباید بس نماند که آنچه خبر است عیان شود آرزوها نقد و زیادت بیکران شود.  دست علایق از دامن حقایق رها نشود قصه آب و گل نهان و دوست ازلی عیان گردد که هر که قدر خلوت با حق نداند  از ذکر او باز ماند و دیده و دل و جان هر سه به او نگران شود این است مقام سلمان و ابوذر و معاذ و مانند آن

.

.

.

....  سلمان چنان از خود بی خود و چنان مستغرق بود که سلام بر رسول خدا را فراموش کرد ....  حضرت تند در او نگرست، دل وی را دید چون کشتی در دریای غیب افکنده، باد جلال از وزشگاه تجلی برخاسته، کشتی شکسته و سلمان سر گشته، زبان او به زیارت دل رفته ، دل در جان آویخته، جان در حق گریخته ، مصطفی دانست که سلمان ار خود رها شده و مرغش از روزن دل به عالم ملکوت پرواز کرده !

 

رسول فرمود ای سلمان ، آخر نه من راهت نمودم ؟

.....

آیا نه به شفاعت من امیدواری ؟

سلمان جواب نداد

سرّ دل سلمان در آن ساعت در خداوند زارید !

 که خدایا ! یا زبانی ده تا جواب دهم یا جوابی از بهر من بازده !

.......

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 0:0  توسط   | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!

در ادامه مبحثی كه روز شنبه نوشته بودم پیرامون وظایف منتظر، یاد یه نكته‌ای افتادم كه حیفم میاد نگم. راستش خیلی كم پیش میاد كه شنونده سخنرانی‌های آقای قرائتی باشم. سه سال پیش بود. داشتم خودم رو برای دفاع از پایان نامه‌ام آماده می‌كردم؛ شاید تو فاز 1(جمع آوری اطلاعات) بودم. خیلی داشت بهم سخت می‌گذشت. تو فكرم بود كه از بند سمبلاسیون استفاده كنم!! شب جمعه بود. تلویزیون روشن ولی طبق معمول نقش رادیو رو برام ایفا می‌كرد!! درسهایی از قران و صحبتهای آقای قرائتی یه خط در میون داشت به گوشم میرسید. تا به این جا رسید كه یه داستانی رو از حضرت رسول(ص) تعریف می‌كرد. نا خودآگاه گوشهام تیز شد. چون مربوط به سه سال پیشه نقل به مضمون خدمتتون تعریف خواهم كرد.

گوركنی بعد از دفن جنازه و پر كردن خاك روی جسد، درحال گذاشتن سنگ لحد بود كه حضرت رسول از اون محل رد می‌شوند. می‌بینند كه گوركن سنگ لحد رو همینطوری روی خاك میزاره و ترازش نمی‌كنه و سنگ قبر در اصطلاح "لق" میزنه. به همین خاطر میرن و یه تیكه سنگ میارن میزارن زیر سنگ لحد تا میزون وایسته. گوركن میگه حالا چه نیازی بود سنگ قبره دیگه! حضرت رو به گوركن می‌فرمایند كه "مومن وقتی یه كاری رو انجام میده باید درست انجام بده"

راستش منو می‌گی! مثل سیلی بود تو گوشم! خدا رو شاهد میگیرم در تمام لحظات زندگیم هیچ وقت این جمله رو فراموش نكردم و هر جا بهم فشار اومده از خودشون كمك خواستم و دیدم.... بگذریم.

حالا اینو دوباره هم به خودم میگم هم به تمام اون كسایی كه كار رو فقط برای رفع تكلیف انجام میدن.

معتقدم آقا هم كسی رو می‌خوان كه وقتی یه كاری انجام می‌دن درست و كامل انجام بدن. پس اگر او رو دوست دارم باید همونطوری باشم كه می‌خواد.

 

توضیح واضحات:

یه وقتایی یه چیزایی می‌نویسیم بعد براش نمونه نمی‌آریم. روز شنبه تو یه بخشی از وظایف منتظران نوشته بودم كه "تو كارامون جدی باشیم". این پست توضیح اون جمله بود!!!

به نیابت از آقای غفاری

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم خرداد 1385ساعت 0:0  توسط آمون  | 


" إن المهدي من عترتي ، من أهل بيتي يخرج في آخر الزمان ، ينزل " الله " له من السماء قطرها ، ويخرج له ( من ) الأرض بذرها ، فيملأ الأرض عدلا و قسطا ، كما ملأها القوم ظلما وجورا "

 بدرستيكه مهدى از عترت من ، از اهل بيت من در آخر الزمان ظهور خواهد نمود ، ( خداوند ) باران آسمان را بر او فرو خواهد فرستاد وبذرها ودانه هاى زمين را خواهد رويانيد ، آنگاه ( آن حضرت عليه السلام ) زمين را پر از عدل و داد نموده همانگونه كه مردم آنرا از ظلم و جور پر كرده اند .

البحار : ج 51 ص 74 ب 1 ح 25 - عن غيبة الطوسي بتفاوت يسير .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 8:35  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!

اول از همه شهادت مادر بزرگوار حضرت ولیعصر (عج) رو به مولایمان و همینطور شما تسلیت میگم.

مدتهاست سوالی در بخشها كامنتها توسط دوستان خوبمون مطرح می‌شه مبنی بر این كه وظایف یه منتظر چیه؟ در این مورد كتابهای متعددی نوشته شده و در بازار نشر موجوده و اصلا راستش رو بخواهید دلم نمی‌خواست كه "من" چیزی در این مورد بنویسم چون وقتی آب هست تیمم باطله! وقتی آقای غفاری و سایر دوستان و اساتید هستند، من بی‌سواد چی دارم كه بگم. ولی از اونجایی كه این سوال تقریبا هر هفته تكرار میشه تصمیم گرفتم كه این مبحث رو آغاز كنم و اساتید لطف كنن و ادامه‌اش بدن.

ما طراحی صنعتی‌ها (ببخشید تو این گروه فقط رشته من طراحی صنعتیه!) در تحقیقات پروژ‌ه‌ای فازهای متعددی داریم. اولین فاز، فاز صفره. یعنی اطلاعات اولیه. یعنی اطلاعاتی كه از پیش داریم. در حال حاضر هم می‌خوام فاز صفر خودم رو بگم. (اینكه در مورد طراحی صنعتی گفتم صرفا به خاطر مشخص كردن روش تحقیقی است كه بلدم. خدای نكرده به حساب دیگه‌ای نزارید. در واقع خواستم بگم بیشتر از این بلد نیستم.)

وقتی ما آدمها كسی رو دوست داریم، دائم به این فكر هستیم كه چیكار كنیم تا موجبات انبساط خاطر طرفمون رو فراهم كنیم. مبادا اذیت بشه، مبادا دلخور بشه، مبادا... خلاصه تمام هم و غم خودمون رو میزاریم كه او راضی باشه. از یه طرف دیگه هم دوستاش رو دوست داریم و اگر خدای نكرده بدخواه مدخواه داشته باشه به خاطر عزیزمون حالش رو میگیریم (ببخشید كه اینطوری می‌نویسم. می‌خوام ساده باشم.)

حالا هم دو دو تا چهار تاست. یه مومن منتظر، خدا رو دوست داره و بر اساس آموزه‌های دینیش و فرموده محبوبش: "اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منكم..." از رسول خدا و اهل بیت مكرمش پیروی می‌كنه. در واقع دوستای خدا دوستای منتظرند، دشمنان خدا هم دشمنان او.

و حالا:

به یازده خم می ‌گرچه دست ما نرسد      بده پیاله كه یك خم هنوز سر بسته‌است

خیلی از ماها، محرم كه میشه مخصوصا تو اوجش روز عاشورا همش میگیم ای كاش اون موقع بودیم نمیگذاشتیم كسی به این خانواده تعرض كنه. به رقیهء ناز به علی‌اصغر شش ماهه .... كنار خانممون بودیم نمی‌گذاشتیم كسی بهش نزدیك شه یا خودمون رو پیش مرگ آقامون حسین(ع) می‌كردیم و ....

حالا هم اگه اون موقع نبودیم در عوض افتخار این رو داریم كه یار آخرین اماممون باشیم. البته همه اینها بستگی داره كه چقدر بنده خوبی برای خدا باشیم. مگه غیر از اینه كه آقا میاد تا كتاب خدا و قانون خدا رو در زمین پیاده كنه؟ پس حرف آقا حرف خداست. یعنی اینكه باید بنده خدا باشیم. خدامون واقعا "الله" باشه نه نفسمون. حلال خدا رو حلال و حرام خدا رو حرام بدونیم. دروغ نگیم، غیبت نكنیم، تهمت نزنیم، نماز بخونیم، روزه بگیریم، خمس و ذكات بدیم، دست‌گیری كنیم، تو كارمون جدی باشیم، انصاف داشته باشیم و ... خلاصه همه بایدهای خدا رو اجرا كنیم و از همه نبایدهای خدا پرهیز كنیم؛ و هركاری كه انجام می‌دیم باید درجهت رضایت خدا باشه. برای خدا كار كنیم. پس اولین وظیفه منتظر عمل به تكالیف الهی است.

و اینها تمام اطلاعات من در فاز صفره. از خدا می‌خواهم تا توفیقم بده تا به همه اونچه كه می‌دونم عمل كنم. و خدا را شاهد می‌گیرم كه اینها را تنها برای خودم می‌گم؛ چون شما قطعا بیشتر از من می‌دونید. و از اساتید می‌خوام وارد این بحث بشن و دانسته‌هاشون رو به ما هم یاد بدن.

و اینك خداوندا!

نمی‌دانم آیا بر چهره‌هایی كه در مقابل عظمت تو سجده كنان با خاك برابر می‌شوند، بر زبانهایی كه به راستی از یگانگی تو سخن می‌رانند و ستایش كنان شكر تو به جا می‌آورند، بر دلهایی كه بدون شك و تردید به خداوندگاری تو اعتراف دارند، بر ضمایری كه از شناسایی تو پر شده و بدانجا رسیده‌اند كه سراپا مطیع و منقادند، بر اعضایی كه به رضا و رغبت به سوی عبادت و پرستش تو می‌شتابند و با حركات متواضعانه خود آمرزش می‌طلبند، آتش را چیره خواهی ساخت؟ ای پروردگار كریم! ما را چنین گمان نمی‌رود و رحمت بی‌پایان تو نیز این وعده را نداده است...(فرازهایی از دعای كمیل ترجمه شهید دكتر مصطفی چمران)

 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 7:30  توسط آمون  | 


به نام حضرت دوست

 

اللهم عرفني نفسك فانك ان لم تعرفني نفسك لم اعرف نبيك،

اللهم عرفني رسولك فانك ان لم تعرفني رسولك لم اعرف حجتك،

اللهم عرفني حجتك فانك ان لم تعرفني حجتك

ضللت عن ديني.

***********

اخوان :

قاصدك! هان چه خبر آوري؟
از كجا؟ وز كه خبر آوري؟
...
انتظار خبري نيست مرا
نه ز ياري نه ز ديار و دياري ـ باري
برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس
برو آنجا كه ترا منتظرند
قاصدك!
در دل من همه كورند و كرند

***********

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 10:13  توسط سيد محسن  | 


« دوست داشتن او اگر گناه است من در قعر جهنمم »

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

« مده ای رفيق پندم که به « يار » دل نبندم »

« تو ميان ما ندانی که چه می رود نهانی »

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

دوست داشتن « او » حکايتی است که ،

 سخت است گفتنش ...

سخت است نوشتنش ...

 

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

سخن از دوست داشتن است ...

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 3:13  توسط قصه گو  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است ؟

گفتا : تو خود حجابی ورنه رخم عیان است

گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت ؟

گفتا : نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است

گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی

گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است

گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم

گفت : آنکه سوخت او را کی ناله  یا فغان است

گفتم : فراق تا کی ؟ گفتا که تا تو هستی

گفتم نفس همین است؟ گفتا سخن همان است

گفتم که حاجتی هست گفتا بخواه از ما

گفتم غمم بیفزا، گفتا که رایگان است

گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد

گفتا نگاه دارش غمخانه تو جان است

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم خرداد 1385ساعت 9:0  توسط   | 


 

ازغم دوست دراين ميكده فريادكشم

دادرس‌نيست‌كه‌درهجررخش‌دادكشم

دادوبيداد كه درمحفل ما،رندى‌نيست

كه برش شكوه برم، داد زبيداد كشم

شاديـم داد غمـم داد و جفـا داد و وفا

بـا صفا منـت آنرا كه به من داد كشم

عاشقم، عاشق روى تو،نه چيزدگرى

بار هجران و وصالت‏به دل شاد كشم

درغمت‏اى‌گل‌وحشى‌من‏اي‌خسرومن

جور مجنون ببرم، تيشه فرهاد كشم

مردم‌از زندگى بى‌تو،كه بامن‌هستى

طرفه‌سرى‌است‌كه‌بايدبراستاد كشم

سـالـها مـى‏گـذرد، حـادثـه‏ها مى‏آيـد

انـتـظار فـرج از نـيـمـه خـرداد كـشـم

ديوان امام (ره)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم خرداد 1385ساعت 7:0  توسط آمون  | 


ما را رها کنید در این رنج بی حساب                          
                   با قلب پاره پاره و با سینه اب کباب

عمری گذشت در غم هجران روی دوست                     
                    مرغم درون آتش و ماهی برون آب

روح الله خمینی(ره)

 

" سالگرد ارتحال ملکوتی رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) بر عموم مسلمین جهان تسلیت باد "     

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1385ساعت 9:27  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!

خـبــر آمــــد خـبـــری در راه اســـت         سرخوش‌ آن ‌دل كه از آن آگاه ‌‌است

شـايـد ايـن جـمــعـه بـيـايـد، شـايـد         پـرده از چـهــره گـشـايــد، شــايـــد

حسي درونم مي‌گويد، اندكي صبر سحر نزديك است... چيزي به آمدنت نمانده. ديگر صداي پايت را هم مي‌شنويم. خودت هم گفتي...

"مرحوم حجة الاسلام و المسلمين آقاي حاج شيخ تقي زرگري قدس سره يكي از اولياء خدا بود و شرح حال او در كتاب پرواز روح نقل شده است. همسر ايشان كه بانوي محترمه‌اي هستند، اين داستان را نقل كرد‌ه‌اند:

در نيمه شب شانزده‌هم ماه مبارك رمضان 1398 هـ.ق. با صداي گريه و مناجات مرحوم ميرزا تقي زرگري از خواب بيدار شدم. عطر عجيبي فضاي اتاق را پر كرده بود! پرسيدم چه شده‌است؟!

مرحوم زرگري فرمود: نمي‌داني چه خبر بود! حضرت بقية الله روحي له الفداء تشريف داشتند و مدتي در خدمتشان نشسته بودم و اكنون كه رفتند، فراق ايشان مرا ناراحت كرده‌است.

گفتم چرا مرا بيدار نكردي؟ گفت: آقا فرمودند: بگذار بخوابد. گفتم: مذاكراتي هم داشتيد؟

گفت: سوالاتي از آقا كردم و ايشان جواب عنايت فرمودند، ولي نمي‌توانم همه سوالاتم را به تو بگويم.

گفتم: آنچه را كه مي‌توانيد، بگوييد. گفت: از اوضاع مملكت از آقا سوال كردم، فرمودند: شاه مي‌رود و رژيم سرنگون مي شود و فرج نزديك است! (با آنكه در آن روز مردم فكر نمي‌كردند كه قدرتمندي مثل محمد رضا پهلوي، شاه ايران، سرنگون گردد.) ... (منبع: عنايات حضرت مهدي عليه‌السلام به علما و طلاب ص43.)"

خلاصه اينكه:

سالها مي‌گذرد، حادثه‌ها مي‌آيد       انتظار فـرج از نيـمه خرداد كشم

"اللهم اجعلنا من اعوانه و انصاره و عجل فرجه و سهل مخرجه"

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 7:7  توسط آمون  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

در کلام معصومین بسیار آمده است که :

یاران حضرت حجت ، همچون ابر های پائیزی شبیه اند ، چرا که در پائیز ابرها ابتدا در جای  

جای آسمان نمایان می شوند و بی صدا و آرام بهم متصل شده ، باران رحمت از آنان

باریدن می گیرد . یاران امام در بدو امر سیصد و سیزده نفر به عدد رزمندگان جنگ بدر

می باشند . یاران امام در اختفاء و از اقصا نقاط عالم گرد هم می آیند و تا زمانی که یاران

 امام به ده هزار برسند ، ایشان به فرمان خدا حرکت خود را علنی نموده و حاکمان جور را

ساقط می نمایند .وجود مبارک حضرت حجت ، سری از اسرار خدا و غیبی از غیبهای

حضرت احدیت است .حضرت خود می فرمایند : من تنها باز مانده ی خدا در روی زمین

 هستم .من از دشمنان خدا انتقام خواهم گرفت .

امید که از یاران حضرتش باشیم .

پدران و مادرانمان پاک و پاکیزه ما را زائیدند و نان حلال و خوراک طیب بما خوراندند .

 تربیتیسالم و اخلاقی نیکو به ما آموختند . آلودگی نفاق و دوروئی از دلهامان زدوده

شد . باهمفکران و هم کیشانمان ید واحده شدیم و از اختلاف و تفرقه بدوریم ، در

فراگیری احکام الهی مشتاق و روح و روانمان آماده است . مشتهایمان را در دفاع از

 حق و برای سرکوب متجاوز گره کرده ایم . با روی باز و فرحناک در پذیرش فرمان حق

 آماده و فرمانبردار خلیفه و جانشین او در روی زمین هستیم . از بهرمندی نعمتهای

خدا و کرم و فضل او بسیار خرسند هستیم و با دل سپردن به حجت حق به آیین

 توحید گرویده ایم  و در راه او گام بر می داریم .بسیار باید کوشید تا در تحکیم مبانی

 حکومت حق ، هر کدام در حد وسعمان مو ثر باشیم .

دائم برای برای تحقق بیداری و هوشیاری امت حق جو در تلاش باشیم .

امید است که هر چه زودتر آنروز موعود برسد تا همه امت از تیره و طائفه های مختلف

فوج فوج با حضرتش بیعت کنند و دولت حق مستقر شود و تاریکی و تباهی از صفحه

 روزگار بر چیده گردد.

و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شیء قدرا

قرآن کریم - سوره طلاق آیه ۳

ان الله بالغ امره

خداوند امر خود را به پایان می رساند .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم خرداد 1385ساعت 0:42  توسط صدر  | 


به نام حضرت دوست

پيامبر مكرم اسلام حضرت محمد مصطفي (ص)

 

« ادبوا اولادكم على حبى و حب اهل بيتى و القرآن ‏».

 

فرزندانتان را با محبت من و محبت ‏خاندان من و محبت قرآن تربيت و تأديب كنيد.

( احقاق الحق، ج‏18، ص‏498) .


آقا جون ، آقا جون ، آقا جون ، آقا جون ، آقا جون ، آقا جون ،

 آيا عمل به حديث فوق ميتواند يكي از وظايف منتظران ظهور مهدي موعود (عج) باشد؟

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 9:5  توسط سيد محسن  | 


للحق
 
 
دوشنبه ۲۱ شهريور ۱۳۸۴
 
 
اینم نذر قدمای آقا:
 
 
مثل یک قصه پر از حادثه می آیی تو
مثل یک شعر پر از حالت نیمایی تو
 
مثل یک غنچه که آرام به ما می خندد
مثل پروانه پر از حس اهورایی تو
 
مثل یک شعر ،روان در دل این ثانیه ها
مثل یک بیت غزل ،ناب و تماشایی تو
 
مثل ارامش دریا مثل یک قایق سبز
نرم و آرام و متین ،عازم اینجایی تو
 
مثل پروانه دلم پیش قدت می میرد
مثل یک بوته گل یاس،مسیحایی تو
 
من پر از غصه ی یک شنبه ی نا آمده ام
مثل آن جمعه ی موعود ،زراه آیی تو
 
چشم بر راه تو دارم صنم نرگس چشم
باد در گوش دلم گفت که می آیی تو
 


 

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1385ساعت 5:48  توسط قصه گو  | 


طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني            بيا كه صاف شود آن هواي باراني

  السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج)

  حضرت وليعصر(عج) ارواحنا له الفداء در توقيعي كه براي شيخ مفيد رحمة الله عليه صادر فرموده مي‌فرمايد:

  "ما در رسيدگي و سر پرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و ياد شما را از خاطر نبرده ايم كه اگر جز اين بود، دشواريها و مصيبتها بر شما فرود مي آمد و دشمنان، شما را ريشه كن مي نمودند.

  يه كمي با خودمون رو راست تر باشيم. ما چقدر هواي آقامون رو داشتيم؟

 

پ.ن -

دوستان عزیز برای برادر خوبمون پریشان عزیز دعا کنید تا کسالتشون برطرف بشه انشاءالله.

به نیابت از برادرم پریشان پست می کنم قربت الی الله.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 10:8  توسط آمون  | 


به نام حضرت دوست

بازهم به نيابت از طرف آقاي غفاري!

آقا امام زمان (عج) فرمودند :


« و اكثر دعا به تعجيل فرج فان ذالك فرجكم »


بسيار دعا كنيد براي تعجيل فرج و گشايش كار من كه درهمان گشايش كار شما هست .

 در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 12:36  توسط سيد محسن  | 


" أبشركم بالمهدي يبعث في أمتي على اختلاف من الناس وزلازل فيملأ الأرض قسطا وعدلا كما ملئت جورا وظلما ، يرضى عنه ساكن السماء وساكن الأرض يقسم المال صحاحا ، فقال له رجل ما صحاحا ؟ قال بالسوية بين الناس ، قال : ويملأ الله قلوب أمة محمد صلى الله عليه وسلم غنى ويسعهم عدله ، حتى يأمر مناديا فينادي فيقول : من له من مال حاجة فما يقوم من الناس إلا رجل ، فيقول ائت السدان يعني الخازن فقل له إن المهدي يأمرك أن تعطيني مالا ، فيقول له أحث ، حتى إذا جعله في حجره وأحرزه ندم ، فيقول كنت أجشع أمة محمد نفسا ، أو عجز عني ما وسعهم ؟ قال فيرده فلا يقبل منه ، فيقال له إنا لا نأخذ شيئا أعطيناه ، فيكون كذلك سبع سنين أو ثمان سنين أو تسع سنين ، ثم لا خير في العيش بعده ، أو قال ثم لا خير في الحياة بعده "

 علاء بن بشير ، از ابو صديق ناجى ، از ابو سعيد خدرى ، روايت كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : مژده باد شما را به ظهور و برانگيخته شدن مهدى ( عليه السلام ) در امت من ، در حاليكه اختلافات تمام مردم را در برگرفته و فاصلهء طبقاتى زياد گشته است ( شايد مراد از ( زلازل ) همان زلزله طبيعى باشد ) آنگاه حضرتش زمين را از عدل و داد پر می كند ، همانگونه كه از جور وستم پرشده بود ، ساكنين آسمان وزمين از او راضى و خشنود بوده ، اموال را بطور مساوى بين مردم تقسيم می نمايد ، سپس رسول اكرم صلى الله عليه وآله می فرمايد : خداوند دلهاى امت محمد صلى الله عليه وآله وسلم را غنى و بی نياز گردانيده و عدل آن حضرت را گسترش داده تا جايى كه دستور می دهد منادى فرياد زند و بگويد : چه كسى نياز به مال دارد ؟ كسى از مردم بجز يك نفر پاسخ نمی دهد ، به او گفته می شود برو پيش خزانه دار و به او بگو كه مهدى ( عليه السلام ) دستور داده كه به من مال عطا كنى ، خزانه دار به او می گويد : آنچه می خواهى بدون شمارش برگير و ببر ، تا آن اموال در اختيار او قرار می گيرد و آنرا احراز می كند پشيمان گشته و می گويد من حريص ترين و طمعكارترين فرد امت حضرت محمد صلى الله عليه وآله بودم ، يا اينكه از آن وسعت و بی نيازى كه به ديگران داده شد درمانده و محروم ماندم ، رسول اكرم صلى الله عليه وآله در ادامه می فرمايد : آن مرد اموال را برمی گرداند امااز او نمی پذيرند وبه او گفته می شود ما آنچه را كه داديم پس نمی گيريم وضع به همين صورت هفت سال يا هشت سال يا نه سال می ماند و ديگر بعد از آن خبرى در زندگانى نيست ، يا اينكه پس از آن خيرى در زنده بودن نيست .

 

دلائل الإمامة : ص 249 - وبإسناده ( أبو الحسين محمد بن هارون بن موسى عن أبيه )

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 8:23  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!

اي روز من از غم تو ليلي               بر روي من ‌ازدوديده‌سيلي

دل درغم تو صبور تا كي؟               وز روي تو ديده دور تا كي؟

روزگار غريبي است! مي‌آييم و حرف ميزنيم و حرفهاي خود را حرفهاي آقايمان مي‌دانيم و شمشير از رو مي‌بنديم و جبهه مي‌گيريم كه اگر بخواهيد پاسخ دهيد، پس شما همان جهالي هستيد كه اگر آقا بيايد جلويش شمشير خواهيد كشيد و ....!!!

همانطور كه اگر حرفي ميزنيم بايد سند بياوريم، در مورد نظر نيز همين گونه است. چه خوب است كه سندي بياوريم تا صحت گفتارمان ثابت شود. اينكه بگوييم نظر من فلان است٬ مستند نيست! و از آنجا كه بايد متواتر باشد پس نياز به بيش از يك سند است سندي كه خود از حيث ديدگاه شيعه پذيرفته شده باشد.

دوست عزيز منتظر٬ ما نيز چون شما نگران اين هستيم كه در هنگام ظهور در كدام دسته واقع خواهيم شد. دعا برای فرج یکی از اعمال منتظر است٬ نمی‌توان از پشت این کاغذهای شیشه ای فهمید که آیا این عاشق منتظر بصیر است یا خیر. خداوند عاقبتمان را ختم به خير كند.

در كتاب راهي به سوي نور نوشته عليرضا نعمتي روايت قشنگي ديدم كه با توجه به مطالب عنوان شده در بخش كامنت پست ديروز، حيفم اومد براي شما نگم:

"امام صادق عليه‌السلام:

خدا رحمت كند كسي كه ما را نزد مردم محبوب نمايد و نزد آنان مبغوض ننمايد، به خدا قسم اگر (سخنگويان) سخنان زيباي ما را (بدون كم و زياد) نقل مي‌كردند به سبب آن عزيزتر مي‌شدند و هيچ كس نمي‌توانست وصله‌ايي به آنان بچسباند و لكن يكي از آنان سخني از ما را مي‌شنود و سپس ده كلمه از پيش خود بر آن اضافه مي‌كند (و مردم را از ما دور مي‌نمايد.)1

و فرمود: خدا رحمت كند كسي را كه محبت قلبي مردم را به سوي ما جلب كند يعني آنچه را پذيرش دارند به آنان از سخنان ما مي‌گويد و مطالبي را كه قابل هضم برايشان نيست ترك مي‌نمايد (و بدين سبب محبت آنان به ما جلب مي‌شود.)2"

منابع:

1- مكيال المكارم ج 2 صفحه 140 و از روضه كافي ج 8 صفحه 229 ح 293.

2- مكيال المكارم ج 2 صفحه 140 و از مجالس صدوق صفحه 88.

و اينك محبوب من!

خدايا! عذرم بپذير! بر افزوني خسرانم رحمت آور و از بند سوزشهاي درونم آزادم گردان! خدايا! بر ناتواني بدن، بر نازكي پوست و بر بي‌دوامي استخوانم رحم كن! اي آنكه آفرينش مرا آغاز كردي! سخن گفتن، رشد و نمو، نيكوكاري، تغذيه و ... مرا بنا نهادي! آفريده خود را مشمول همان لطف ازلي و نيكيهاي گذشته دار! (فرازهايي از دعاي كميل ترجمه شهيد دكتر مصطفي چمران)

اللهم كن لوليك الحجة ابن الحسن صلواتك عليه و علي آبائه

في هذه الساعة و في كل ساعة وليا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا

حتي تسكنه ارضك طوعا و تمتعه فيها طويلا

بار خدايا! ما را به بركت اين دعا از آفات آخر الزمان حفظ كن.

خداوندا چراغي برايمان روشن كن تا سره را از ناسره بتوانيم جدا كنيم.

به رحمتت اميد بسته‌ايم اي خوب مهربان.

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم خرداد 1385ساعت 6:53  توسط آمون  | 


 

 

این المنتظر ... ؟

 

کجاست آن رهبر مصلحی که انتظار او را داریم ؟

 

شخصی از حضرت امام صادق علیه السلام در باره

 

کسی که دارای

 

ولایت امامان علیهم السلام است و انتظار ظهورحکومت

 

حق را می کشد و در این حال از دنیا می رود پرسید ؟

 

امام علیه السلام فرمود : مانند کسی است که در خیمه امام باشد .

 

 سپس کمی سکوت کرد و فرمود : مانند کسی است

 

که در رکاب پیامبر اسلام و در مبارزاتش همراه بوده است .

 

 بلکه همانند کسی است که زیر پرچم قائم بوده باشد .

 

ای خدای دستگیر بیچارگان .

 

 ای خدای راهنمای در راه ماندگان و مضطران

 

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء

 

خدایا خداوندا به درگاهت با تضرع و آه و ناله آمدم

 

و از درگاه با عظمت تو می خواهم

 

مرا و دوستان مرا از منتظرین واقعی  آقا و مولایمان

 

 حضرت حجت علیه السلام قرار دهی .

 

زیرا انتظار فرج از بالا ترین عبادتهاست .

 

حضرت علی علیه السلام از حضرت رسول گرامی

 

 اسلام صلی الله علیه و آله نقل می فرمایند که :

 

بالا ترین اعمال امت من انتظار فرج است .

 

در اهمیت این موضوع همین بس که :

 

 خداوند متعال در سوره هود آیه نود و شش می فرماید :

 

و ارتقبوا انی معکم رقیب .

 

چشم براه باشید که من هم با شما چشم در راهم .

 

امام رضا علیه السلام انگاه که می فرمایند : فرج یکی از گشایشهاست

 

و چه نیکوست صبر کردن و انتظار فرج کشیدن .

 

 آیه ی  و ارتقبوا انی معکم رقیب را تلاوت می فرمایند .

 

آنکس که پس پرده غیب است نهان

 

روزی برسد که رخ گشاید به عیان

 

ما    منتظر   لقای   آن    سالاریم

 

باشد که دهد صفا کران تا به کران

با استفاده از کتاب : 

 ندبه و نشاط

شرحی بر دعای ندبه ـ احمد زمردیان

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم خرداد 1385ساعت 0:11  توسط صدر  | 


به نام حضرت دوست

انتظار مهدي انتظار پاكي هاست

و

عشق به مهدي (عج) عشق به همه خوبيهاست

 

اللهم صل علي محمد و آل محمد

اللهم صل علي محمد و آل محمد

اللهم صل علي محمد و آل محمد

اللهم صل علي محمد و آل محمد

اللهم صل علي محمد و آل محمد

اللهم صل علي محمد و آل محمد

**********

انشاء الله که در رکاب آقا و مقتدایمان

حضرت ولی العصر (عج)

برای برقراری

عدالت

و گرفتن حق تمامی مستضعفان جهان

حضور پیدا کنیم - انشاء الله


 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


للحق

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 5:17  توسط قصه گو  | 


زحمت این پست را خواهرمان آمون کشیده اند، اجرشان با خود مولا

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 8:1  توسط   | 


به نام حضرت دوست

به نیابت از طرف آقای غفاری

و به بهانه شروع اهداء هزاران هزار گل

صلوات

 

* اَللهُمَ صَلِّ عَلی مُحَمّد وَ آلِ مُحَمّد وَ عَجِِّل فَرَجَهُم *

 

صلوات : بهترين هديه از طرف خداوند برای انسان است.

صلوات : تحفه‌ای از بهشت است.

صلوات : روح را جلا می‌دهد.

صلوات : عطری است كه دهان انسان را خوشبو می‌كند.

صلوات : نوری در بهشت است.

صلوات : نور پل صراط است.

صلوات : شفيع انسان است.

صلوات : ذكر الهی است.

صلوات : موجب كمال نماز می‌شود.

صلوات : موجب كمال دعا و استجابت آن می‌شود.

صلوات : موجب تقرب انسان است.

صلوات : رمز ديدن پيامبر در خواب است.

صلوات : سپری در مقابل آتش جهنم است.

صلوات : انيس انسان در عالم برزخ و قيامت است.

صلوات : جواز عبور انسان به بهشت است.

صلوات : انسان را در سه عالم بيمه میكند.

صلوات : از جانب خداوند رحمت است و از سوی فرشتگان پاك كردن گناهان و از طرف مردم دعا است.

صلوات : برترين عمل در روز قيامت است.

صلوات : سنگين‌ترين چيزي است كه در قيامت بر ميزان عرضه می‌شود.

صلوات : محبوب‌ترين عمل است.

صلوات : آتش جهنم را خاموش می كند.

صلوات : زينت نماز است.

صلوات : گناهان را از بين می برد.

صلوات : فقر و نفاق را از بين می‌برد.

صلوات : بهترين داروی معنوی است.

 

با ذكر صلوات ، غم و اندوه و حزن را از خود دور كنيد.

با ذكر صلوات ، نوری در بهشت برای خود بيافرينيد.

با ذكر صلوات ، گناهان خود را پاك و تولدی ديگر برای خود بوجود آوريد.

با ذكر صلوات ، پاداش هفتاد و دو  شهيد را برای خود ثبت كنيد.

با ذكر صلوات ، ده حسنه برای خود ثبت كنيد.       

 

چه خوب است كه انسان هميشه اهل صلوات باشد، چرا كه پيامبر نيز دائم الصلوات بوده است.

چه خوب است كه زبان انسان هميشه مشغول ذكر صلوات باشد و فضای جامعه و محيط كار خود را معطر به صلوات نمايد.

در پناه حضرت دوست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 11:21  توسط سيد محسن  |