تبليغاتX
روزهای عاشقی

روزهای انتظار


بسم الله الرحمان الرحیم

وَ الّلیل إذا یَغشی وَ النّهار إذا تَجَلّی . 

             قران کریم سوره  اللیل آیه ۱و۲                

پر پرواز دلم گره خورده با بال سیمرغ نگاهت .

وقتیکه خوب خیره میشم ، کوچیکی وجودمو گم می بینم تو فضای قشنگ چشم سیاهت .

تو که هستی ، سیاهی نیست . اگه رنگی هم هست ، اون آبیه

آبی از عمق دل دریائی تو شایدم سبز ، سبز سیر .

آنوقت که از شرم حضورت گونه هام ، گل می ندازن .

سایه اش ، توی آب افتاده ، انگار مهتابیه .

اینجا یه چیز کمه تا با آن آبی آسمون و این سبزی باغ

یه پارچه نور درست کنن.

اونم می دونی چیه ، رنگ حرفته ، کلامته ، سرخ آبی و عنابیه .

با آرزوی طلوع خورشید وجود نازنین عزیز دلمون یوسف فاطمه علیهما السلام و

زدودن ظلمت فرا گیر و تاریکی حکومتهای باطل از صفحه روزگار .

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 1:17  توسط صدر  | 




به نام حضرت دوست



اللهم صل علي محمد و آل محمد - اللهم عجل لوليك الفرج - اللهم صل علي محمد و آل محمد



مهدی جان،


کجاست آن ييلاق سبز نگاهت که سپيده دمانش شبنم افشان است؟


مولای ما ،


کجاست آن حضور نورانی که لحظه‌های حياتش ثانيه‌های بارانی و سرشار را زمزمه‌های نورانی است؟


ای عدل گستر،


مگر نه اين است که ما،


فقيران رحمت توايم و دلهای ما منتظر تو هست،


تا كاسه گدايي ما را به تصدقت پر سازي


و گونه هاي بهت زده مان را به نگاهي بنوازي


و لبهاي خشكيده معرفتمان را آب طهور بنوشاني


و سينه غربت كشيده مان را به قربت محبتت برساني!




در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


للحق

 

مطلب این هفته را از وبلاگ زیبای  لبگزه برداشتم .

 

آقا سلام
چیزی برای پیشکش ندارم

می شناسی مرا ..
می دانی که دلم تنگ است ...
 می دانم
می بینی مرا ..
آری
هوایم را داری ... نگرانم هستی
آری ... می دانم

همه ی این ها را می دانم
پس چرا  من ... من
نـ .. نمی ... نمی شنـ ...
وای ... جرأت ندارم بگویم

نمی .. شنا..

بگذار بگویم
نمی شناسمت
... چرا
دلم برایت تنگ نمی شود ... چرا
نمی بینمت
احساست نمی کنم
زندگی بدون تو
برایم سخت نیست
چرا ...
 
گمشده ام نیستی
چرا ؟؟؟؟ 

 *******      
دیشب ..
یکی را که دوست دارم
و منتظرش بودم
کمی دیر کرد
آشفته شده بودم
صد بار در را باز کردم
مدام نگاهم به کوچه بود
ثانیه ها را تک به تک می شمردم
ولی تو ... آقا
دیر کرده ای
خیلی دیر ...
اما چرا آشفته نیستم

بی تو
ثانیه ها را که ... هیچ
سال ها را ... حتی نمی شمارم
شب و روز را
چه راحت سپری می کنم
فقط
شعار می دهم
عشقت را
انتظارت را ..

 *******
چرا
پدر و مادرم را
در لحظه لحظه ی زندگی
حس می کنم
چرا دوستانم را
یک هفته که نبینم ..
دلم تنگ می شود
اما ترا ..
فقط روز
های جمعه ...
حس که ... نه
سعی می کنم حس کنم

آن هم از سر تکلیف ...
از سر همرنگی با جماعت ..
ترا ..
فقط نیمه ی شعبان
چون یک نسیم ... زودگذر
و بعد ...
دوباره ... بی تو بودن را ادامه می دهم
 
آقا... کمکم کن
می خواهمت
و می خواهم
که بخواهمت
می خواهم ...
دستم را بگیر
عشقم باش .. عشق من

  *******
و باز هم ...

گفتم که چیزی برای پیشکش ندارم
کاش دلم را ...

 

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 0:0  توسط قصه گو  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

گرچه افتاد ز هجرش  گرهی در کارم

همچنان چشم کرم از کرمش می دارم

می کشم بار چه کوه غم هجران امروز

تا که فردا دهد آن شه به بر خود بارم

به صد امید نهادیم در این بادیه پای

ای دلیل ره گمگشته فرو مگذارم

پاسبان حرم دل شده ام در هر شب

تا در این پرده جز اندیشه او نگذارم

دیده بخت به افسانه او شد در خواب

کونسیمی زعنایت که کند بیدارم

فیض از حافظ شیراز گرفت این ابیات

در غم هجر تو می خوانم و خون می بارم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 6:37  توسط   | 


ابو بصير از امام باقر ( ع ) پرسيد مقصود از آيهء ( ومن يؤت الحكمة فقد اوتى خيرا كثيرا ) چيست ؟ حضرت فرمود : شناخت امام ، واجتناب وپرهيز از گناهان بزرگ ، كسى كه از دنيا برود وبيعت امامى برگردنش نباشد ، مانند دوران جاهليت از دنيا رفته ، ومردم معذور نيستند تا اينكه امام خويش را بشناسند ، كسى كه بميرد وبه امامت آشنا باشد ، تقديم وتأخير ظهور به او زيانى نمى رساند ، او مانند كسى است كه در خيمهء حضرت با اوست ، وى گفت : سپس امام لحظه اى درنگ كرد وسپس فرمود : خير ، بلكه مانند كسى است كه در ركاب او مبارزه كند ، وبعد فرمود : خير ، بلكه - بخدا سوگند - مانند كسى است كه در ركاب رسول خدا ( ص ) شهيد شده باشد .

البحار : ج 27 ص 126 ب 4 ح 116

سوره مبارکه بقره آیه ی ۲۶۹

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385ساعت 12:0  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا یا بقیه الله (عج)!

شما وقتی می‌خواهید به آقامون سلام كنید با چه عنوانی سلام می‌كنید؟

این روایت قشنگ رو بخونید:

".... راوی می‌گوید به امام صادق(ع) گفتم فدایت شوم: به هنگام سلام دادن به قائم چه بگویم؟ امام صادق فرمود: "همه باید بگویند (السلام علیك یا بقیه الله). سپس امام این آیه را تلاوت كرد: بقیه الله خیر لكم ان كنتم مؤمنین. بقیه الله (ذخیره الهی) برای شما مردم، اگر مؤمن باشید، از هر چیز و هر كس دیگر بهتر است"

 یك نكته خیلی مهمه: "اگر مؤمن باشیم"

 

خداوندا! بارالها!

ما را از مومنین حقیقی قرار بده

آمین یا رب العالمین

 

منابع:

نورالثقلین 2 / 390

خورشید مغرب 120

عصر زندگی 309

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 0:0  توسط آمون  | 


در آستان ورود به بوستان رمضان نیم ولی

آن مهر تابان کجاست ؟ هنوز نیامدست .

در انتظار عدالتیم و آن دادگسترمستضعفان ، کجاست ؟ هنوز  نیامدست

نگاهم به در مانده است و آن مقسّم مال و منال ، کجاست ؟ هنوز نیامدست .

بی قرارم و آن حاکم بی بدیل زمان کجاست ؟ هنوز نیامدست .

چشم براهم و  آن دست دهنده ی بی حساب کجاست ؟ هنوز نیامدست .

او که بیعتش بیعت با خداست ، کجاست ؟ هنوز نیامدست .

او که دست مبارکش بر سر ما ، چتر خداست کجاست ؟ هنوز نیامدست .

او که لشکرش هزار تا هزارهاست ، کجاست ؟ هنوز نیامدست .

او که عادلست و ره گشاست ، کجاست ؟ هنوز نیامدست .

او که در غیبتش جهان پر ز فتنه و بلاست ، کجاست ؟ هنوز نیامدست .

او که منجی اهل عالمست ، کجاست ؟ هنوز نیامدست .

او که شادمانگر اهل آب و صحرا و هواست ، کجاست ؟ هنوز نیامدست .

او که مصلح جهان است و صاحب روز خلاص ، کجاست ؟ هنوز نیامدست .

مهدی صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه و الشریف ، مهدی ،  آن کعبه دلها

کجاست ؟ هنوز نیامدست .

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 12:30  توسط صدر  | 


به نام حضرت دوست

 

......
گفتم : كي ميتوانم شيريني وصل را بچشم؟!

گفت : تا تلخي فراق را نچشي! شيريني وصل را نمي‌يابي!

گفتم : بهترين كاري كه مي‌توانيم انجام دهيم،‌چيست؟

گفت: انتظار فرج است.

گفتم: پايان كارمان چيست؟

گفت: « و العاقبة للمتقين »

گفتم: « ان اري الخلق و لا تري »

گفت : غبار را پاك كن تا ببيني

گفتم : يا وجيها عند الله اشفعي لنا عند الله

گفت : ما شما را فراموش نكرده‌ايم

گفتم: من و همسرم و فرزندم آرزوي ديدارت را داريم.

گفت: به خانواده‌ات سلام مرا برسان و بگو:

« آيا مي‌شود كسي خوبي كند و بدي دريافت كند؟ »


به خود آمدم و ديدم مردم در اطرافم دست بر دعا برداشته اند و همه با هم فرياد مي‌زدند:

« امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء » 

اي گم شدگان! دليل خواهد آمد *** بت‌هاي زمان! خليل خواهد آمد
از سامريان و فرعون چه باك ***‌ موسي و عصا و نيل خواهد آمد


 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


به نام حضرت دوست

 

 

یا قاضی الحاجات!

شبنم دیدگانم را به ضریح

سجده گاه تو ، دخيل ميبندم

و بوسه بر خاك بندگيت

ميزنم

تا قلبم را ، به بيكرانگي

عشقت پرواز دهي و وجودم

را از چشمه جوشان مهرت

سيراب كني

به حق رحمتت!

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم شهریور 1385ساعت 8:49  توسط سيد محسن  | 


 

به نام حضرت دوست

 

خدایا

 

 به حق طلوع،

 

 غروب انتظار منتظران

 

مهدی فاطمه (س)

 

را برسان.

 

 

 

 در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 0:0  توسط سيد محسن  | 


به نام حضرت دوست

الحديد - ۱۶ 

أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ

قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ

وَ مَا نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ

وَ لَا يَكُونُوا كَالَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِن قَبْلُ فَطَالَ عَلَيْهِمُ

الْأَمَدُ فَقَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ كَثِيرٌ مِّنْهُمْ فَاسِقُونَ

 

آيا وقت آن نرسيده است كه خاشع گردد

دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا

و آنچه از حقّ نازل كرده است ؟!

 و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد،

سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت

و قلبهايشان قساوت پيدا كرد؛ و بسيارى از آنها گنهكارند!

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 0:0  توسط سيد محسن  | 


بوده دل بيقرار، يكسره چشم انتظار
تا كه ببيند تو را، ای ضربان بهار!
غايب سبز صبور! چشم تو، يك چشمه نور
لذت يك دم حضور، كرده مرا بی قرار
نبض زمان، دست توست! جمله جهان، مست توست
غرق دعا می شوم، تا كه شوی آشكار
سبز خرامان تويی! باد گل افشان تويی!
پرده غيبت بدر، از سر رحمت بيار
نيت پروازكن، نغمه ما سازكن
لب به سخن بازكن، ای صنم گلعذار!
عالم و آدم تمام، منتظران قيام
تا بفرستی پيام، سر برسد انتظار
ارمغان فشمی
 
 
يوسف مصری نمی آيد به كنعان دلم
بازسر را می گذارد غم به دامان دلم
بی حضورچتر دستانت ببين يعقوب وار
مانده ام امشب دوباره زير باران دلم
خوب می دانی زليخای جنون با من چه كرد
پاره شد در ماتم عصمت گريبان دلم
نوح من ! خاصيت عشق است امواج بلند
كشتی ات را بشكن و بنشين به طوفان دلم
كی بهارت می وزد بر گيسوان حسرتم
كی نگاهت می شود ای خوب مهمان دلم ؟
تا بگويی با من از عريانی اندوه خويش
تا بگويم با تو از اسرار پنهان دلم
بوی پيراهن مرا كافی است تا روشن شود
چشم تاريك و شب خاموش كنعان دلم

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 9:40  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا داعی الله و ربانی آیاته!

سلام آقای من!

میلادت مبارك. نمی‌دانم وقتی بیایی چگونه باید میلادت را جشن بگیریم. نیمه شعبان شب و روز غریبی دارد. شبش شب قدر است و روزش ........

گویند در شب قدر مقدراتمان معلوم می‌شوند و آرزوها برآورده و دعاها مستجاب.

پس آقای من! بگذار میلادت را بهانه‌ایی برای عیدی گرفتن از خدا و محبوبم كنم. بگذار استجابت دعاهایت را عیدی بگیریم. همان دعاهایی كه در قنوت نمازت می‌خوانی:

 

"... پروردگارا بر محمد و آل محمد درود فرست، و دوستانت را با تحقق و عده‌هایت گرامی‌دار، و ایشان را به آرزوهایی كه به كمك تو داشتند برسان... زیرا كه مهلت (و دوران جباران و ستمگران) در نظر ما به آخر رسید، و ما برای خشم تو خشمگینیم و در یاری حق كوشاییم، و به صدور فرمان تو اشتیاق داریم، و تحقق وعده‌هایت را انتظار می‌كشیم، و چشم دوخته‌ایم تا بیمهایی را كه به دشمنانت دادی بر آنان فرود آید. خداوندا! به این (قیام و شورش علیه جباران و واژگونی نظامهای بیداد و كفر) اذن بده، و راههایش را بگشای، و انجام آن را آسان گردان، و روشهای آن را آماده ساز، و برنامه‌هایش را به ما بیاموز، و سپاهیان و یاوران آن را تایید رسان. و قدرتت را به ستمگران زود بنمایان، و شمشیر انتقامت را بر سر دشمنان كینه توز فرود آر، و به خونخواهی برخیز، كه تو بخشنده‌ای و محو كننده نیرنگ نیرنگ بازانی." ( منابع: بحار 85 / 233 - الصحیفة المهدیة / 52 - 53 - مكیال المكارم 2 / 21 با اختلاف اندكی در پاره‌ای از كلمات - عصر زندگی ص 275 – 276)

 

قربان مهربانیت آقا! باز هم دعای فرجت همان دعای فرج ماست:

"... ای نور روشنی‌ها و ای تدبیركننده كارها... برای من و برای پیروانم در تنگناها گشایشی قرار بده، و از اندوهها راه نجاتی فراهم ساز. راه را برای ما گشاده گردان، و از نزد خود چیزی بر ما ارزانی دار، كه فرج ساز باشد..." (منابع: الصحیفة المهدیة / 115 - عصر زندگی ص 276)

 

آقای غریبم! ما هم همراه شما و از صمیم قلب دعایتان را زمزمه می‌كنیم:

"... خداوندا! وعده‌هایی را كه به من دادی تحقق بخش... و فرج مرا زود برسان... و به من قدرت و نصرت ببخشای، و فتح بزرگ را نصیبم گردان..." (منابع: الصحیفة المهدیة / 115 - عصر زندگی ص 277)

 

آمین یا رب‌العالمین

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 10:23  توسط آمون  | 


 

 عید میلاد مبارک کهکشان ولایت حضرت مهدی علیه السلام را به شما دلدادگان

کوی دوست شاد باش می گوئیم .

بسم الله الرحمن الرحیم

قال علی ابن الحسین علیه السلام :

انتظار الفرج من أعظم الفرج

حضرت امام سجاد علیه السلام فرمودند :

انتظار ظهور از بزرگترین راه های ظهور است .

خدایا خداوندا :

 درد غفلت و بی توجهی به ساحت مقدس آقا ولی الله الاعظم ارواحنا فداه را از ما بگیر

خدایا خداوندا :

نور ایمان و توجه و بیداری را در دلهایمان به تابان و عشق به مولایمان را در قلبمان روز افزون کن .

خدایا خداوندا :

اندیشه و عملمان را در راستای انتظار فرج حضرتش قرار ده . آمین یا رب العالمین

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 11:33  توسط صدر  | 


 

به نام حضرت دوست

 

ميلاد گل نرگس

در آفتابي ترين روز خلقت مبارک

 

 

اي سوار صبح ظهور!

بياييد كه ديگر دير است. دير از آن رو كه جانمان را ديگر تاب تحمل دوري شما نيست. بياييد و نگاه قبيله انتظار را، از سر راه برداريد.

آقا!

شما دعا كنيد، كه دعاي فرج بر زبان شما خوش تر است

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 0:0  توسط سيد محسن  | 


للحق

 

حسرت نگاه پنجره‌ها را گرفته است

بغضي گلوي زخمي ما را گرفته است

 

كي اين سفر به آخر خود مي‌رسد، ببين

دستم چگونه، دست دعا را گرفته است

 

در انتظار آمدنت، لحظه مي‌كشيم

يك عمر انتظار كجا را گرفته است

 

آن قدر عاشقيم كه عشق تو از نگاه

پس كي، كجا چگونه، چرا؟ را گرفته است

 

حالا غروبها همه باراني‌اند و بس

باران عجيب حال هوا را گرفته است

 

برگرد و با وسيع خودت آسمان بساز

غربت نه آسمان، همه جا را گرفته است

 

بشكن طلسم غربت ما را، دعا بخوان

دستي از اين قبيله، خدا را گرفته است

 

سر در گميم بين غزلهاي نيمه جان

حال و هواي قافيه ما را گرفته است

 

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 6:6  توسط قصه گو  | 


به نام حضرت دوست

سلامٌ عليكم فادخلوها خالدين!

« لبيك اي آشنا! لبيك! »
فداي نگاهت، نگاهم كن!
فداي صدايت، صدايم كن!
مرا بپذير ! ...

بنفسي انت ...
تو از ما جدائي و همواره با مايي!

بنفسي انت ...
تو از ما دوري و از ما به ما نزديكتري!

بنفسي انت ...
تو نهايت اشتياقي و نهايت انتظار!

بنفسي انت ...
هر آنكه جز تو گام نهد در دل ما خواهمش راند!

بنفسي انت ...
تو با شكوهترين آيت پروردگاري!

بنفسي انت ...
تو آبشار جاري نوري از عرش!
اي شرافت محض!
اي قداست مجسم!
اي عزّت ممثّل! ...

« ليت شعري اين استغرّت بك النّوي! ... »

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 8:0  توسط سيد محسن  | 


 

به نام حضرت دوست

 

اي حجت حق!

نميدانم که آيا دل از غير تو گسسته ام يا نه؟!

 

اي مهر جهان تاب!

سالهاست که بي تو

روزهاي زندگيم،  به سياهي غم شبانه ام شده است.!

بيا،

بيا و پرتو خورشيد رخت را بر آسمان هويتم بتابان

 

اي ساقي دلهاي تشنه!

چشمان بي سويم، چشمه اي است جوشان بسان زمزم !

بيا،

بيا و جرعه نوش مي وصالم کن

 

اي روح سبز اميد!

به کرم و لطف خوت که دلداده آنم،!

بيا،

بيا و مرا از خودي خويش نجات ده

 

اي جان جهان !

تو مي آيي و دلم به شوق تماشاي رخت

از جا بلند خواهد شد.

 

مي دانم که تو مي آيي!

 

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 10:10  توسط سيد محسن  | 


يونس بن عبد الرحمان مرفوعا از امام صادق ( ع ) نقل كرده كه دربارهء گفتهء خداى سبحان " ولقد آتيناك سبعا من المثانى والقرآن العظيم " فرمود : ظاهر آن حمد وستايش است وباطن آن فرزند [ يعنى امام باقر ( ع ) ] وهفتمين آن [ يعنى هفتمين فرزند امام باقر ( ع ) ] قائم عليه السلام است

 

سوره مبارک فاتح :آیه ۱ تا ۷

 البحار : ج 24 ص 117 ب 39 ح 6 وج 92 ص 236 ب 29 ح 26

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 10:7  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!

تو كتاب راهی به سوی نور كه قبلا هم معرفی كرده بودم یه روایت جالبی خوندم كه احساس كردم چقدر وظیفه اونهایی كه مطالب تخصصی در مورد آقا می‌نویسند سنگینه. با هم این روایت رو بخونیم:

"امام عسگری علیه‌السلام در تفسیر (یتامی) یعنی ایتام فرمود: رسول خدا صلوات‌الله‌علیه فرمود: خداوند عزوجل بر نیكی به یتیمان ترغیب و تحریك فرمود زیرا آنان از پدران خود جدا هستند، پس كسی كه آنها را نگهداری نماید خداوند از او نگهداری خواهد نمود و كسیكه آنان را گرامی بدارد خداوند او را گرامی خواهد داشت و كسی كه از روی محبت دست بر سر یتیمی بكشد خداوند در بهشت در مقابل هر موئی كه از زیر دست او می‌گذرد قصری وسعی‌تر از دنیا با هر چه در آن از ثروت هست می‌دهد كه در آن قصرها هر چه دل انسان بخواهد و چشمش روشن شود موجود است و جاودانه در آن خواهد بود.

سپس امام علیه‌السلام فرمود: از یتیمی این یتیم شدیدتر یتیمی است كه از امام زمان خود دور افتاده و راهی برای رسیدن به آن حضرت ندارد و نمی داند وظائفش چیست.

بدانید هر كس از شیعیان ما كه علوم ما اهلبیت را در سینه داشته باشد و آنانكه راه و روش ما را نمی‌دانند و راهی برای دیدار ما ندارند را به سوی ما هدایت می‌نماید در حقیقت یتیمی را در دامان خود نشانده است.

آگاه باشید هر كس كه آنان را به سوی ما هدایت و ارشاد نماید و راه رسم ما را به آنان بیاموزد با ما در «رفیق اعلی» (برترین جایگاههای بهشت) خواهد بود. این مطلب را پدرم از پدرانش از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله برایم بازگو فرموده است.

سپس امام عسگری علیه‌السلام فرمود:

حضرت علی بن ابی طالب علیه‌السلام فرمود:

كسی كه از شعیان ما به روش و راه ما دانا باشد و شعیان ضعیف ما را از تاریكی خارج نموده و به روشنائی علمی كه به او بخشیده‌ایم وارد سازد (عالمی كه تنها از طریق معارف اهلبیت عصمت علیه‌السلام و از راه تزكیه نفس و معرفت امام زمان ارواحنافداه دیگران را هدایت می‌نماید و علوم اهلبیت علیه‌السلام را با افكار دیگران مخلوط نمی‌نماید) روز قیامت در حالی وارد عرصه قیامت خواهد شد كه بر سرش تاجی از نور است كه تمامی فضاهای قیامت را روشن می‌نماید و زیوری بر او هست كه كمترین تار آن از دنیا و آنچه در آن هست ارزشمندتر است.

در ادامه حضرت امام عسگری علیه‌السلام فرمود:

حضرت علی بن الحسین امام سجاد علیه‌السلام فرمود:

خداوند متعال به حضرت موسی علیه‌السلام وحی فرمود: ای موسی مرا نزد خلقم محبوب گردان و مردم را نیز نزد من محبوب نما.

عرض كرد‌: خدایا چگونه چنین كنم؟

فرمود: به آنها نعمتها و الطافم را بازگو و یادآوری نما تا مرا دوست بدارند. اگر تو فرار كرده‌ای از درب خانه‌ام یا دور افتاده‌ای از پیشگاهم را به من بر گردانی، برایت از عبادت صد (هزار - نسخه بدل) سال شبهایش را به عبادت و روزهایش را به روزه‌داری گذرانده باشی، با ارزشتر است.

موسی عرض كرد: خدایا این بنده فراری تو كیست؟

فرمود: معصیت كاری كه از فرمانم تمرد نموده است.

عرض كرد دور افتاده و ره گم كرده از پیشگاه تو كیست؟

فرمود: كسی كه امام زمان خود را نشناسد كه تو بتوانی امام زمانش را به او بشناسانی و پس از آنكه امام زمانش از نظر او ناشناس و از ذهنش دور بود بتوانی او را به امامش نزدیك و به او معرفی نمائی و كسی كه راه و روش دین خود را نمی‌داند به او تعلیم نمائی تا بتواند بندگی و اطاعت پروردگار خود نماید و به آنچه او راضی است برسد."

 

منابع:

مكیال المكارم ج 2 ص 257

راهی به سوی نور ص433

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم شهریور 1385ساعت 0:0  توسط آمون  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

از آن زمان که آدم و حوا با هم جمع شدند و زاد و ولد کردند ، حق و باطل هم پیدا شد .

قابیلیان بر هابیلیان شوریدند و ظلم در گستره عالم رو به فرا گیری رفت و مظلومان تاریخ

با رنج و درد روز افزون دست بگریبان شدند.

در این میان شاخص ترین مظلوم عالم هستی حضرت حسین بن علی علیه السلام

بدست یزید زمان به شهادت رسید و این مظلومیت تا ظهور منجی موعود تداوم دارد .

بیجهت نیست که ، سر نوشت این امام همام با حضرت بقیه الله ارواحنا لتراب مقدمه الفداه

در هم آمیخته و با هم گره خورده است . لذا در تمام ایامی که متعلق به آقا امام زمان است

 یاد و ذکر و زیارت امام حسین علیه السلام نیز سفارش شده است .

طبق روایات بسیاری آغاز قیام جهانی حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در روز

عاشورا بوقوع خواهد پیوست .

در فرمایشات حضرت رسول صلی الله علیه و آله ، مبنای وجودی حضرت مهدی علیه السلام

را وجود نازنین حضرت امام حسین علیه السلام عنوان فرموده اند .

حضرت امام حسین علیه السلام آنگاه که از مکه معظمه خارج گردیدند به قصد کوفه حرکت

کردند . بدلیل پیمان شکنی کوفیان این سفر ناتمام ماند ، تا آن زمان که فرزند برومند ایشان

 حکومت جهانی خود را به مرکزیت شهر کوفه بنا خواهد نمود . انشاالله

روایات زیادی رسیده است که حضرت ولی عصر علیه السلام بیاد مظلومیت جد بزرگوار خود

 و خاندان محترم ایشان شب و روز در سوگ هستند و هر کجا ذکر مصائب وارده به حسین بن

 علی علیه السلام باشد حضرت در آن مجلس حاضر می شوند .

و او خواهد آمد و انتقام خون بناحق ریخته جد بزرگوار خود و دیگر مظلومان را از یزیدیان زمان

خواهد ستاند . انشاالله         اقتباس از کتاب یاد مهدی علیه السلام

                                               محمد خادمی شیرازی

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم شهریور 1385ساعت 11:58  توسط صدر  | 


 

به نام حضرت دوست

مناجات حضرت اميرالمؤمنين و امامان از فرزندان او عليهم السلام  در ماه شعبان 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

اى خدا درود فرست بر محمد و آلش

 

وَ اسْمَعْ دُعَائِي إِذَا دَعَوْتُكَ وَ اسْمَعْ نِدَائِي إِذَا نَادَيْتُكَ‏

و چون تو را بخوانم دعاى مرا اجابت فرما و هرگاه تو را ندا كنم ندايم بشنو

 

وَ أَقْبِلْ عَلَيَّ إِذَا نَاجَيْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ‏

و چون با تو مناجات كنم به حالم توجه فرما كه من بسوى تو گريخته‏ام و در حضور حضرتت ايستاده در حالى كه به درگاهت به حال پريشانى تضرع و زارى مى‏كنم

 

رَاجِياً لِمَا لَدَيْكَ ثَوَابِي وَ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَ تَخْبُرُ حَاجَتِي وَ تَعْرِفُ ضَمِيرِي‏

و به آنچه نزد توست چشم اميد دارم و تو از دلم آگاهى و حاجتم را مى‏دانى و ضمير مرا مى‏شناسى

 

وَ لاَ يَخْفَى عَلَيْكَ أَمْرُ مُنْقَلَبِي وَ مَثْوَايَ‏

و هيچ امرى از امور دنيا و آخرت من بر تو پنهان نيست

 

وَ مَا أُرِيدُ أَنْ أُبْدِئَ بِهِ مِنْ مَنْطِقِي وَ أَتَفَوَّهَ بِهِ مِنْ طَلِبَتِي وَ أَرْجُوهُ لِعَاقِبَتِي‏

و آنچه مى‏خواهم كه به زبان اظهار كنم و از حوايجم سخن گويم و آنچه براى حسن عاقبتم به تو اميد دارم همه را مى‏دانى

 

وَ قَدْ جَرَتْ مَقَادِيرُكَ عَلَيَّ يَا سَيِّدِي فِيمَا يَكُونُ مِنِّي إِلَى آخِرِ عُمْرِي‏

و حكم تقدير تو بر من اى سيد من در باطن و ظاهرم تا آخر عمر جارى و نافذ است

 

مِنْ سَرِيرَتِي وَ عَلاَنِيَتِي وَ بِيَدِكَ لاَ بِيَدِ غَيْرِكَ زِيَادَتِي وَ نَقْصِي وَ نَفْعِي وَ ضَرِّي‏

و هر زيادت و نقصان و سود و زيان بر من وارد آمد همه به دست توست نه غير تو

 

إِلَهِي إِنْ حَرَمْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَرْزُقُنِي وَ إِنْ خَذَلْتَنِي فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُنِي‏

اى خدا اگر تو مرا از رزقت محروم سازى ديگر كه تواند مرا روزى دهد و اگر تو مرا خوار گردانى كه مرا يارى تواند كرد

 

إِلَهِي أَعُوذُ بِكَ مِنْ غَضَبِكَ وَ حُلُولِ سَخَطِكَ‏

اى خدا به تو پناه مى‏برم از غضب تو و از ورود خشم و سخطت

 

إِلَهِي إِنْ كُنْتُ غَيْرَ مُسْتَأْهِلٍ لِرَحْمَتِكَ فَأَنْتَ أَهْلٌ أَنْ تَجُودَ عَلَيَّ بِفَضْلِ سَعَتِكَ‏

اى خدا اگر من لايق رحمتت نيستم تو لايقى كه بر من از فضل و كرم بى‏پايانت جود و بخشش كنى

 

إِلَهِي كَأَنِّي بِنَفْسِي وَاقِفَةٌ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ قَدْ أَظَلَّهَا حُسْنُ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ فَقُلْتَ (فَفَعَلْتَ) مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ تَغَمَّدْتَنِي بِعَفْوِكَ‏

اى خداى من گويا من اكنون در حضور تو ايستاده‏ام و حسن توكلم بر تو به سرم سايه لطف انداخته و آنچه از كرم و احسان تو را شايسته است با من بجا آورده‏اى عفو و آمرزشت مرا فرا گرفته است

 

إِلَهِي إِنْ عَفَوْتَ فَمَنْ أَوْلَى مِنْكَ بِذَلِكَ‏

اى خدا اگر تو مرا عفو كنى كه از تو سزاوارتر به عفو است

 

وَ إِنْ كَانَ قَدْ دَنَا أَجَلِي وَ لَمْ يُدْنِنِي (يَدْنُ) مِنْكَ عَمَلِي فَقَدْ جَعَلْتُ الْإِقْرَارَ بِالذَّنْبِ إِلَيْكَ وَسِيلَتِي‏

و اگر اجلم نزديك شد و عمل صالحم مرا به تو نزديك نكرد من هم اقرار به گناهانم را وسيله عفوت قرار داده‏ام

 

إِلَهِي قَدْ جُرْتُ عَلَى نَفْسِي فِي النَّظَرِ لَهَا فَلَهَا الْوَيْلُ إِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَهَا

خدايا من در توجهم به نفس خود بر خويش ستم كردم پس اى واى بر نفس من اگر تو او را نيامرزى

 

إِلَهِي لَمْ يَزَلْ بِرُّكَ عَلَيَّ أَيَّامَ حَيَاتِي فَلاَ تَقْطَعْ بِرَّكَ عَنِّي فِي مَمَاتِي‏

اى خدا چنانكه لطف و احسانت در تمام مدت زندگى شامل حالم بود پس در مرگ مرا از احسانت محروم مساز

 

إِلَهِي كَيْفَ آيَسُ مِنْ حُسْنِ نَظَرِكَ لِي بَعْدَ مَمَاتِي وَ أَنْتَ لَمْ تُوَلِّنِي (تُولِنِي) إِلاَّ الْجَمِيلَ فِي حَيَاتِي‏

اى خدا چگونه مايوس از احسانت بعد مردنم شوم و حال آنكه تو در تمام عمرم با من جز نيكى و احسان نكردى

 

إِلَهِي تَوَلَّ مِنْ أَمْرِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ وَ عُدْ عَلَيَّ بِفَضْلِكَ عَلَى مُذْنِبٍ قَدْ غَمَرَهُ جَهْلُهُ‏

اى خدا با من آن كن كه تو را شايد (نه آنجه مرا بايد) و باز هم به فضل و كرم بر گنهكارى كه در لجه گناه از جهل و نادانى فرو رفته ترحم فرما

 

إِلَهِي قَدْ سَتَرْتَ عَلَيَّ ذُنُوباً فِي الدُّنْيَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَيَّ مِنْكَ فِي الْأُخْرَى‏

اى خدا تو در دار دنيا گناهانم را از تمام خلق پنهان داشتى و من در آخرت به ستاريت از دنيا محتاجترم

 

(إِلَهِي قَدْ أَحْسَنْتَ إِلَيَّ) إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِكَ الصَّالِحِينَ‏

و چون لطف كردى و گناهانم را بر هيچ بنده صالحى آشكار نكردى

 

فَلاَ تَفْضَحْنِي يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ

پس روز قيامت هم مرا مفتضح و رسوا در حضور جميع خلايق مگردان

 

إِلَهِي جُودُكَ بَسَطَ أَمَلِي وَ عَفْوُكَ أَفْضَلُ مِنْ عَمَلِي‏

خدايا جود و بخششت بساط آرزوى مرا گسترده و عفو تو بهتر از عمل من است

 

إِلَهِي فَسُرَّنِي بِلِقَائِكَ يَوْمَ تَقْضِي فِيهِ بَيْنَ عِبَادِكَ إِلَهِي اعْتِذَارِي إِلَيْكَ اعْتِذَارُ مَنْ لَمْ يَسْتَغْنِ عَنْ قَبُولِ عُذْرِهِ‏

اى خدا آن روزى كه ميان بندگانت حكم مى‏كنى آن روز مرا به لقاء خود شاد گردان اى خدا من چون كسى به درگاهت عذر مى‏خواهم كه به قبول عذر سخت محتاج است

 

فَاقْبَلْ عُذْرِي يَا أَكْرَمَ مَنِ اعْتَذَرَ إِلَيْهِ الْمُسِيئُونَ‏

پس عذرم بپذير اى كريمترين كسى كه گنهكاران از او معذرت مى‏طلبند

 

إِلَهِي لاَ تَرُدَّ حَاجَتِي وَ لاَ تُخَيِّبْ طَمَعِي وَ لاَ تَقْطَعْ مِنْكَ رَجَائِي وَ أَمَلِي‏

اى خدا حاجتم را رد مكن و دست طمعم را از درگاهت محروم برمگردان و اميد و آرزويم از لطف و كرمت منقطع مساز

 

إِلَهِي لَوْ أَرَدْتَ هَوَانِي لَمْ تَهْدِنِي وَ لَوْ أَرَدْتَ فَضِيحَتِي لَمْ تُعَافِنِي‏

اى خدا اگر تو اراده خوارى من داشتى به هدايت و احسانت سرافرازم نمى‏كردى و اگر مى‏خواستى مرا رسوا سازى در دنيا معافم نمى‏فرمودى

 

إِلَهِي مَا أَظُنُّكَ تَرُدُّنِي فِي حَاجَةٍ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي طَلَبِهَا مِنْكَ‏

اى خداى من هرگز به تواين گمان نمى‏برم كه حاجتى كه به تو دارم و عمرم را در طلبش فانى كردم باز روان سازى

 

إِلَهِي فَلَكَ الْحَمْدُ أَبَداً أَبَداً دَائِماً سَرْمَداً يَزِيدُ وَ لاَ يَبِيدُ كَمَا تُحِبُّ وَ تَرْضَى‏

اى خدا حمد و ثنا مختص توست حمد ابدى و دايم سرمدى كه همى بيفزايد و هرگز فنا نپذيرد چنانكه تو دوست بدارى و بپسندى

 

إِلَهِي إِنْ أَخَذْتَنِي بِجُرْمِي أَخَذْتُكَ بِعَفْوِكَ وَ إِنْ أَخَذْتَنِي بِذُنُوبِي أَخَذْتُكَ بِمَغْفِرَتِكَ‏

اى خدا اگر مرا به جرمم مؤاخذه كنى تو را به عفوت مؤاخذه مى‏كنم و اگر مرا به گناهانم بازخواست كنى تو را به مغفرتت باز خواست كنم

 

وَ إِنْ أَدْخَلْتَنِي النَّارَ أَعْلَمْتُ أَهْلَهَا أَنِّي أُحِبُّكَ‏

و اگر مرا به آتش دوزخ برى اهل آتش را آگاه خواهم كرد كه من تو را دوست مى‏داشتم

 

إِلَهِي إِنْ كَانَ صَغُرَ فِي جَنْبِ طَاعَتِكَ عَمَلِي فَقَدْ كَبُرَ فِي جَنْبِ رَجَائِكَ أَمَلِي‏

اى خدا اگر در مقابل طاعتت عملم اندك است در مقابل رجاء و اميد به كرمت آرزويم بسيار است

 

إِلَهِي كَيْفَ أَنْقَلِبُ مِنْ عِنْدِكَ بِالْخَيْبَةِ مَحْرُوماً وَ قَدْ كَانَ حُسْنُ ظَنِّي بِجُودِكَ أَنْ تَقْلِبَنِي بِالنَّجَاةِ مَرْحُوماً

اى خدا چگونه از درگاه لطفت محروم و نااميد برگردم در صورتى كه به جود و احسان تو حسن ظن بسيار داشتم كه به حالم ترحم كرده و عاقبت از اهل نجاتم مى‏گردانى

 

إِلَهِي وَ قَدْ أَفْنَيْتُ عُمُرِي فِي شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْكَ وَ أَبْلَيْتُ شَبَابِي فِي سَكْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْكَ‏

اى خدا عمرم را با درد و غفلت از تو فانى ساختم و بفرسودم جوانيم را در مستى بعد از تو

 

إِلَهِي فَلَمْ أَسْتَيْقِظْ أَيَّامَ اغْتِرَارِي بِكَ وَ رُكُونِي إِلَى سَبِيلِ سَخَطِكَ‏

اى خدا پس بيدار نشدم روزگارى را كه مغرور كرمت بودم و به راه سخط و غضبت مى‏رفتم

 

إِلَهِي وَ أَنَا عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيْكَ مُتَوَسِّلٌ بِكَرَمِكَ إِلَيْكَ‏

اى خدا من بنده تو و فرزند بنده توام كه در پيشگاه حضورت ايستاده‏ام و كرم و رحمتت را بسويت وسيله خود قرار داده‏ام

 

إِلَهِي أَنَا عَبْدٌ أَتَنَصَّلُ إِلَيْكَ مِمَّا كُنْتُ أُوَاجِهُكَ بِهِ مِنْ قِلَّةِ اسْتِحْيَائِي مِنْ نَظَرِكَ‏

اى خدا منم بنده‏اى كه به عذر خواهى به درگاهت آمده‏ام از اعمال زشتى كه بواسطه قلت حيا به حضورت و در نظرت بجا آورده‏ام

 

وَ أَطْلُبُ الْعَفْوَ مِنْكَ إِذِ الْعَفْوُ نَعْتٌ لِكَرَمِكَ‏

و از تو عفو و بخشش مى‏طلبم كه عفو وصف كرم توست

 

إِلَهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِيَتِكَ إِلاَّ فِي وَقْتٍ أَيْقَظْتَنِي لِمَحَبَّتِكَ‏

اى خدا من قدرتى كه از معصيت باز گردم ندارم مگر آنكه تو به عشق و محبت مرا بيدار گردانى

 

وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنْتُ فَشَكَرْتُكَ بِإِدْخَالِي فِي كَرَمِكَ وَ لِتَطْهِيرِ قَلْبِي مِنْ أَوْسَاخِ الْغَفْلَةِ عَنْكَ‏

يا آنكه چنانكه تو مى‏خواهى باشم و شكر تو گويم چون مرا به كرمت داخل كردى و قلبم را از پليديهاى غفلت پاك و پاكيزه گردانيدى

 

إِلَهِي انْظُرْ إِلَيَّ نَظَرَ مَنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ اسْتَعْمَلْتَهُ بِمَعُونَتِكَ فَأَطَاعَكَ‏

اى خدا از لطف به حال من چنان بنگر كه‏به كسى كه او را خواندى و اجابت كرد و به كار طاعت واداشتى و اطاعتت نمود مى‏نگرى

 

يَا قَرِيباً لاَ يَبْعُدُ عَنِ الْمُغْتَرِّ بِهِ وَ يَا جَوَاداً لاَ يَبْخَلُ عَمَّنْ رَجَا ثَوَابَهُ‏

اى نزديكى كه هرگز دور از آنكه فريفته توست نمى‏شوى و اى با جود و كرمى كه هرگز بخل بر آنكه اميد احسانت دارد نمى‏كنى

 

إِلَهِي هَبْ لِي قَلْباً يُدْنِيهِ مِنْكَ شَوْقُهُ وَ لِسَاناً يُرْفَعُ إِلَيْكَ صِدْقُهُ وَ نَظَراً يُقَرِّبُهُ مِنْكَ حَقُّهُ‏

اى خدا به من دلى عطا كن كه مشتاق مقام قرب تو باشد و زبانى كه سخن صدقش بسوى تو بالا رود و نظر حقيقتى كه تقرب تو جويد

 

إِلَهِي إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِكَ غَيْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاَذَ بِكَ غَيْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَيْهِ غَيْرُ مَمْلُوكٍ (مَمْلُولٍ)

اى خدا آنكه به تو معروف شد هرگز مجهول و بى‏نام نشود و هر كه به تو پناه آورد هرگز خوار نگردد و هر كه تو به او توجه كنى بنده ديگرى نشود

 

إِلَهِي إِنَّ مَنِ انْتَهَجَ بِكَ لَمُسْتَنِيرٌ وَ إِنَّ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ لَمُسْتَجِيرٌ وَ قَدْ لُذْتُ بِكَ يَا إِلَهِي‏

اى خدا هر كه به تو راه يافت روشن شد و هر كه به تو پناه برد پناه يافت و من به درگاه تو پناه آورده‏ام پس تو اى خدا

 

فَلاَ تُخَيِّبْ ظَنِّي مِنْ رَحْمَتِكَ وَ لاَ تَحْجُبْنِي عَنْ رَأْفَتِكَ‏

حسن ظن مرا به رحمتت نوميد مساز و از فروغ رأفت و عنايتت مرا محجوب مگردان

 

إِلَهِي أَقِمْنِي فِي أَهْلِ وَلاَيَتِكَ مُقَامَ مَنْ رَجَا الزِّيَادَةَ مِنْ مَحَبَّتِكَ‏

اى خدا مرا در ميان اولياء خود مقام آنكس را بخش كه به اميد زياد شدن محبت توست

 

إِلَهِي وَ أَلْهِمْنِي وَلَهاً بِذِكْرِكَ إِلَى ذِكْرِكَ وَ هِمَّتِي فِي رَوْحِ نَجَاحِ أَسْمَائِكَ وَ مَحَلِّ قُدْسِكَ‏

اى خدا و مرا واله و حيران ياد خود براى ياد خود گردان و همتم را بر نشاط و فيروزى در اسماء خود و مقام قدس خويش موقوف ساز

 

إِلَهِي بِكَ عَلَيْكَ إِلاَّ أَلْحَقْتَنِي بِمَحَلِّ أَهْلِ طَاعَتِكَ وَ الْمَثْوَى الصَّالِحِ مِنْ مَرْضَاتِكَ‏

اى خدا به ذات پاكت و به حقى كه تو را بر خلق است قسم كه مرا به اهل طاعتت ملحق ساز و منزل شايسته از مقام رضا و خوشنوديت عطا فرما

 

فَإِنِّي لاَ أَقْدِرُ لِنَفْسِي دَفْعاً وَ لاَ أَمْلِكُ لَهَا نَفْعاً

كه من قادر نيستم دفع شرى از خود يا جلب نفعى براى خود كنم

 

إِلَهِي أَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ وَ مَمْلُوكُكَ الْمُنِيبُ (الْمَعِيبُ) فَلاَ تَجْعَلْنِي مِمَّنْ صَرَفْتَ عَنْهُ وَجْهَكَ وَ حَجَبَهُ سَهْوُهُ عَنْ عَفْوِكَ‏

اى خدا من بنده ضعيف گنهكار و مملوك تايب پر عيب و نقص توام پس مرا از آنان كه روى از آنها مى‏گردانى و به غفلت از عفوت محجوب شدند قرار مده

 

إِلَهِي هَبْ لِي كَمَالَ الاِنْقِطَاعِ إِلَيْكَ وَ أَنِرْ أَبْصَارَ قُلُوبِنَا بِضِيَاءِ نَظَرِهَا إِلَيْكَ‏

اى خدا مرا انقطاع كامل بسوى خود عطا فرما و روشن ساز ديده‏هاى دل ما را به نورى كه به آن نور تو را مشاهده كند

 

حَتَّى تَخْرِقَ أَبْصَارُ الْقُلُوبِ حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ إِلَى مَعْدِنِ الْعَظَمَةِ وَ تَصِيرَ أَرْوَاحُنَا مُعَلَّقَةً بِعِزِّ قُدْسِكَ‏

تا آنكه ديده بصيرت ما حجابهاى نور را بر دردو به نور عظمت واصل گردد و جانهاى ما به مقام قدس عزتت در پيوندد

 

إِلَهِي وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ نَادَيْتَهُ فَأَجَابَكَ وَ لاَحَظْتَهُ فَصَعِقَ لِجَلاَلِكَ فَنَاجَيْتَهُ سِرّاً وَ عَمِلَ لَكَ جَهْراً

اى خدا مرا از آنان قرار ده كه چون او را ندا كنى تو را اجابت مى‏كند و چون به او متوجه شوى از تجلى جلال و عظمتت مدهوش مى‏گردد پس تو با او در باطن راز مى‏گويى و او به عيان به كار تو مشغول است

 

إِلَهِي لَمْ أُسَلِّطْ عَلَى حُسْنِ ظَنِّي قُنُوطَ الْإِيَاسِ وَ لاَ انْقَطَعَ رَجَائِي مِنْ جَمِيلِ كَرَمِكَ‏

اى خدا بر حسن ظنم به تو يأس و نااميدى مسلط مساز و دست اميدم از دامن كرم نيكويت جدا مگردان

 

إِلَهِي إِنْ كَانَتِ الْخَطَايَا قَدْ أَسْقَطَتْنِي لَدَيْكَ فَاصْفَحْ عَنِّي بِحُسْنِ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ‏

اى خدا اگر خطاهايم مرا نزد تو پس و خوار گردانيده هم بواسطه حسن اعتمادم به تو از من عفو كن

 

إِلَهِي إِنْ حَطَّتْنِي الذُّنُوبُ مِنْ مَكَارِمِ لُطْفِكَ فَقَدْ نَبَّهَنِي الْيَقِينُ إِلَى كَرَمِ عَطْفِكَ‏

اى خدا اگر گناهانم مرا از لطف و كرامتهايت دور كرده مقام يقينم مرا به كرم و عطوفتت تذكر مى‏دهد

 

إِلَهِي إِنْ أَنَامَتْنِي الْغَفْلَةُ عَنِ الاِسْتِعْدَادِ لِلِقَائِكَ فَقَدْ نَبَّهَتْنِي الْمَعْرِفَةُ بِكَرَمِ آلاَئِكَ‏

و اگر غفلت مرا از مهياى لقاى تو شدن به خواب غرور افكند معرفتم به نعمتهاى بزرگوارت بيدار مى‏گرداند

 

إِلَهِي إِنْ دَعَانِي إِلَى النَّارِ عَظِيمُ عِقَابِكَ فَقَدْ دَعَانِي إِلَى الْجَنَّةِ جَزِيلُ ثَوَابِكَ‏

اى خدا اگر عقاب و انتقام تو مرا به آتش دوزخ خواند ثواب و عنايتت مرا بسوى بهشت ابد دعوت كرد

 

إِلَهِي فَلَكَ أَسْأَلُ وَ إِلَيْكَ أَبْتَهِلُ وَ أَرْغَبُ وَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

اى خدا پس من هر چه بخواهم از تو درخواست مى‏كنم و به درگاه كرمت با ناله و زارى و شوق و رغبت مى‏نالم و از تو مى‏طلبم كه درود فرستى بر محمد (ص) و آل محمد

 

وَ أَنْ تَجْعَلَنِي مِمَّنْ يُدِيمُ ذِكْرَكَ وَ لاَ يَنْقُضُ عَهْدَكَ وَ لاَ يَغْفُلُ عَنْ شُكْرِكَ وَ لاَ يَسْتَخِفُّ بِأَمْرِكَ‏

و مرا از آنان قرار دهى كه دايم به ياد تواند و هرگز عهد تو نشكنند و شكر و سپاست را لحظه‏اى فراموش نكنند و امرت را سبك نشمرند

 

إِلَهِي وَ أَلْحِقْنِي بِنُورِ عِزِّكَ الْأَبْهَجِ فَأَكُونَ لَكَ عَارِفاً وَ عَنْ سِوَاكَ مُنْحَرِفاً وَ مِنْكَ خَائِفاً مُرَاقِباً

اى خدا و مرا به نور مقام عزتت كه بهجت و نشاطش از هر لذت بالاتر است در پيوند تا آنكه شناساى تو باشم و از غير تو رو بگردانم و از تو ترسان و مراقب فرمان باشم

 

يَا ذَا الْجَلاَلِ وَ الْإِكْرَامِ وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَى مُحَمَّدٍ رَسُولِهِ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً

اى خداى صاحب جلال و بزرگوارى و درود خدا بر رسولش محمد (ص) و بر اهل بيت پاكش و سلام و تحيت بسيار باد.

 

و اين از مناجاتهاى جليل القدر ائمة عليهم السلام است و بر مضامين عاليه مشتمل است و در هر وقت كه حضور قلبى باشد خواندن آن مناسب است‏

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


للحق

سلامي چو بوي خوش آشنايي --- بر آن مردم ديده روشنايي

درودي چو نور دل پارسايان --- بر آن شمع خلوتگه پارسايي

نمي‌بينم از همدمان هيچ بر جا --- دلم پر شد از غصّه ساقي كجايي؟!


 

 

پ . ن : با عرض معذرت از خانم قصه گو

نمیدونم چی شد مطلبشون ارسال نشد شعر بالا را گذاشتم - سید محسن

 

در پناه حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 8:0  توسط قصه گو  | 


 

*سالروز میلاد  قمر بنی هاشم ، حضرت ابوالفضل العباس (ع) را به پیشگاه حضرت حجت(عج) و  مسلمانان عزیز ،تبریک می گوییم*

 

 کمال حق  ز سر تا پاست عباس
به یکتایی قسم یکتاست عباس
اگر چه زاده ی ام البنین است
ولیکن مادرش زهراست عباس
میان اهل بیت آقاست عباس
کلید قفل مشکل هاست عباس
علم بر دست  و مشک آب بر دوش
که هم سر دار و هم سقاست عباس

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 10:40  توسط بهار  | 


عالم در طواف عشق است و دايره‌دار اين طواف حضرت حسين‌ (ع) است.

شهيد آوينی

عید میلاد امام عشق حضرت اباعبدلله‌الحسین (ع) مبارك باد

 

اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ آدَمَ صَِفْوَةِ اللَّهِ اَلسَّلامُ

سلام بر تو اى وارث آدم برگزيده خدا سلام

عَلَيْكَ يا وارِثَ نُوحٍ نَبِىِّ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ اِبْراهيمَ خَليلِ

بر تو اى وارث نوح پيغمبر خدا سلام بر تو اى وارث ابراهيم خليل

اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ مُوسى كَليمِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ

خدا سلام بر تو اى وارث موسى هم سخن با خدا سلام بر تو اى وارث

عيسى رُوحِ اللَّهِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا وارِثَ مُحَمَّدٍ حَبيبِ اللَّهِ اَلسَّلامُ

عيسى روح خدا سلام بر تو اى وارث محمد حبيب خدا سلام

عَلَيْكَ يا وارِثَ اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلَيْهِ السَّلامُ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ

بر تو اى وارث امير مؤ منان عليه السلام سلام بر تو اى فرزند

مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ عَلِي الْمُرْتَضى اَلسَّلامُ عَلَيْكَ

محمد مصطفى سلام بر تو اى فرزند على مرتضى سلام بر تو اى

يَابْنَ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يَا بْنَ خَديجَةَ الْكُبْرى اَلسَّلامُ

فرزند فاطمه زهرا سلام برتو اى فرزند خديجه كبرى سلام

عَلَيْكَ يا ثارَ اللَّهِ وَابْنَ ثارِهِ وَالْوِتْرَ الْمَوْتُورُ اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ اَقَمْتَ

بر تو اى كسى كه خدا خونخواهيش كند و فرزند چنين خونى و اى تك و تنها مانده اى كه انتقام خونت گرفته نشد گواهى دهم كه تو

الصَّلوةَ وَآتَيْتَ الزَّكوةَ وَاَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَيْتَ عَنْ الْمُنْكَرِ

بپاداشتى نماز را و بدادى زكات را و امر كردى به معروف (كار نيك ) و نهى كردى از منكر (كار زشت )

وَاَطَعْتَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ حَتّى اَتيكَ الْيَقينُ فَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً قَتَلَتْكَ وَلَعَنَ

و پيروى كردى از خدا و رسولش تا به شهادت رسيدى پس خدا لعنت كند مردمى كه تو را كشتند و خدا لعنت

اللَّهُ اُمَّةً ظَلَمَتْكَ وَلَعَنَ اللَّهُ اُمَّةً سَمِعَتْ بِذلِكَ فَرَضِيَتْ بِهِ يا مَوْلاىَ يا

كند مردمى كه به تو ستم كردند و خدا لعنت كند مردمى كه اين جريان را شنيدند و بدان راضى شدند اى مولاى من اى

اَبا عَبْدِ اللَّهِ اَشْهَدُ اَنَّكَ كُنْتَ نُوراً فِى الاَْصْلابِ الشّامِخَةِ وَالاَْرْحامِ

ابا عبداللّه گواهى دهم كه تو براستى نورى بودى در صُلبهاى شامخ (و بلند) و رَحِمْهاى

الْمُطَهَّرَةِ لَمْ تُنَجِّسْكَ الْجاهِلِيَّةُ بِاَنْجاسِها وَلَمْ تُلْبِسْكَ مِنْ مُدْلَهِمّاتِ

پاك ، آلوده ات نكرد زمان جاهليت به پليديهايش و نپوشاندت از جامه هاى آلوده و

ثِيابِها وَاَشْهَدُ اَنَّكَ مِنْ دَعآئِمِ الدّينِ وَاَرْكانِ الْمُؤْمِنينَ

چركش و گواهى دهم كه براستى تو از جمله ستونهاى دين و پايه هاى محكم مردان با ايمانى

وَاَشْهَدُ اَنَّكَ الاِْمامُ الْبَرُّ التَّقِىُّ الرَّضِىُّ الزَّكِىُّ الْهادِى الْمَهْدِىُّ

و گواهى دهم كه براستى تو پيشوائى هستى نيكوكار و با تقوى و پسنديده و پاكيزه و راهنماى راه يافته

وَاَشْهَدُ اَنَّ الاَْئِّمَةَ مِنْ وُلْدِكَ كَلِمَةُ التَّقْوى وَاَعْلامُ الْهُدى وَالْعُروَةُ

و گواهى دهم كه امامان از فرزندان تو اساس (و حقيقت ) تقوى و نشانه هاى هدايت و دستاويز

الْوُثْقى وَالْحُجَّةُ عَلَّى اَهْلِ الدُّنْيا وَاُشْهِدُ اللَّهَ وَمَلاَّئِكَتَهُ وَاَنْبِي آئَهُ

محكم (حق ) و حجتهائى بر مردم دنيا هستند و گواه گيرم خدا و فرشتگانش و پيمبرانش

وَرُسُلَهُ اَ نّى بِكُمْ مُؤْمِنٌ وَبِاِيابِكُمْ مُوقِنٌ بِشَرايِعِ دينى وَخَواتيمِ

و رسولانش را كه من براستى به شما ايمان دارم و به بازگشتتان يقين دارم طبق مقررات دين و مذهبم و پايان

عَمَلى وَقَلْبى لِقَلْبِكُمْ سِلْمٌ وَاَمْرى لاَِمْرِكُمْ مُتَّبِعٌ صَلَواتُ اللَّهِ

كردارم و دلم تسليم دل شما است و كارم پيرو كار شما است درودهاى خدا

عَلَيْكُمْ وَعَلى اَرْواحِكُمْ وَعَلى اَجْسادِكُمْ وَعَلى اَجْسامِكُمْ وَ عَلى

بر شما و بر روانهايتان و بر جسدهاتان و بر پيكرتان و بر

شاهِدِكُمْ وَعَلى غائِبِكُمْ وَعَلى ظاهِرِكُمْ وَعَلى باطِنِكُمْ

حاضرتان و بر غائبتان و بر آشكارتان و بر نهانتان 


 
بعد التحریر:
 
۱- اگه زیارت کردید و دلتون رفت یه جای خوب٬ التماس دعا

۲- به نیابت از آقای غفاری ارسال می کنم قربتا الی الله 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 0:0  توسط آمون  | 


 

على بن حوشب ، از مكحول ، از على بن أبي طالب از رسول خدا ( ص ) نقل كرده كه فرمود : از رسول خدا صلى الله عليه وآله پرسيدم آيا مهدى از ما ائمه هدى است يا از غير ما ؟ آن حضرت فرمود : بلكه از ماست ، بوسيلهء ما دين به پايان مى رسد همانگونه كه بواسطهء ما آغاز شده است ، و مردم بوسيلهء
ما از گمراهى فتنه نجات پيدا میكنند همانطورى كه از گمراهى شرك نجات يافته اند ، بخاطر ما خداوند بعد از دشمنى ميان دلهاى آنها در دين الفت و مهربانى قرار میدهد همانگونه كه ميان دلها ودين آنها بعد از دشمنى شرك ، الفت بر قرار نمود .

 البحار : ج 32 ص 297

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 10:10  توسط بهار  | 


درباره منتظر و اینکه وظایفش چیه٬ و یا اینکه چه حالاتی داره هر کدوم از ما مطالب زیادی خوندیم ولی تو همون کتاب راهی بسوی نور آقای نعمتی از قول مرحوم آیه‌الله حاج میرزا محمد تقی موسوی اصفهانی مولف کتاب مکیال المکارم به تعبیر زیبایی اشاره کرده که عین مطلب رو براتون می نویسم:

"عالم پرهیزگار مؤلف كتاب «مكیال المكارم» می‌گوید:

انتظار كیفیتی روحی است كه موجب به وجود آمدن حالت آمادگی است برای آنچه انتظار دارند، و ضد آن یاس و ناامیدی است. هر چه انتظار بیشتر باشد آمادگی نیز بیشتر است؛ آیا نمی‌بینی اگر مسافری در راه داشته باشی و چشم به راه آمدن او باشی، هر چه زمان رسیدن او نزدیك گردد، آمادگی برای آمدنش فزونی می‌یابد. حالت انتظار، گاهی به پایه‌ای می‌رسد كه خواب از چشم می‌گیرد. چنانكه درجات انتظار از این نظر تفاوت می‌كند، همچنین از نظر حب و دوستی نسبت به آنچه را انتظار دارند تفاوت دارد، و هرچه عشق به «منتظر» افزون باشد آمادگی برای (فرا رسیدن) محبوب افزون می گردد، و (دیر آمدن و) فراق محبوب دردناك می‌شود، تا بدانجا كه (انسان) «منتظر» از خود بی‌خود می‌شود و دردها و سختیهای دردآور و مشكلات وحشت‌انگیز خود را (در راه محبوب خود) حس نمی‌كند."

 

حالا چند نفر از ما منتظریم؟

 

منابع:

1- مكیال‌المكارم فی فوائد الدعا للقائم – 2 / 152

2- عصر زندگی - محمد حكیمی - ص262.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 9:0  توسط آمون  | 


داشتم كتاب عصر زندگی نوشته آقای محمد حكیمی رو ورق می‌زدم به چند دعا از مولامون برخوردم كه راستش خیلی دلم سوخت. هیچ توضیحی نمی‌دم. فقط بعد از دعا اگه دلتون لرزید آمین بگید. همین!

 

امام مهدی(ع):

...خداوندا! خداوندا! كجاست؟ كجاست؟ كفایت تو (بندگانت را) كه همان یاریگر مستضعفان است.

و كجاست؟ كجاست؟ عنایت تو كه سپر هدف قرارگرفتگان بیداد روزگاران است. (این كفایت و عنایت را) ای پروردگار به من ارزانی دار!

و مرا از ستمكاران رهایی بخش، به من زیان رسیده است و تو مهربان‌ترین مهربانانی ای مولای من! سرگردانی مرا در كارم و گرفتاریم را در آزارها می‌بینی، و می‌نگری كه با آتش  دل و سوز سینه در هم آمیخته‌ام. پس ای خداوند بر محمد و آل محمد درود فرست، و به شایسته‌گی خود، رهایی و گشایشی ببخشای، و راه رسیدن به مژده‌ها و شادیها را بگشای ...

 

آمین یا رب‌العالمین

 

منبع:

الصحیفة المهدیة 35 - 36

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1385ساعت 13:0  توسط آمون  | 


به نام حضرت دوست


انتظار، انتظار، انتظار،

مهدیا،
هر طلوع که می آید به آروزی طلوعت،
سر بر آسمان بلند کرده و دستان خود را بیرق گدائی نموده و زبان به دعا می گشایم که:
خدایا به حق طلوع، غروب انتظار منتظران مهدی فاطمه (س) را براسان.

مهدیا ،
اگر من و امثال من گناهکاریم،
اگر با عهد شکنی هایمان قلب نازنینت را شکستیم،
هستند خیل عاشقانی که هر هفته چشم انتظار جمعه نشسته اند تا ندبه خوان درگاهت باشند.
هستند خیل عاشقانی که با سیلاب اشک در نیمه های شب،
دل طوفان زده خود را اندکی آرام می کنند تا با قدومت صبح آرامش را در آغوش گیرند.

مهدیا،
کی می آیی؟

بیا که نیست کسی برتر از تو و ، اولی
بیا که منجی عالم تو هستی، ای مولی


در پناه حضرت دوست
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم شهریور 1385ساعت 1:22  توسط سيد محسن  | 


 

للحق

 

در روايات، استقامت در دين، پارسايى و تخلق به مكارم اخلاق از ويژگى هاى منتظران حقيقى شمرده شده است.

 پيامبرگرامى اسلام (ص) در تجليل از مقام شامخ منتظران حقيقى خطاب به صحابه فرمود:

 شما اصحاب من هستيد، ليكن برادران من مردمى هستندكه در آخرالزمان مى آيند.

 

           

آن گاه در مقام توصيف اوج مجاهدت و تدين ايشان مى فرمايد:

 هر يك از ايشان، بيش از كسى كه بر زجر پوست كندنِ درختِ خار با دست خالى در شبِ تاريك يا نگهدارىِ آتش سوزانِ چوبِ درختِ تاغ دركفِ دست صبر مى كند، در ديندارى خود استقامت مى ورزد. به راستى كه آنان چراغ هاى هدايت در شب هاى ظلمانى هستند. 

امام جعفر صادق (ع) نيز فرمود:

هركس بخواهد در شمار منتظران حقيقى آن عدلِ منتظَر باشد، بايد پارسايى پيشه كند و متخلَق به مكارم اخلاق گردد

 

یا حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 3:13  توسط قصه گو  |