|
روزهای انتظار |

مفضل بن عمر ، امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود : بهترين چيزى كه مردم را به خداوند متعال نزديك ساخته و او را بهتر از هر چيزى از مردم راضى مینمايد اين است كه خداوند متعال ببيند مردم زمانى كه امام وحجت خدا را گم كرده واز جاى او بى خبرند ، بدانند كه حجت و ميثاق خداوند باطل نشده است . آن زمان است كه در صبح و عصر بايد آماده فرج باشيد وشديدترين خشم خداوند بر دشمنان زمانى است كه حجت خداوند غايب شده وظاهر نباشد وخداوند مى داند كه دوستان و اولياءش در حجت خدا ترديد نخواهند كرد ، زيرا در آن صورت خداوند لحظه اى حجت خود را از اولياى خويش غايب نخواهد ساخت وغيبت حجت خداوند زمانى محقق مى شود كه بدترين و شرورترين مردم ظهور مینمايند
الكافي : ج 1 ص 33 ح 1

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
حتما تا به حال پیش اومده كه به شما یه پستی بدن یا اینكه در شرف انتخاب شدن باشید. حالا فرقی نمیكنه تو هر سنی، چه نماینده كلاس مدرسهتون شده باشید یا دانشگاه و یا در هر دوره از دورههای زندگیتون، حتما پیش اومده كه كاندید یه پست مهم شده باشید. سوال من اینه چطور شد كه اون كار رو قبول كردیم؟ دلمون خواست یا احساس وظیفه كردیم؟ امروز میخوام یه حكایت دیگه تعریف كنم كه ممكنه هر كدوم از ما تو اون شرایط قرار بگیریم:
"مرحوم آیتالله حاج آقا حسن فرید محسنی قدسسره از قول مرحوم حجةالاسلام آقای شیخ محمد رضا ازقدانی اراكی نقل كردند كه وقتی مرحوم آیتاللهالعظمی میرزای بزرگ شیرازی قدسسره در سامرا وفات كرد، همه یقین داشتند كه سید استاد فشاركی بر جنازه میرزا نماز خواهد خواند و مرجعیت او مسلم خواهد بود. اما در وقت اقامه نماز، دیدند سید نیست؛ هر چه تفحص كردند، او را نیافتند و چند ساعت جنازه را معطل گذاشتند. عاقبت مایوس شدند و بر جنازه نماز خواندن و برای نجف حركت دادند.
در این هنگام دیدند كه سید فشاركی پیدا شد، در حالی كه آنقدر گریسته بود كه چشمانش سرخ شده بود! گفتند: آقا! كجا بودید و چرا نیامدید كه بر جنازه میرزا نماز بخوانید و تكلیف مردم معلوم شود؟!
سید فرمود: من خودم این حساب را كرده بودم و دیدم دلم هم بدش نمیآید كه من رئیس شوم. پس رفتم در جایی و به حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه توسل جستم و قسمش دادم كه این هوای ریاست از سرم برداشته شود؛ پس لطف فرمودند و پذیرفتند. حالا هر كه میخواهد رئیس باشد، باشد."
منبع:
عنایات حضرت مهدی موعود ص94 به نقل از گنجینه دانشمندان ج6 ص107
یا شفیق من لا شفیق له
یا رفیق من لا رفیق له
دعای جوشن کبیر
ای امام :
ای رفیق همراه .
ای بهترین امین .
ای رفیق شفیق .
ای پدر مهربان و با محبت .
ای برادر ، برادر همزاد .
ای که در نیکوکاری و مهربانی گوی سبقت را از مادران ربوده ای .
آری تو از مادر مهربانتر و نیکوکار تری نسبت به ما همانگونه که او در حق فرزند
خردسال خود مهر می ورزد .
می دانم تو پناه و ملجاء بندگان خدا هستی .
اماما ترا بحق خوبان خدا ما را دریاب ، در گذر ، کوتاهیهایمان را به بزرگی خود ببخش .
بازی گوشم ، ندانم کاری می کنم ، غفلت مرا بخود گرفته است ،
بیدارمان کن ، راه را به ما بنمایان .
به نام حضرت دوست
مهدی جان (عج)
روشنی نگاه منتظران به خورشید ظهور توست
ای برترین افق برای پرواز پرندگان آرزو
ای تجلی آبی ترین آسمان امید،
ای منتهای برترین خیال هستی
ای آرمان همه چشم انتظاران دنیا نیازمند ظهور توست
ای قلب عالم امکان
بیا و گرد قدمهایت را توتیای چشمانمان قرار ده
بیا که نوای دل انگیز توحیدات را با گوش جان شنواییم
آقاجانم بیا
مولاجان بیا

در پناه حضرت دوست
به نام حضرت دوست

سلام
مولای من !
اگر کسانی که دوستشان داریم و عاشقشان هستیم (بچه هایمان، برادر و خواهرمان و ...)
روزی بخواهند روی عشق و محبتمان قیمت بگذارند و بعد روی آن بحث کنند
......
چه باید بگوییم ؟
...........
چه می توانیم بگوییم ؟
به راستی می شود روی عشق و فداکاری قیمت گذاشت ؟
سرورمان سید صدرمان تو بگو ... اگر دخترت، دلبندت
روی عشق ات ......... قیمت گذاشت .... کجایت درد می کند و تیر می کشد ؟
بانی روزهای عاشقی ..... آمون تو بگو .... اگر روی عشق برادرت قیمت گذاشتی ..... چه کند ؟
بهاری که از عاشقانه ها می نویسی ............. اگر روزی روی عشق بابایت قیمت بگذاری .... تو بگو
او چه کند ؟
سید محسن جان ... عزیز برادر .... تو بگو ............ کجایت درد می گیرد ؟
علی جان و قصه گوی ساکت اش بگویند ...... اگر بچه هایتان روی عشق تان قیمت گذارند .....
پریشان می گوید :
از دیروز دست چپ و سینه ام درد می کند .... البته احتمالا سرما زده
.......
و فقط این گل را تقدیم آن هایی می کند که دوستشان دارد با روبانی از یک قطره اشک در گوشه
چشم اش و سکوت می کند

شب زنده داریتان قبول
یا علی

بسم الله الرحمن الرحیم
انا انزلناه فی لیلة القدر . و ما ادریک ما لیلة القدر . لیلة القدر خیر من الف شهر . تنزل الملائکة و الروح فیها باذن ربهم من کل امر . سلام هی حتی مطلع الفجر .
« ای چراغ روشن عالم امکان » چشم انتظار آمدنت هستیم . امشب ... امشب ... امشب چه بخواهیم جز تو . تو را من چشم در راهم شباهنگام . بیا و چشم ما را به جمالت روشن کن .
امشب آخرین شبی است که احتمال قدر بودنش زیاد است . شب قدر . لیلة القدر خیر من الف شهر .
بک یا الله . بک یا الله . بک یا الله ...
بمحمد . بمحمد . بمحمد ...
بعلی . بعلی . بعلی ...
بفاطمة . بفاطمة . بفاطمة ...
بالحسن بن علی . بالحسن بن علی . بالحسن بن علی ...
بالحسین بن علی . بالحسین بن علی . بالحسین بن علی ...
بعلی بن الحسین . بعلی بن الحسین . بعلی بن الحسین ...
بمحمد بن علی . بحمد بن علی . بمحمد بن علی ...
بجعفر بن محمد . بجعفر بن محمد . بجعفر بن محمد ...
بموسی بن جعفر . بموسی بن جعفر . بموسی بن جعفر ...
بعلی بن موسی . بعلی بن موسی . بعلی بن موسی ...
بمحمد بن علی . بمحمد بن علی . بمحمد بن علی ...
بعلی بن محمد . بعلی بن محمد . بعلی بن محمد ...
بالحسن بن علی . بالحسن بن علی . بالحسن بن علی ...
بالحجة . بالحجة . بالحجة . بالحجة . بالحجة . بالحجة . بالحجة . بالحجة . بالحجة . بالحجة
یا حجة الله . یا بقیة الله ما را در یاب .
یا علی
التماس دعا

"شهادت مولای متقیان امیر المومنین علی (ع) را به سرورمان امام زمان (عج) و همهی شیعیان تسلیت میگوییم"
""بدانید در فردا - و می آید فردا به چیزی که نمی دانید- حاکمی غیر از این حاکمان؛ کار گزاران حکومتها را به زشتی اعمالشان کیفر خواهد داد.و زمین پاره های جگرش را برای او بیرون خواهد داد ، وکلید گنجهایش را تسلیم او خواهد کرد . پس او روش عدالت را به شما بنمایاند و آنچه از کتاب و سنت متروک شده زنده گرداند.""
نهج البلاغه :ترجمه استاد حسین انصاریان ؛ خطبه ی 138
|
علي مولاي مظلومان عالم |
|
|
بگو از نارفيقان چون بنالم | |
|
از آن شامي که سر در چاه کردي |
|
|
مرا از درد خويش آگاه کردي | |
| طنين ناله در افلاک افتاد | |
| تمام آسمان بر خاک افتاد | |
| پر و بال تو ((زهرا)) را شکستند | |
| تو را با ريسمان فتنه بستند | |
| کدامين شب از آن شب تيره تر بود | |
| که زهرا حايل ديوار و در بود | |
| زمان بر سينه خود سنگ مي کوفت | |
| زمين از داغ زهرا شعله ور بود | |
| تو مي ديدي ولي لب بسته بودي | |
| که آيين محمد در خطر بود؟ | |
| ندانستم که در چشم حقيقت | |
| کدامين مصلحت مد نطر بود | |
| گلويت استخواني اتشين داشت | |
| که فريادت فقط در چشم تر بود؟ | |
| فداي تيغ عريان تو گردم | |
| کسي آيا زتو مظلوم تر بود؟ | |
| مه خورشيد طلعت کيست؟ زهرا | |
| چراغ شعله خلقت کيست ؟ زهرا | |
| پس از زهرا علي بي همزبان شد | |
| اسير امتي نامهربان شد | |
| علي تنهاست در يک قوم گمراه | |
| زبانش را که مي فهمد به جز چاه | |
| پس از او کيسه نان و رطب کو | |
| صداي ناله هاي نيمه شب کو | |
| خدايا کاش آن شب بي سحر بود | |
| که تيغ ابن ملجم شعله ور بود | |
| اذان گفتند و ما در خواب بوديم | |
| علي تنها به مسجد رهسپر بود | |
| در آن شب تا قمر در عقرب افتاد | |
| غم عالم به دوش زينب افتاد | |
| فدک شد پايمال نانجيبان | |
| علي لرزيد و در تاب و تب افتاد | |
| يقين دارم به جرم فتح خيبر | |
| فدک در دست ال مرحب افتاد | |
| علي جان کوفيان غيرت ندارند | |
| که فرمان تو را گردن گذارند | |
| علي جان کوفيان با کياست | |
| جدا کردند دين را از سياست | |
| بنام دين سر دين را شکستند | |
| دو بال مرغ امين را شکستند |

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
آقای من! امشب دومین شب از شبهای قدر این ماه مبارك است. مولا جان! امشب كه احیاء گرفتید و قرآن به سر گذاشتید برای همه ما دعا كنید كه البته از كریمی چون شما كمتر از این انتظار نمیرود. چنانكه سیدبن طاووس رحمةالله میفرماید:
"سحرگاهی در سرداب مقدس بودم، ناگاه صدای مولایم را شنیدم كه برای شیعیان خود دعا میكردند و عرضه میداشتند: اَللهُمَ اِنَّ شیعَتَنا خُلِقَتْ اَنْوارِنا وَ بقِیةِ طینَتِنا وَ قَدْ فَعَلُوا ذُنُوباً كَثیرَةً اِتِكالاً علی حُبِّنا وَ وِلایتِنا فَاِنْ كانَتْ ذُنُوبُهُمْ بَینَكَ وَ بَینَهُمْ، فَاصْفَحْ عَنْهُمْ فَقَدْ رَضَینا! وَ ما كانَ مِنْها فیما بَینَهُمْ، فَاصْلِحْ بَینَهُمْ وَ قاصِ بِها عَنْ خُمْسِنا! وَ اَدْخِلْهُمْ الجَنَّةَ! وَ زَحْزِحْهُمْ عَنِ النّارِ وَ لا تَجْمَعْ بَینَهُمْ و بَینَ اَعْدائِنا فی سَخَطِكَ.
ترجمه دعا این است: خدایا! شیعیان ما را از شعاع نور ما و بقیه طینت ما خلق كردهای؛ آنها گناهان زیادی با اتكای بر محبت به ما و ولایت ما انجام دادهاند؛ اگر گناهان آنها گناهی است كه در ارتباط با توست، از آنها بگذر كه ما راضی هستیم. و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان هست، خودت بین آنها را اصلاح كن و از خمسی كه حق ماست به آنها بده تا راضی شوند و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما."
منبع:
عنایات حضرت مهدی علیهالسلام به علما و طلاب - ص314
اللهم بارک لی فی الموت
خداوندا مبارک گردان برای من مرگ را . مولا علی علیه السلام
شب نوزدهم ماه رمضان چه شبی است ؟ او که بار مصیبتی عظمی را در دل دارد .
علی علیه السلام به خانه دخترش ام کلثوم مهمانست .
دختر طبقی با دو قرص نان و مقداری شیر و نمک به نزد پدر مهیا می سازد .
علی علیه السلام می گرید و از فرزند می خواهد که یکی از خوراکها را از سفره بر گیرد .
سپس آن حضرت با نان و نمک افطار می نماید .
شب را به راز و نیاز با خدای خود می گذراند . و هر از گاهی نیم نگاهی به آسمان دارد:
انا لله و انا الیه راجعون
لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم
در وقت سحر و پیش از اذان صبح به مسجد می روند و خفتگان را در مسجد بیدار می کنند .
شقی ترین اشقیا با شمشیر زهرآلود خود در مسجد خوابیده است ، بر می خیزد و در کمین
پاکترین ابرار و اخیار به گوشه ای می خزد . ابن ملجم مرادی در هنگام سر بر آوردن اول امام
مسلمین از سجده نماز ، بر می جهد و شمشیر افراخته خود را بر فرق حضرت فرو می آورد .
فریاد
بسم الله و بالله و علی مله رسول الله ، فزت و رب الکعبه نه در فضای مسجد ،
که در فضای لایتناهی عالم می پیچد .
در آن شب بر ام کلثوم و حسنین و دیگر فرزندان علی علیه السلام چه گذشت ؟
خدا می داند و بس . اکنون حضرت در بستر بیماری افتاده است . یتیمان و فقرا هر کدام
با ظرف شیر ، بر در خانه علی علیه السلام ایستاده اند . شمشیر زهرآلود و آن ملعون
کار خود را کرده اند و طبیب عاجز از مداوا شد .
آقا جان امام زمان علیه السلام آجرک الله به مصیبت جدک .
آقا جان تسلیت عرض می کنیم به شما این مصیبت بزرگ و جانکاه را .
و شب بیست و یک ماه رمضان سال چهلم هجرت درد آورتر از شبهای پیشین است .
مولی الموحدین علی بن ابی الطالب علیه السلام حیدر کرار به ملاء اعلا پیوست
به نام حضرت دوست

امروز!
روز پایان تنهاترین مرد روی زمین است
روز پایان مردی که در سجده درد شمشیر را نفهمید
مردی که بعد از هزار و اندی از رفتنش (( مــــا )) هم درد او را نفهمیدیم.!
درد علی بودن را!
امروز روز پایان تنهاترین مرد زمین است
روز پایان مردی که رفتنش آغاز شدنش بود.
فردا!
خدا چشم به راه علی ست!

فردا دیگر
کودکان یتیم
و پیر مردان و پیر زنان مشتاق
و بیوه زنان دردمند
دست نوازش گر علی را بر زحمهای کهنه دلشان حس نخواهند کرد!

فردا
دیگر کوچه های خاکی مدینه میزبان قدوم آسمانی علی نخواهند بود!
فردا
دیگر چاههای کوفه سنگ صبور ناله ها و سوز دل علی نخواهند بود!
چقدر سخت است درد تنهایی!
چقدر سخت هست درد یتیمی!
مهدی جان!
ای سرور غریبان!
ای مولای غریبان!
بر غربت دلهای یتیممان ببار
ای ذریه علی
ای فرزند غریب کوفه
ای فرزند لا فتی
تسلیتت باد
در پناه حضرت دوست
دربارهی انتظار فرج روایات زیادی از سوی امام معصوم در تاریخ موجود است، از جمله:
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام پرسید:« فرج چه وقت است؟»
امام علیه السلام فرمود:« هر کس این امر را بشناسد، با انتظار، برایش فرج حاصل شده است.»
امام سجاد علیه السلام فرمود:« انتظار فرج بزرگترین فرج است.»
امام رضا علیه السلام فرمود:« آیا انتظار فرج، فرج نیست؟ خداوند عزوجل می فرماید: « فانتظروا انی معکم من المنتظرین »؛ ( منتظر باشید؛ همانا من نیز با شما از جمله منتظران هستم.)»
امام کاظم علیه السلام فرمود:« دویست سال است که شیعه با آرزو ( و امید فرج مهدی علیه السلام ) تربیت میشود.»
در توقیع ای که از سوی امام زمان علیه السلام به وسیله محمد بن عثمان برای اسحاق بن یعقوب صادر گردید، چنین آمده است: « برای تعجیل فرج بسیار دعا کنید، چرا که خود آن، برای شما فرج و گشایش است.»
منابع:
بحارالانوار، 52/ 142 حدیث 54
بحارالانوار، 52 / 102 حدیث 4 -------- غیبه الشیخ
بحار الانوار، 52 / 122 حدیث 4
بحار الانوار، 52 / 128 حدیث 22.
بحار الانوار، 52 / 130 حدیث 29
یا حق
برگرفته از سایت رشد

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی
کز عکس روی او شب هجران سر آمدی
تعبیر رفت یار سفر کرده می رسد
ای کاش هر چه زودتر از در درآمدی
آن عهد یاد باد که از بام و در مرا
هر دم پیام یار و خط دلبر آمدی
در پناه حضرت دوست
به نام خدا

ما در زمین کاری جز انتظار نداریم .
موجودی زمین کمتر از آن است که در ما رغبت ماندن بیافریند و سقف آسمان کهنه
تر از آن که جرات رفتن را از ما بستاند.
ما با امید به دیدار تو زنده ایم و به شوق ظهور تو نفس می کشیم . مهم ترین کار در
این عالم چشم انتظاری تو ست . و این نه کار که بهانه ی زیستن ماست و راز ماندن
ما و رمز تپیدن نبض های ما.
هر بار که ظلمت یلدای نفس بر آسمان دلمان سایه می اندازد فلق نگاه تو سینه ی
سیاهی را می شکافد و صبح روشن امید را نوید می دهد .

هر بار که طوفان نومیدی می رود که نهال هستی ما را از ریشه در آورد آغوش
انتظارت پناهگاه وجودمان می شود و استواری و استقامت را به ارمغانمان می آورد.
کجایی ای عزیز ! که دست مرهم بر زخم های عالم و آدم بگذاری و جهان - این مریض
محتضر- را جان تازه بخشی؟
پس کی می آیی ای عزیز ! که ما فرش های چشمهایمان را در مسیر گام های
ظهورت بگستریم و دهلیزهای تاریک قلبمان را با روشنان نگاهت چراغان کنیم؟
"سید مهدی شجاعی"
علی

"پیشاپیش میلاد دومین اختر تابناک ولایت امام حسن مجتبی (ع) ، کریم اهل بیت را به پیشگاه امام عصر (عج) تبریک می گوییم"
امام حسن مجتبی (ع ) درباره غیبت طولانی ( کبری ) حضرت مهدی (عج) چنین می فرماید : به درستی که خداوند ، تولد او را پنهان نگه می دارد وشخص او را غایب می کند تا این که هنگام خروج وقیام ، بیعت هیچ کس بر گردن او بنا شد . او نهمین فرزند بردارم حسین است فرزند سرور کنیزان ، خداوند عمرش را در هنگام غیبتش طو لانی می گرداند ، سپس او را با قد رت خود همانند یک جوان کمتر از چهل ساله آشکار خواهد ساخت

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
شنبهها روز تعریف كردن حكایات آدمای خوشبختیه كه طعم شیرین دیدار رو چشیدند. میگن وصفالعیش نصفالعیش:
"عالم بزرگوار و سید جلیل، رضیالدین علیابن طاووس رحمةالله فرمود:
سحرگاهی در سامرا، دعایی از حضرت قائم علیهالسلام شنیدم و كلماتی از آن را حفظ كردم. ایشان برای زندگان و مردگان دعا میفرمودند و از جمله كلمات آن حضرت این بود كه عرضه می داشتند: و اَبقِهِمْ وَ اَحْیهِمْ فی عِزِّنا وَ مُلْكِنا وَ سّلْطانِنا وَ دَولَتِنا. یعنی خدایا شیعیان را حفظ كن و آنها را در دولت و سلطنت ما حیات ده."
منابع:
عنایات حضرت مهدی علیهالسلام به علما و طلاب – ص313
بنام دستگیر افتادگان
آتش عشق تو در سینه نهفتن تا کی ؟
همه شب از غم هجر تو نخفتن تا کی ؟
طعنه ز اغیار تو ای یار شنیدن تا کی ؟
روی نا دیده و اوصاف تو گفتن تا کی ؟
چهره بگشای که رخسار تو دیدن دارد
سخن از لعل تو ای دوست شنیدن دارد
غلامرضا ( قدسی ) مشهدی
ص ۲۹۰ کتاب سیمای مهدی موعود در آیینه شعر فارسی
استاد محمد علی مجاهدی
( پروانه )
به نام حضرت دوست
پايان تو دور نيست
شايد همين امروز ( هذا يوم الجمعه و هو يومک ... )
آغاز تو باشد!
و ( من ) همه حرفهايم اين است:
( تو ) ۰۰۰ ( و انا يا مولای فيه ضيفک و جارُک ... )

در پناه حضرت دوست
للحق
به این دعایی که اغلب توی ماه رمضون بعد از نماز ها خونده می شه دقت کردین؟
اللهم ادخل علی اهل القبور السرور اللهم اغن کل فقیر اللهم اشبع کل جایع اللهم اکس کل عریان اللهم اقض دین کل مدین اللهم فرج عن کل مکروب اللهم رد کل غریب.......
به نظر شما کی می شه زمانی که همه ی فقرا غنی بشن .. همه ی گرسنه ها سیر بشن ... همه ی برهنه ها پوشیده بشن .. همه ی ....
آیا غیر از زمان ظهور مولامون امکان داره؟

بعضیا می گن این دعا در واقع دعا برای فرج مولاست .
شما چی می گین؟
یا حق
بسم الله الرحمن الرحیم
ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد
ساقی به دور باده گلگون شتاب کن

حافظ وصال می طلبد از ره دعا
یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن

السلام علیک یا مولای اباصالح المهدی(عج)
زينـگونهام كه در غم غربت شكيب نيست
گـر سر كنـم شكايت هجران غريب نيست
جـانـم بـگيـر و صحبـت جـانـانـهام بـبـخش
كزجانشكيبهستو زجانانشكيبنيست
گـمــگـشـتــه ديــــار مــحـبـت كــجـــا رود
نـام حبـيـب هست و نشان حبـيب نيست
عـاشـق مـنـم كـه يـار بـه حـالم نظر نكرد
اي خواجه دردهست و ليكنطبيب نيست

محمد بن أبي عمير ، از صفوان بن مهران جمال ، از امام صادق عليه السلام نقل كرده است كه فرمود : آگاه باشيد ، بخدا سوگند مهدى شما ( عليه السلام ) چنان غايب خواهد شد ، كه جاهلان خواهند گفت كه حتما خدا به ، آل محمد ، نيازى ندارد كه ناگاه حضرت مانند شهاب ثاقب ( سنگ نورانى كه در شب ، گاه و بيگاه ظاهر مى شود ) ظاهر گشته و زمين را پس از آنكه از ظلم وجور پر شده از عدل وداد پر خواهد كرد .
البحار : ج 51 ص 145 ب 6 ح 11
داني كه انتظار تو با ما چه ميكند؟
توفان ببين به پهنه دريا چه ميكند 
در پناه حضرت دوست
بی سر و قد یار چه حاجت به جویبار ؟ ما را سرشک دیده کم از جویبار نیست
بی چین زلف دوست نه هر حاقه ای نکوست تاری ز طرهاش به ختا و تتار نیست
بزمی که نیست شاهد من شمع انجمن گر گلشن بهشت بود سازگار نیست
گمنام دهر گردد و ویران شود ی ه قهر شهری که شاه عشق در او شهریار نیست
ای سرو معتدل که بمیزان عدل و داد سروی باعتدال تو در روزگار نیست
ای نخل طور نور که در عرصه ظهور جز شعله رخ تو نمایان زنار نیست
مصباح بزم انس بمشکوه قرب قدس حقا که جز تجلی حسن نگار نیست
ای قبله عقول که اهل قبول را جز کعبه تو ملتزم و مستجار نیست
امروز در قلمرو توحید سکه زن غیر از تو ای شهنشه و الاتبار نیست
در نشئه تجرد و اقلیم کن فکان جز عنصر لطیف تو فرمانگذاز نیست
جز نام دلربای تو از شرق و بغرب زینت فزای دفت ر لیل و نهار نیست
در صفحه صحیفه هستی به راستی جز خط و خال حسن تو را اعتبار نیست
و اندر محیط دائره علم و معرفت جز نقطه بسیط دهانت مدار نیست
ای صبح روشن از افق معرفت در آی ما را زیاده طاقت این شام تار نیست
ما را ز قلزم فتن آخر الزمان جز ساحل عنایت و لطفت کنار نیست
قصیده ای از آیت الله حاج شیخ محمد حسین اصفهانی
در جلد سیزده بحار الانوار
ترجمه آقای علی دوانی

در پناه حضرت دوست
للحق

ضریح سبز انتظار
دلم گرفته از این شام تیره ی بی نور
دلم گرفته از این عالم تهی از شور
مسافرم تو کجایی ندیدمت اما...
خوشم به یادت و وصفت هر چند دورادور
نگاه می کنم از پنجره سوی راهت
گمان کنم که غباری شده به پا در دور
پریده پلک تمام دقیقه ها دائم
تمام ثانیه ها می دهد بوی کافور
گرفته نبض زمین آسمان پر از اشک است
تهی ست قلب بهار از تولد...عشق...سرور
شکست ساقه ی نرگس محمدی خم شد
و شاخه ای مریم آرمید در دل گور
دوباره پارچه ی سبزی دخیل می بندم
گرفته عطر تو را این ضریح سبز صبور
همان غروب غریبانه باز خواهی گشت
ز جاده ای که می رود به سوی دشت نور...
این شعر از دوست خوبم مریم سلیمانی است .
یاحق
قال رسول الله (صلى الله عليه و آله)
... و هو شهر اوله رحمة و اوسطه مغفرة و اخره عتق من النار.
رمضان ماهى است كه ابتدايش رحمت است و ميانهاش مغفرت و پايانش آزادى از آتش جهنم.
بحار الانوار، ج 93، ص 342

در پناه حضرت دوست

یک بار دیگر دعوت شدیم . الحمدلله رب العالمین
اللهم تقبل منا باحسن قبولک .
اي خدا ملاقاتت نور ديده ميخواهد
نيمه شب مناجاتت دل بريده ميخواهد
اي صفاي نجوايم وي يگانه مولايم
التجاي كوي تو اشك ديده ميخواهد
دانه دانه اشكم بين شبنم سرشكم بين
اين دل سيه، وصلت در سپيده ميخواهد
اي بهار فرجامم من كه خارم و خامم
گلشن بهارت را گل رسيده ميخواهد
شيعه با مناجاتش منتهاي حاجاتش
آبياري سرخ ياس چيده ميخواهد
روح زندگي زهراست جاودانگي زهراست
اين دلم دو عالم را زين عقيده ميخواهد
راز دل نياز عشق خواندن نماز عشق
حالتي مشابه با آن شهيده ميخواهد
هر غم و بلايش را ميخرم به جان اما
درك روضههايش را غم كشيده ميخواهد
اي خدا قبولم كن شيعه بتولم كن
امتحان عشقت را برگزيده ميخواهد
با ابوتراب امشب ميكنم نوا يارب
عبد خسته زينب سر بريده ميخواهد
اي اميد افطارم وي نويد اسحارم
طلعت رشيدت را دل نديده ميخواهد
علی

ثواب روزه و حق آن کس برد که خاک میکده عشق را زیارت کرد
خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد به آب دیده و خون جگر طهارت کرد
ماه رمضان ماه خودسازی است و کسی که خودش را در این ماه به بهترین نوعی که ائمه اطهار (ع) و امام زمان (عج) می خواهند بسازد و می تواند از یاوران امام عصر (عج) باشد.

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
امروز هم میخوام حكایتی رو از كتاب عنایات حضرت مهدی علیهالسلام به علما و طلاب تعریف كنم كه چندان بیربط به حال و هوای این روزها نیست.
"در دوران جنگ جهانی اول و اشغال ایران توسط قوای انگلیسی و روسی، كه حملات و هجومها به ملت شیعه اوج گرفته بود، مرحوم آیةاللهالعظمی نائینی خیلی پریشان بودند و نگران از اینكه این وضع به كجا خواهد انجامید، نكند كه این كشور محب و دوستدار امام زمان علیهالسلام از بین برود و سقوط كند.
در همین زمانها، شبی به امام عصر علیهالسلام متوسل میشوند و در حال توسل و گریه و ناراحتی به خواب میروند و خواب میبینند: دیواری به شكل نقشه ایران و این دیوار شكست برداشته و خم شده و در حال افتادن است. در زیر این دیوار، یك عده زن و بچه نشستهاند و دیوار دارد سر اینها خراب میشود. مرحوم نائینی وقتی این صحنه را میبینند به قدری نگران میشوند كه فریاد میزنند و میگویند كه خدایا! این وضع به كجا خواهد انجامید؟
در این حال میبینند كه حضرت ولیعصر علیهالسلام تشریف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف دیواری كه خم شده و در حال افتادن بود، گرفتند و آن را بلند كردند و دو مرتبه در جای خودش قرار دادند.
سپس فرمودند: اینجا شیعه خانه ماست! میشكند، خم میشود، خطر هست، ولی ما نمیگذاریم سقوط كند، ما نگهش میداریم."
منبع:
عنایات حضرت مهدی علیهالسلام به علما و طلاب – ص ۳۱۵