تبليغاتX
روزهای عاشقی

روزهای انتظار


بسم رب الحسین

السلام علی المحتسب الصابر

و باز هم محرم و باز هم عاشورا. بازهم فصل خونین روزهای عاشقی.

و باز فریادهای مولایمان در گوش زمان که :

فلاندبنک صباحا و مسائا و لابکین لک بدل الدموع دما...حسره علیک و تاسفا علی ما دهاک

.....

این معز الاولیا و مذل الاعداء؟ این الطالب بدم المقتول بکربلاء؟

+ نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 10:30  توسط رهگذر  | 


به نام حضرت دوست

 

 

 

اي كاش زمين مامن گلها ميشد

زنجیر خزان ز پای ما وا میشد

ما زخمی برگ ریز پائیزانیم

ای کاش بهار باز پیدا میشد

 

 

 

هر چند خیلی دیر شد

به نیابت آقی سید صدر

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 23:23  توسط سيد محسن  | 


به نام حضرت دوست

 

 

به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد

سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست

و بهترين منتظر، منتظر توست

مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم:

گر عشقى هست و عاشقى

نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم

در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند

ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان

ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانيم.

خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم

 

 

در پناه حضرت دوست


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12:0  توسط سيد محسن  | 


به نام حضرت دوست

 

ياايها الذين امنوا اصبروا و صابروا و رابطو و اتقوا الله لعلكم تفلحون

اي مومنان شكيبايي و پايداري ورزيد ومهيا وآماده باشيد، و از خداوند پروا كنيد، باشد كه رستگار شويد.

(آل عمران/ 200)

حضرت باقر عليه السلام آيه فوق را چنين بيان فرمود:

 اصبروا عَلي اَداءِ الفَرائضِ و صابِرُوا عَدُوَّكُمْ و رابِطُو اِمامَكُمُ المُنْتَظَرَ.

صبر كنيد بركزاردن احكام شرع و شكيبايي ورزيد در برابر دشمنتان و آماده باشيد براي امامتان كه در انتظار او هستيد.

 

 

 

 

 

پ. ن. : قصه گوی عزیز در آستانه اذان ظهر دست بر دعا برداشته و از درگاه ایزد منان برای شما و طفلانت طلب سلامتی دارم

  در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 12:14  توسط سيد محسن  | 


شیعتی انی غریب...

.........

....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 8:23  توسط   | 


به نام حضرت دوست

 

 

که گفت زود می‌رسی؟ چه دیر زود می‌شود

 

نفس نمانده زود باش بیا که دیر می‌شود

 

اگر نیایی ای بهار آرزوی فاطمه

 

مرام تازیانه خدشه ناپذیر می‌شود

 

به نیابت حسین آقا و علی آقا

در پناه حضرت دوست 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 10:10  توسط سيد محسن  | 


 

سعيد از سليمان جعفرى ، از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : اگر زمين يك چشم بهم زدن از حجت تهى باشد ، اهل خود را فرو مى برد

 

الكافي : ج 1 ص 179 ح 11

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 0:0  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!

خوش به حال سیدها و بچه سیدها! آی اونایی كه سیدید واقعا خوشبحالتون. قدر سید بودنتون رو بدونید. چرا؟ عرض می‌كنم خدمتتون!

"آقای حاج میرزا علی حیدری نقل می‌كنند: من در تهران این قضیه را از حجة‌الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ اسحق رشتی‌ فرزند مرحوم آیةالله آقای حاج شیخ حبیب الله رشتی شنیده بودم و سپس در سفری كه به شام برای زیارت حضرت زینب سلام‌الله‌علیها رفته بودم و به محضر مرحوم آیه الله آقای حاج سید محسن جبل عاملی رسیدم خود ایشان نقل كردند: در زمان حكومت شریف علی بر سر زمین حجاز به مكه مكرمه رفتم و قبلا متوجه شده بودم كه در اعمال حج خدمت حضرت بقیةالله اروحنافداه خواهم رسید و لذا در اعمال حج آن سال زیاد به فكر آن حضرت بودم ولی موفق به زیارت آن حضرت نشدم. تصمیم گرفتم به وطن برگردم ولی متوجه شدم كه راه بین مكه و لبنان بسیار دور است و بهتر است كه در مكه بمانم شاید سال دیگر موفق به زیارت آن حضرت گردم، لذا آنجا ماندم ولی در سال بعد و بعدتر تا پنج و یا هفت سال موفق به زیارت آن حضرت نشدم. (تردید بین پنج سال و هفت سال از جناب آقای حاج حیدری بود.)

در این بین با حاكم مكه شریف علی آشنائی پیدا كردم و با او گاهی رفت و آمد می‌نمودم. او از شرفا و و سادات مكه بود. مذهبش زیدی بود، یعنی چهار امامی بود و این اواخر خیلی با من گرم بود. در آخرین سالی كه اعمال حج را انجام دادم و دیدم باز هم مثل آنكه نمی‌خواهم موفق به زیارت آن حضرت شوم. برای رفع ناراحتی‌ و نگرانی خودم به یكی از كوه‌های اطراف مكه بالا رفتم، وقتی بالای كوه رسیدم آن طرف كوه چمن‌زاری بود كه هرگز مثل آن را ندیده بودم با خود فكر كردم چرا در این چند سال كه در مكه بوده‌ام برای گردش به اینجا نیامده‌ام؟

وقتی از بالای كوه به میان آن چمن‌زار رسیدم، دیدم وسط آن خیمه‌ای بر پا است و در میان خیمه جمعی نشسته‌اند و یك نفر كه آثار بزرگی و علم از سیمایش ظاهر است در وسط خیمه نسشته، مثل اینكه او برای آن جمع درس می‌گوید و آنچه من از سخنان آن آقا شنیدم این بود كه فرمود: به اولاد و ذراری جده ما حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها در موقع مردن ایمان و ولایت تلقین می‌شود و هیچ یك از آنها بدون مذهب حقه و ایمان كامل از دنیا نمی‌روند.

در این بین شخصی‌ از طرف مكه آمد و به آن آقا گفت: شریف محتضر و نزدیك است از دنیا برود، تشریف بیاورید! من با شنیدن این جمله حركت كردم و به طرف مكه رفتم و یكسره به قصر ملك وارد شدم دیدم، او در حال سكرات مرگ است، علما و قضات اهل سنت اطرافش نشسته‌اند و او را به مذهب اهل سنت تلقین می‌كنند اما او به هیچ وجه حرفی نمی‌زند و فرزندش كنار بسترش نشسته و متاثر است.

ناگهان دیدم! همان آقائی ‌كه در خیمه درس می‌فرمود، از در وارد شد و بالای سر شریف نشست ولی معلوم بود كه تنها من او را می‌بینم. زیرا من به او نگاه می‌كردم ولی دیگران از او غافل بودند، اما در من هم تصرف شده بود كه نمی‌توانستم سلام كنم و یا از جا حركت كنم او رو به شریف كرد و فرمود:

قل اشهد ان لا‌اله الا ‌الله

شریف گفت: اشهد ان لا‌اله الا الله

او فرمود: قل اشهد انّ محمّداً رسول الله

شریف گفت: اشهد انّ محمّداً رسول الله

او فرمود: قل اشهد انّ علیاً حجّه الله

شریف گفت: اشهد انّ علیاً حجّه الله

او به همین منوال یك یك از ائمه اطهار علیهم‌السلام را نام برد و به شریف، اقرار به آنها را تلقین كرد. شریف علی هم مرتب جواب می‌داد و اقرار می‌نمود تا اینكه به نام مقدس حضرت بقیه‌الله ارواحنا‌فداه رسید، آن آقا فرمود:

یا شریف قل اشهد انّك حجّه الله

یعنی: ای شریف بگو شهادت می‌دهم كه تو حجت خدائی.

شریف هم گفت: شهادت می‌دهم كه تو حجت خدائی.

اینجا من فهمیدم كه دو مرتبه است موفق به زیارت حضرت بقیة‌الله علیه‌السلام می‌شوم، ولی متاسفانه آن چنان قدرت از من گرفته شده بود كه نمی‌توانستم با او حرف بزنم و یا عرض ارادت كنم.

مرحوم آیة الله آقای سید محسن جبل‌عاملی در سال 1371 قمری در شام از دنیا رفت و در راهرو صحن حضرت زینب علیها‌السلام مدفون گردید."

حالا به حرفم رسیدید؟

 

منبع:

ملاقات با امام زمان – ص 112.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 0:0  توسط آمون  | 


به نام حضرت دوست

 

 

به نام آن كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانيد

سلام اى گل نرگس، اى كه شيرين ترين انتظار، انتظار توست

و بهترين منتظر، منتظر توست

مى توانم در يك كلمه پر معنا بگويم:

گر عشقى هست و عاشقى

نام تو معشوق و من عاشق و شيفته توأم

در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزديك گرداند

ما محتاج يك نگاه گذراى شما هستيم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان

ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانيم.

خدا كند كه بيايى و ما هم يكى از يارانتان باشيم

 

به نیابت آقای سید صدر - شنبه

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 0:20  توسط سيد محسن  | 


به نام حضرت دوست
 
 
 
 
 
در پناه حضرت دوست
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


براي آمدنت انتظار كافي نيست

دعا واشك ودلي داغدار كافي نيست

خودت دعـا بكن اي مهــربان كـه برگـردي

نگاه اين همه چشم انتظار كافي نيست ....!

 

به نیابت از طرف قصه گو

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 9:47  توسط رهگذر  | 


عاشقان عیدتان مبارک باد

مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِي أخي وَ وَصيي وَ واعي عِلْمي، وَ خَليفَتي في اُمَّتي عَلي مَنْ آمَنَ بي وَعَلي تَفْسيرِ كِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعي إِلَيْهِ وَالْعامِلُ بِمايَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالي عَلي طاعَتِهِ وَالنّاهي عَنْ مَعْصِيَتِهِ. إِنَّهُ خَليفَةُ رَسُولِ الله وَ أَميرُالْمُؤْمِنينَ وَالْإمامُ الْهادي مِنَ الله.....

 اللهمَّ إِنِّي أُشْهِدُكَ أَنِّي قَدْ بَلَّغْتُ

 

هان مردمان! اين علي است برادر و وصي و نگاهبان دانش من. و هموست جانشين من در ميان امت و بر گروندگان به من و بر تفسير كتاب خدا كه مردمان را به سوي او بخواند و به آن چه موجب خشنودي اوست عمل كند و با دشمنانش ستيز نمايد. او پشتيبان فرمانبرداري خداوند و بازدارنده از نافرماني او باشد. همانا اوست جانشين رسول الله و فرمانروي ايمانيان و پيشروي هدايتگر از سوي خدا.....

خداوندا، تو را گواه مي گيرم كه پيام تو را به مردمان رساندم

 

فرازهایی از خطبه غدیر

 

این مطلب رو هم یه بار دیگه بخونید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 5:27  توسط   | 


 

                        

              

می گویم غدیر و می خندم؛

می گویم غدیر و می گریم؛

غدیر نفطه ثقل تاریخ بشری است. نقطه ی عطف حیات انسان است. غدیر روزی است که بزرگترین نعمت خداوند به بشریت ارزانی شد. نعمتی که در سایه ی وجود آن دلها می شکوفد، لب ها پر از خنده و نشاط می گردد، جانها به آرامش می رسد و ایمان و امنیت برای هر دو سرا ( دنیا و آخرت) فراهم می آید.

در این روز به فرموده ی قرآن، دین برای اهل اسلام کامل شد (مائده : 4 ) و کافران از شکستن حصار ایمان نا امید گردیدند.

 

 

از این رو غدبر به راستی بزرگترین روز عید برای بشریت است؛ اما کدام زبان می تواند به نسلهایی که پس از غدیر آمدند و در آشوب و فتنه ی دشمنان غدیر، پنهان کنندگان غدیر، منکران غدیر و تو طئه گران نسبت به غدیر سوختند، ستم کشیدند، پژمردند و مردند بگوید که تمام خیانت ها، ستم ها، تحقیر شدن ها، ستم کشیدن ها،... و آنچه تا هم اکنون در جای جای زمین به ناروا بر یکایک فرزندان آدم تحمیل می شود و دین و دنیای آنان را به بازی می گیرد، دستاورد عملکردی است که منافقان جاه طلب دنیا پرست، در برابر غدیر و امیر غدیر به انجام رساندند؟!

کدام چشم بینایی است که بر مصیبت های بی شماری که جهان انسانی از زمان رحلت رسول خدا(ص) تا کنون کشیده است، نگرید؟! کدام دل آگاهی است که غدیر را بشناسد و نداند که اگر بعد از رحلت پیامبر رحمت(ص) امیر غدیر به امر الهی بر منصب حکومت و ولایت استقرار می یافت، چهره ی جهان در دیروز و امروز اینگونه داغدار و دردمند نبود! این است که همواره :

می گویم غدیر و می خندم؛

می گویم غدیر و می گریم.

 

...

 

مگر نه آنکه به صراحت قرآن کریم، دین اسلام در روز غدیر با اعلام ولایت امیر مومنان(ع) کامل شده است، پس اسلام بدون ولایت صاحب غدیر، کامل نیست و دین ناقص نمی تواند زندگی دو جهانی مردمان را در رفاه و سعادت به کمال برساند.

                 

این است و جز این نیست که باید همه ی آنان که در جستجوی عدالت و نیکبختی اند، غدیر را بشناسد و عظمت و حساسیت آن را در یابند و بدانند که بدون ایمان و باور به غدیر، همواره و تا همیشه همین راه و رسم پلید ستم گویی و ستم پذیری بجا خواهد ماند. و هم از این روست که آخرین حلقه ی سلسله ی معصومان تاریخ، آخرین امام معصوم، امید محرومان و مستضعفان جهان، مهر بیکران، فرزند برومند امیر غدیر، مهدی موعود(عج) خواهد آمد تا حقیقت غدیر خم را در معرض نگاه مردمان بگذارد! می آید تا تاریخ بشری را با حکومت صالحان ورق بزند! می آید تا تاریخ بشری را با حکومت صالحان ورق بزند! می آید تا بیعتی را که در غدیر انجام پذیرفت، صورت تحقق ببخشد.

 

 

برگرفته از کتاب روشن ترین روز خدا نوشته ی  سید مصطفی گرمارودی

دلتنگ حق مطلب را بهتر ادا کرده است.  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 0:37  توسط علی  | 


مرد راستگویی بود که پدر پیری داشت و بسیار به او خدمت مبکرد. ایشان شبهای چهارشنبه به مسجد سهله میرفت ، اما پس از مدتی این کار را ترک نمود. دلیل آن را پرسیدند ، میگوید: چهل شب چهارشنبه به آنجا رفتم در شب آخر نزدیک مغرب ، تنها به مسجد سهله می رفتم ، عرب بیابانی را دیدم سوار بر اسب که سه بار به من فرمود: از پدرت مراقبت کن .
من فهمیدم که امام زمان (عج) راضی نیستند من پدرم را بگذارم و به مسجد سهله بروم.

توصیه های حضرت مهدی(عج)در توقیعات و تشرفات

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 9:30  توسط بهار  | 


یا صاحب الزمان ادرکنا

  

نزدیکترین و پسندیده ترین وضع بندگان نسبت به خداوند آن وقت است که حجت خدا را نیابند و برای آنها آشکار نشود و از دیدگان آنها پوشیده بماند که جایش را ندانند و در عین حال بدانند که حجت ها و بینات الهی باطل نشده  پس در آن هنگام هر صبح و شام منتظر فرج باشند.......

امام جعفر صادق علیه السلام

 

هرگاه پنجمین فرزند هفتمین امام غائب شود خدا را خدا را در دردینتان! کسی شما را از آن باز نگرداند! ای فرزندم به تحقیق که بناچار صاحب الامر را غیبتی است تا اینکه هرکس معتقد به این امر است از آن بازگردد. این محنتی از جانب خداوند عزو جل است که به وسیله آن خلقش را امتحان می کند....

امام موسی کاظم علیه السلام

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1:18  توسط رهگذر  | 


میلاد مسعود امام هادی علیه السلام مبارک باد  

بسم رب الائمّه الهدای

گرامی می داریم روز پانزدهم ذیحجه سال ۲۱۲ قمری را .

مولودی در حوالی مدینه از مادری فاضله و زاهده و با تقوا بنام سمانه مغربیه معروف به سیده با

 کنیه ام الفضل بدنیا آمد . پدر آن بزرگوار امام جواد حضرت محمد تقی علیه السلام نام فرزند دلبند

  خود را علی نهاد . امام همام حضرت علی نقی علیه السلام فقط هشت سال و پنج ماه داشت

 که پدر خود را از دست داد و امامت امت را عهده دار شد . حضرت پس از  سی و سه سال

 امامت شیعیان در سن فریب به چهل و دو سالگی با زهر کین خلیفه عباسی بشهادت رسید .

میلاد مسعود امام علی نقی ، هادی آل محمد بر شما شیفتگان ولایت و امامت گرامی باد

امام هادی علیه السلام می فرمایند :

اوست که وحدت کلمه را ایجاد کند و نعمتها را کامل گرداند و خداوند به وسیله ی او حق را

پا بر جا و باطل را نابود گرداند . هم او مهدی منتظر است .

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 12:4  توسط صدر  | 


به نام حضرت دوست

 

خطبه ۱۳۸ نهج البلاغه مولی متقین علی (ع)

يَعطِفُ الهَوى عَلَى الهُدى ، إذا عَطَفُوا الهُدى عَلَى الهَوى ، و يَعطِفُ الرَّأىَ عَلَى القُرآنِ ، إذا عَطَفُوا القرآنَ على الرَّأىِ ، حتَّى تَقُومَ الحَربُ بِكم عَلى ساق ، بادِياً نَواجِذُها ، مَملُوءَةً أَخْلافُها ، حُلْواً رَضاعُها ، عَلْقَماً عاقِبَتُها

او هواى نفس را به هدايت و رهنمود الهى بر مى گرداند ، آن هنگام كه مردم هدايت الهى را به خواسته هاى نفسانى بر گردانده اند. و آنگاه كه مردم قرآن را تفسير به رأى كنند او آراء و نظريات را به قرآن گرايش دهد.

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم دی 1385ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


 

بوده دل بيقرار، يكسره چشم انتظار

تا كه ببيند تو را، ای ضربان بهار!
غايب سبز صبور! چشم تو، يك چشمه نور
لذت يك دم حضور، كرده مرا بی قرار
نبض زمان، دست توست! جمله جهان، مست توست
غرق دعا می شوم، تا كه شوی آشكار
سبز خرامان تويی! باد گل افشان تويی!
پرده غيبت بدر، از سر رحمت بيار
نيت پروازكن، نغمه ما سازكن
لب به سخن بازكن، ای صنم گلعذار!
عالم و آدم تمام، منتظران قيام
تا بفرستی پيام، سر برسد انتظار
ارمغان فشمی
 
از طرف قصه گو
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 14:28  توسط علی  | 


در نهج البلاغه امير مؤمنان(ع)درباره حضرت مهدى(ع)سخنانى آمده است.

براى نمونه درباره سيرت حضرت ولى عصر(ع)در خطبه شيوايى چنين آمده: جامه حكمت به تن كرده،و آن را با جميع آداب و شرايطش،از توجه و شناخت و اتصال با او وگسستن از غير او، فراگرفته است. پس حكمت نزد آن حضرت گمشده اوست كه در جست و جوى آن كوشا است و آرزوى اوست كه به برآورده شدنش دل بسته است.هنگامى كه فتنه ها روى آورده اسلام غريب شود،او درگوشه اى عزلت مى گزيند و غربت اختيار مى نمايد. رنج ها را به جان مى خرد و از عزلتگاه خود بيرون نمى آيد.او يگانه بازمانده از حجت هاى پروردگار و واپسين جانشين از تبار پيامبران است.(1)

ابن ابى الحديد و ديگران تصريح كرده اند كه اين خطبه در حق قائم آل محمد(ع)مى باشد(2) و در خطبه شقشقيه در همين رابطه مى فرمايد: قسم به پروردگارى كه دانه راشكافت و انسان را آفريد،اگر نبود انبوه حاضران و قيام حجت با وجود يار و ياور، و نبود آن پيمانى كه خداوند از دانايان امت گرفته است كه در برابر پرخورى ستمگر وگرسنگى ستمكش صبر نكنند، هر آينه زمام و ريسمان شتر خلافت را بركوهان آن مى انداختم... (3)

اميرالمؤمنين(ع)در اين خطبه يكى از علل پذيرش بيعت را پس از 25 سال فترت، اجتماع انبوه مردم و زمينه سازى براى حكومت جهانى حضرت مهدى(ع)و قيام قائم آل محمد به هنگام فراهم شدن اصحاب و ياران آن حضرت مى شمارد.

از جمله مطالبى كه در نهج البلاغه درباره حضرت مهدى(ع)آمده است مى توان چنين اشاره كرد: - خالى نبودن زمين از حجت هاى الهى خطبه 1

- امام زمان،جانشين پيامبران الهى خطبه 1820

- غيبت طولانى حضرت خطبه 182.

- ظهور امام زمان بعد از انتظارى طولانى خطبه 150.

- كامل شدن نعمت ها و برآورده شدن آرزوها در عصر ظهور حكمت 209.

- الهى شدن خواسته هاى بشر در زمان ظهور خطبه 1000

- محورى شدن قرآن در عصر ظهور خطبه 138

- حاكميت عدل اسلامى در عصر ظهور خطبه 138.

- احياى مجدد قرآن و سنت پيامبر(ص)درعصر ظهور همان.

 

1.نهج البلاغه عبده ج 02 ص 108 شرح باب الحديد ج2 ص 435.

2. شرح ابن ابى الحديد ج 4 ص 336

3. نهج البلاغه عبده ج 1 ص 36.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم دی 1385ساعت 9:58  توسط   | 


 

يا علي 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم دی 1385ساعت 1:9  توسط علی  | 


اولین معنایی كه از عید به ذهن میرسد، تغییراتی است كه انسان از ظاهر خود و یا در طبیعت میبیند . این آرایش ظاهری همچون پوشیدن   لباس نو و آمدن بهار طبیعت به یك معنا عید نامیده شده است.

در روایتی از امیر المومنین علی علیه السلام آمده است كه : هر روزی كه انسان در آن به زشتی آلوده نگردد آن روز عید است چرا كه زشتی مهمترین بستر ظهور نزاع میان آدمیان است وباعث برهم خوردن آرامش درونی و بیرونی انسانها میگردد و این همان چیزی است كه با عید یعنی آرامش و شادمانی منافات دارد .

كشته شدن در پای محبوب و قربانی كردن خود مهمترین تعریفی است كه مولوی ازعید به ما می دهد

           آری عید قربان یاد آور آزمایشهای سخت و سنگین الهی از حضرت ابراهیم (علیه السلام ) و ذبح حضرت اسماعیل (علیه السلام )است عید قربان یكى از اعیاد بزرگ اسلامى است كه داراى منزلتى والا نزد عموم مسلمانان می باشد.

           عید قربان روز خجسته و مباركى است كه مسلمانان به حج رفته، پس از تمام شدن‏اعمال حجشان، قربانى مى‏كنند و پس از قربانى، آنچه بر آنان در حال احرام حرام شده‏ بود، حلال مى‏گردد، لذا آن روز را عید تلقى مى‏كنند عیدى كه پس از انجام وظایف‏سنگین حج، به عنوان جایزه الهى و رهایى از احرام پیش مى‏آید. و هم چنین این روزبراى سایر مسلمانان جهان نیز عید است و احترام ویژه دارداین روز، روز گرفتن جایزه از خداى منان است، روزى است كه باید در آن‏ آهنگ گناه نشود و انسان‏هاى مؤمن، با استفاده از چنین روز باعظمتى كه درهاى بهشت‏بر رویشان گشوده مى‏شود و باب رحمت الهى باز مى‏گردد، دست‏هاى آلوده از گناه خویش‏را به سوى آسمان بلند كنند و با تضرع و زارى، به پیشگاه رحمان و رحیم، درخواست‏مغفرت و آمرزش نمایند و حاجت‏هاى فردى و نیازهاى اجتماعى و گروهى خود را با امیداستجابت و روا شدن، بطلبند و بسیار عبادت و نیایش كنند. و قربانى در این روزاگر براى زائران خانه خدا واجب است، براى سایر مسلمانان نیز سنت موكد است و برآن تاكید فراوان شده است.

           در روایت‏هاى مكررى نقل شده كه در روز عید اضحى قربانى كنید تا گرسنگان وبیچارگان از خوردن گوشت‏سیر شوند; آنان كه روزها بلكه ماه‏ها توان تهیه گوشت‏براى خانواده خویش را ندارند، در این روز فرخنده كه براى همگان عید است وبسیار خجسته و مبارك است، خوشحال گردند و از خوردن گوشت‏حلال، بى‏منت،سیر شوند.

          و امروز روز «تكبیر» است; تكبیرى گویا، كوبنده، محكم و بامحتوا، تكبیرى كه‏بازتابش كاخ ستمگران را به لرزه درآورد و قلب ستم ‏دیدگان را شاد سازد; تكبیرى كه دشمنان را براى همیشه از ضربه زدن به اسلام، نومید گردان.

برگرفته از سایت سوره مهر 

بیایید امروز تکبیر " یا مهدی (عج)"  سر دهیم  ، تکبیری گویا ، کوبنده ، محکم و با محتوا ،....

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم دی 1385ساعت 0:0  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!

 

ای خوش آن روز که اندر عرفاتت بینم

در کنار تو عزیزا به گله بنشینم

ای خوش آن روز که در سعی صفا و مروه

گوشه‌ای را به امید نظرت بگزینم

ای خوش آن روز که در طوف حریم کعبه

شویم از آب وصالت گنه ننگینم

ای خوش آن روز که در کعبه یا کعبه دل

منصرف یاد تو گرداند از آن و اینم

ای خوش آن روز که در زمزم و آن چشمه پاک

نوشم از کوثر عشقت که همین شد دینم

ای خوش آن روز که اندر حرم جد تو من

در غمت ناله نمایم زدل غمگینم

ای خوش آن روز که در وادی مظلوم بقیع

شکوه آرم به تو از دشمن بد آیینم

ای خوش آن روز که اندر حرم چار امام

گویمت شرح غم و مشکله سنگینم

ای خوش آن روز که از جده پاکت زهرا

قبر نادیده بیابم چو کنی تعیینم

ای خوش آن روز که حجم بتو گردد مقبول

در بر خالق یکتا به دو صد تحسینم

ای خوش آن روز که در آخر برنامه حج

وصل روی تو دهد ای مه من تسکینم

ای خوش آن روز که شائق به حضور تو رسد

گوید ای مهدیم ای عشق بسی دیرینم

(محمد شائق قمی)

امروز یه وصف العیش قشنگ دارم. خدا قسمت همه‌مون بكنه.

میگن یكی از اون آدمهای عاشقی كه به محضر مولامون رسیده "علی‌ بن مهزیار" است و آقای صدر هم در همون اوایل شروع به كار این وبلاگ مطالبی رو برای آشنایی با این بزرگوار ارسال كردند. این و این!!

"جناب علی‌ بن مهزیار كه قبرش در اهواز است و زیارتگاه عموم است و بقعه و بارگاهی ‌دارد می‌گوید:...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم دی 1385ساعت 9:0  توسط آمون  | 


 

بسم الله الرحمن الرحیم

هل الیک یابن احمد سبیل فتلقی ؟

ای زاده احمد ( ای فرزند فاطمه ) آیا راهی بسویت هست ؟

آ یا محرم نشده و احرام نبسته ، امیدی به دیدار تو داریم ، استجابت می فرمائی ؟

آیا وقت آن نشده است که به و صال و پیوند دیدار تو نائل شویم ؟

عطش بهره مندی از وجود نازنین تو  چیزی نمانده که ما را هلاک کند ، مولا جان

جرعه ای از اقیانوس آب گوارای معرفت را بما بچشان .

مولا جان تشنگی ما به درازا کشید ، طاقت از کف رفته است .

آیا فراخواهد رسید که چشم ما روشن گردد و ما ترا ببینیم و شما هم ما رو ببینید ؟

آقا جان بیا ، بیا تا ما همه دورت بگردیم .

آقا جان بیا ، بیا تا ما همه دورت بگردیم .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم دی 1385ساعت 11:41  توسط صدر  | 


به نام حضرت دوست

 

انا المهدی

انا باب الله الّذی منه یؤتی

انا السبب المتّصل بین الارض و السّماء

انا معزّ الاولیاء و مذلّ الاعداء

********

اين جان جان افزاست اين، يا جنتت الماواست اين،

ساقي خوب ماست اين، يا باده ي جاني است اين،

اي مطرب داوود دم، آتش بزن در رخت غم،

بردار بانگ زير وبم، هنگام سرخواني است اين:

بسم الله اي روح البقا!

بسم الله اي شيرين لقا!

بسم الله اي شمس الضحي!

بسم الله اي عين اليقين ...

 

*************** 

 



 دارم  میروم مشهد الرضا (ع)


یک جورایی که اصلا فکر نمیکردم

آقا دعوت کردند

روز عرفه  یاد همه شما هستم




 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم دی 1385ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


                          

اللهم ارزقنا حج بیتک الحرام فی عامی هذا و فی کل عام

بوی مدینه می آید.

    دل ها بی تاب اند و چشم ها گریان.

 

                               

     و من چقدر دوست دارم « بقیع » را ببینم و چقدر دلم می خواهد « مدینه » را بغل کنم و چقدر دوست دارم نخل های مدینه را ، کبوتران حرم رسول الله (صلوات الله علیه ) را.

     سه دانگ از بهشت باید همینجا باشد و ما وسعت اینجا را نمی توانیم درک کنیم .

    قدم به شهری گذاشته ایم که روزی پیامبر (ص) ، علی (ع) و فاطمه (س) در آن گام می زدند.

جای پای تمام امامان را در این خاک می توان دید و عطر بال فرشتگان را می شود حس کرد.

اینجا همان جایی است که پیغمبر (ص) در موردش گفته است :

  « در روز قیامت نخستین مکانی که شکافته می شود بقیع است و از آن هفتاد هزار نفر در صحرای محشر حاضر می شوند که چهره هاشان چون ماه شب چهارده می درخشد و بی حساب وارد بهشت می شوند .»

     

 من کنار چنین خاکی ایستاده ام !!   

وارد بقیع می شوم.بغلدستی ام می گوید: این قبر فاطمه بنت اسد است، مادر علی بن ابیطالب (ع).

آن قبر جلویی قبر عباس عموی پیغمبر (ص) است و آن چهار سنگ، قبر چهار امام معصوم .آن اولی که نزدیکتر از همه به قبر فاطمه است، امام حسن مجتبی (ع) است ؛ یعنی همان کودکی که در دامان پیامبر بزرگ شد و رسول الله(ص) نمی گذاشت یک لحظه بر زمین بماند و همیشه در آغوشش می گرفت. چرا اینجا و چرا این گونه ؟؟؟

  بعد از رحلت پیامبر و شهادت پدر ومادر، وصیت کرده بود او را کنار پیامبر دفن کند اما جنازه را تیر باران کردند و ناچار اینجا دفن شد.

آن دیگری آمام سجاد (ع) است ، پسر برادر . از کربلا آمده بود و هیچ گاه بعد از آن واقعه در زیر سقف نیاسود و همیشه به یاد تشنگی پدر و آن هفتاد و دو تن دیدگانش گریان بود و تقدیر چنین شد که اینک نیز ، آفتاب سنگ مزارش باشد.

آن سنگ سومی قبر خورشید علم است ، امام باقر (ع) و چهارمی امام صادق (ع).....

چه خیال باطلی !!

می خواهم بحر را در کوزه ای بریزم و آن همه عظمت را در چند سطر خلاصه کنم !!!!

                           

با تلخیص از کتاب « پرستو در قاف »

سفرنامه ی حج « علیرضا قزوه »

به نیابت از " قصه گو "

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 9:2  توسط علی  | 


از راه بلوغ نسل مي آيي .... نه ؟

با منتظران اصل مي آيي .... نه ؟

دلتنگي و آه جمعه هامان به كنار

محض گل روي عدل مي آيي... نه ؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم دی 1385ساعت 14:15  توسط   | 


اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه والنصر و اجعلنامن خيرانصاره و اعوانه والمستشهدين بين يديه

سالروز ميلاد كلمه الله، مؤيد به روح القدس و بنده و پيامبر الهي، حضرت عيسي مسيح، برهمگان مبارك باد.
او كه پيام آور صلح و مهرورزي بر پايه توحيد و عدالت بود از دامن مادري برخاست كه خداوند او را پاك قرار داد و بر زنان عالم برتري داد. مادري و پسري كه خداوند آنان را از آبرومندان بارگاه الهي و در جايگاهي رفيع قرار داده است.

.

.

.

همان گونه كه حضرت مسيح مردم را به خوبي دعوت كرده اند و از بديها و تجاوز برحذر   داشته اند ، پيروان واقعي ايشان نيز چنين هستند. آنان با ايمان به خدا و آخرت در انجام نيكي ها پيشتازند.

.

.

.

ما معتقديم مسيح عزيز نيز براي تحقق وعده همه انبياء الهي ظهور خواهد كرد و دوشادوش موعود امّت ها، همه زيبائيها و خوبيها را براي همه بشريت و همه زمين به ارمغان خواهد آورد و در اين ايام به آن روز پرشكوه يك سال نزديك تر مي شويم.

باقی مطلب را در یادداشت های شخصی احمدی نژاد بخوانید

 

یا علی

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 5:52  توسط علی  | 


آقای محمد علی برهانی فریدنی می گوید: در خرداد 1358هجری شمسی برای رسیدگی به مردم محروم منطقه ی فریدن رفته بودم ، هنگام بازگشت ماشین خراب شد و در بیابان تنها ماندم.دیدم چاره ای جز توسل به مولایم نیست . به آن حضزت متوسل شدم گفتم : یا ابا صالح المهدی ادرکنی.
ناگهان وجود مبارک امام زمان (عج) تشریف می آورند و ضمن بشارت به آمدن وسیله ی نقلیه می فرمایند :
 ما هم این جا رفت و آمد می کنیم ، شما هم خیلی ماجورید ، چون خدمت به محرومین میکنید و این روش جدم حضرت علی (ع) است. تا می توانید در حد تمکین به این طبقه خدمت کنید و دست از این کار بر ندارید که کار خوبی است.


کتاب شیفتگان حضرت مهدی (عج)

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم دی 1385ساعت 0:0  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بی‌ادبی‌است

اللهم صلی علی محمد و آل محمد عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!

یكی از آرزوهای دیرینه زائران حج دیدار مولا و سرورمان است در هنگام حج. حكایت امروز وصف‌العیش یكی از حاجیان خوب خداست:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم دی 1385ساعت 9:0  توسط آمون  | 


 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

صدای   بال   ملائک   ز دور  می   آید             مسافری  مگر  از  شهر  نور می آید ؟ 

دو باره عطر  مناجات  با  فضا  آمیخت             مگر که موسی عمران ز طور می آید ؟

شراب  ناب   تبلور  به   شهر   آوردند             تمام  شهر  به  چشمم  بلور  می آید

به باغ  از غم داغ   کدام   گل   گفتند             که  آتش  از دل خاک  نمور  می  آید ؟

ستاره ای شبی از  آسمان  فرود  آمد             و مژده  داد  که  صبح  ظهور  می  آید

چقدر شانه ی غمبار شهر حوصله کرد            به شوق آن  که پگاه  سرور می آید ؟    

مسافری که شتابان به یال حادثه رفت           به بال  سرخ  شهادت  صبور  می آید  

به زخمهای شقایق قسم هنوز از باغ            شمیـم  سبـز  بهـار  حضور    می آید

مگر پگاه  ظهور  سپیده  نزدیک  است           صدای  پای  سواری  ز  دور  می  آید ؟

(( ناصر فیض ))

+ نوشته شده در  جمعه یکم دی 1385ساعت 0:1  توسط صدر  |