|
روزهای انتظار |
به نام حضرت دوست
ای چشمه حيات! به چشمان داغدار
تاج قدم بگذار و نمی بر دلش ببار
گل کی شکوفه ميدهد از قلب اين شکاف؟
باران ببار بر بر ترک لحظههای تار
صد آسمان ستاره، هزاران هزار ماه
عالم سياه و تار، چو خورشيد در کنار
امروز را ببين که ظلمت نشسته است
روز است و بی امان به قلوب سيه دچار
نوری بتاب تا دل شب ها شود سفيد
يا قلب قير گون جهد از سينه بی قرار
اشک يتيم،ناله آن همسران عشق
آن قلب چاک ما در انتظار يار
دست اسير حلقه به آن ميلههای ظلم
پای اميدوار به چشمان ايدار
دل خسته، قلب شکسته، هزار درد
اين سردی خزان، طلبد گرمی بهار
يا صاحب الزمان همه در انتظار و زار
عالم ، کوير و تشنه باران بيا ببار
به نیابت نویسندگان بزرگوار - روز دوشنبه
در پناه حضرت دوست
اميد و آرزوي تحقق اين نويد كلي جهاني انساني، در زبان روايت اسلامي « انتظار فرج » خوانده شده و عبادت، بلكه افضل عبادات شمرده شده است. اصل « انتظار فرج » از يك اصل كلي اسلامي و قرآني ديگر استنتاج ميشود و آن اصل «حرمت ياس از روح الله» است. مردم مومن به عنايات الهي، هرگز و در هيچ شرايطي اميد خويش را از دست نميدهند و تسليم ياس و نااميدي و بيهوده گرائي نمي گردند. چيزي كه هست اين «انتظار فرج» و اين «عدم ياس از روح الله» در مورد يك عنايت عمومي و بشري است نه شخصي يا گروهي، و بعلاوه توأم است با نويدهاي خاص و مشخص كه به آن قطعيت داده شده است.
شهید زنده یاد مرتضی مطهری

در توقيعى از آن حضرت روايت است كه: جاهلان شيعه و احمقهاى آنان و كسانى كه دينشان مانند بال پشّهاى هست ما را اذيت كردهاند.
(الاحتجاج: 289/2)
و از آن حضرت روایت است: .... به من رسيده است كه گروهى از شما در دين به ترديد افتاده و در دل آنها نسبت به اولياى امرشان شك و حيرت وارد شده است و اين امر مايه غم ما شد. البته به خاطر خود شما نه براى ما، و باعث ناراحتى ما از جهت شما گرديد نه ما؛ زيرا كه خداوند با ما است، پس نيازى به غير او براى ما نيست و حقّ با ما است، لذا به هيچ وجه كسانى كه از ما دست بردارند ما را به وحشت نمىاندازند. ما صنايع و ساخته شدگان خداييم و خلق صنايع ما هستند.
(الاحتجاج: 278/3)

اَلّلهمًّ
ارنی الطلعه الرشیده والغره الحمیده واکحل ناظری بنظره منی الیه
و عجل فرجه و سهل مخرجه
خدایا بر من نمایان کن
آن چهره زیبا و دوستداشتنی را
و آن پیشانی درخشان و نورانی را و با یک نگاه بر دیدگانم
سرمه وصال دیدارش را بر چشمان من بکش .
وشتاب کن در فرجش و آسان کن ظهورش را
العجل العجل یا مولای یا صاحب الزمان
از دعای عهد
مفاتیح الجنان

همه شب بر سر آنم كه ز راه آيي و من
جان نثار قدمت سازم اگر جان ماند
در پناه نام حضرت دوست

سلام بر همه عاشقان حضرت

يادتان باشد سه شنبهhttp://wooingdays.blogfa.com/post-333.aspx قبل دو کتاب در مورد آمام زمان عليه السلام
معرفي کردم. حضرت آيت الله شهيد سيد محمد باقر صدر در مورد
مجموعه اي که شهيد آيت الله سيد محمد صدر تاليف کرده اند
مي فرمايند :
.... اين مجموعه اي است که تاکنون در طول تاريخ نوشته هاي شيعي
مربوط به امام مهدي عليه السلام از لحاظ جامعيت و شمول مانندي
براي آن وجود نداشته است
دست سيد محسن عزيزمان از بابت ديروز درد نکند
يا حق
روايتي بسيار تامل برانگيز از حضرت بقية الله الاعظم
مرحوم علامه مجلسي از ملحقات کتاب انيس العابدين و علامه نوري در نجم الثاقب نقل مي کنند که:
سيد بن طاووس (قدس الله سره) مي فرمايد که: در يک سحرگاه در سرداب مطهر از حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه اين مناجات را شنيده ام که مي فرمايد:
«اللهم ان شيعتنا خلقت من شعاع انوارنا و بقية طينتن و قد فعلوا ذنوباً کثيرة اتکالاً علي حبّنا و ولايتنا فان کانت ذنوبهم بينک و بينهم فاصفح عن هم فقد رضينا و ما کان منها فيها عن هم فقد رضينا و ما کان منها فيما بينهم فاصلح بينهم و قاص بها عن خمسنا وادخلهم الجنة و ذحزحهم عن النار و لاتجمع بينهم و بين اعدائنا في سخطک».
يعني: « خدايا شيعيان ما را از شعاع نور ما و بقيه طينت ما خلق کردي، آنها گناهان زيادي به اتکا بر محبت به ما و ولايت ما کرده اند، اگر گناهان آنها گناهي است که در ارتباط با تو است، از آنها بگذر که ما را راضي کرده اي و آنچه از گناهان آنها در ارتباط با خودشان و مردم است خودت بين آنها اصلاح کن و از خمسي که حق ماست به آنها بده تا راضي شوند، و آنها را از آتش جهنم نجات بده و آنها را با دشمنان ما در سخط خود جمع نفرما.»
بحارالانوار، جلد 53، صفحه 302
به نیابت نویسندگان محترم روز دوشنبه
در پناه حضرت دوست

تو ای پرورده ی نرگس که ازگلزار زهرایی
دل افروز و دل آرامی و دلجو و دل آرایی

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
و باز هم شنبه شد و یك حكایت دیگه از خاطرات شیرین دیدار كه البته بیمناسبت با ایام عزاداری حضرت اباعبدلله علیهالسلام نیست.
"این قضیه توسط مرحوم حاج آقا مولوی قندهاری قدسسره نقل شده است:
در اوایل جوانی كه در نجف اشرف ساكن بودم، دوستی به نام سید جعفر داشتم كه در بعضی از شبهای زمستان مجلس فضائل و مصائب اهل بیت علیهالسلام را اقامه میكرد. چون منزل ایشان دور بود، هیچ یك از وعاظ و اهل منبر به مجلس ایشان نمیرفتند من اولا به خاطر سیادت ایشان و ثانیا برای احترام به مجلس ذكر اهل بیت علیهالسلام هر طوری بود خود را به مجلس سید جعفر میرساندم و مجلس را اداره میكردم. در این راه مشقات زیادی كشیدم چون در حالی كه هوا بسیار سرد بود و احیانا باران میبارید، یك فانوس بدست میگرفتم و به راه میافتادم، كه در اثر شدت سرما و بارندگی پاهایم آلوده به گل لای و بیحس میشد تا اینكه به منزل سید جعفر میرسیدم و اقامه شعائر میكردم.
از طرفی در كتابی خوانده بودم كه هر كس مسبحاتسته (شش سورهای كه اول آن «سبح» دارد كه عبارتند از: 1- سوره حدید 2- سوره حشر 3- سوره صف 4- سوره جمعه 5- سوره تغابن 6- سوره اعلی) را بخواند یا در خواب یا در بیداری به خدمت امام زمان ارواحنافداه مشرف میشود. قصد كردم تا چهل شب مسبحات سته را بخوانم. شب اول و دوم این شش سوره را خواندم و در عالم رویا دیدم كه در منزل سید جعفر هستم و حضرت بقیهالله ارواحنافداه همراه جماعتی كه پشت سرشان بودند، وارد منزل شدند. من سلام كردم و حضرت جواب سلام مرا دادند و الطافی به من نمودند و مطالبی را نیز بیان میفرمودند كه من در این بین به عنوان تبرك جستن، دست به بدن مقدسشان كشیدم و از خواب بیدار شدم.
به خاطر لطفی كه به من شده بود، شكر خداوند را بجای آوردم و دانستم آن مجلسی را كه در منزل سید جعفر میرفتم از من قبول كردهاند. بعد از این خواب، دائما به یاد حضرتش بودم و حسرت دیدارشان را میكشیدم تا اینكه برای زیارت مرقد منور سیدالشهدا علیهالسلام به كربلا مشرف شدم. ضریح مطهر حضرت اباعبدالله علیهالسلام را در بغل گرفتم و مشغول زیارت خواندن شدم كه ناگهان در آن لحظات ذكر الحمدالله، الحمدالله از طرف قبر مقدس به دلم القا میشد و لذتی غیر قابل وصف میبردم.
بعد از اتمام زیارت و اعمال مستحب، در حالی كه قلبم روشن شده بود و یك صفا و معنویتی پیدا كرده بودم از حرم مطهر خارج شدم. وسط صحن مقدس كه رسیدم، جمال نورانی حضرت بقیهالله ارواحنافداه را زیارت كردم كه به طرف حرم مطهر میرفتند. در من تصرفی شد كه قدرت حركت و حرف زدن نداشتم، فقط مبهوت جمال حضرتش شده بودم. دیدم نوری از پشت سر مقدسشان از طرف پاشنه پای مباركشان ساطع بود كه به آسمان كشیده شده بود.
وقتی كه حضرت تشریف بردند و از مقابل چشمانم ناپدید شدند به حالت اولیه خود برگشتم و در حالی كه منقلب شده بودم و روح و قلب و تمام وجودم متوجه حضرتش بود، شروع كردم به اشك ریختن و در فراق آن محبوب عالم گریه میكردم."
منبع:
عنایات حضرت مهدی علیهالسلام به علما و طلاب – ص390.

یکی بود یکی نبود ، غیر از خدای مهربون ( غیر از خدای مهربون هیچکس نبود )
اونائی هم که بودن ، دستاشون رو بهم داده بودن و دیو پلید و زورگو رو محاصره کرده بودن .
بچه دیوا ، هر چه جون کندن نتونستن ، قهرمان قصه ما رو شکست بدن .
اول دیوه و بعدش هم بچه دیوا ، فلنگ رو بستن و در رفتن ...
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
خوب حالا نوبت تحقق آرمانهای فرشته بود ، عدالت اجتماعی ، آزادی خواهی ، استقلال
( سیاسی ، اقتصادی ، فکری ، نظامی ، علمی و ... )
فرشته از خدا بود و همه ی این آرمانها رو با رنگ و بوی آسمانی و الهی می خواست .
این فکر و ایده آنقدر گسترده بود ( به وسعت آسمانها و زمین ) که همه ی اقشار در آن
گنجانده می شدند . اگه کسی پیدا می شد که می خواست راه دیگه ای رو بره ، فرشته
می گفت : ای قطره ها به اقیانوس مردم بپیوندید .
و بعد وقت آن رسیده بود که با درس آموزی از فرزند غدیر و قهرمان کربلا با حرکتی
شهادت پذیر در راه استقرار حکومت حقه ولی خدا جان فشانی کرد .
امام زین العابدین علیه السلام می فرمایند :
از شش پیامبر شش نشانه در قائم ما وجود دارد : از حضرت نوح عمر طولانی
و از ابراهیمتولد پنهانی و از حضرت موسی ترس و وحشت و غیبت و از حضرت عیسی
اختلاف مردم در حق او و از حضرت ایوب فرج بعد از شدت و گرفتاری
و از حضرت محمد صلی الله علیه و آله قیام با شمشیر
و اعدو الهم ما ستطعتم من قوه و من رباط الخیل
۶۰ الانفال
ای سبزترين غزل عشق
ای پرشورترين ترانه هستی
ای نهان ترين راز آفرينش
ای بهانه انسجام زمين، ای صاحب زمان (ع)
ای موعود
گل غنچه های عشق
هر آدينه
عطشان و بيقرار
در انتظار ظهورت
بی تابند
تا بيايی،
و در فضای عطر آگين و روحبخش حضورت
شکفته شوند،
و در جاری زلال عدالت تو
سيراب گردند
مولا بيا که غايت آرزوی همه دردمندانی
در پناه حضرت دوست
امام صادق ـ عليه السلام ـ در مورد یاران امام فرمودند:
چابك بسان عقاب بر مركبهاى خويش سوارند و در عشق به حضرت چنانند كه زين مركب او را براى تبرّك جستن مسح مى كنند و بر گرد يار حلقه مى زنند و در فراز و نشيبها و پيكارها او را بسان جان شيرين با همه ى وجود محافظت مى كنند و هر دستورى دهد او را بسنده اند و به انجام رساننده.
بسم الله الرحمن الرحيم
امروز ميخوام دو تا كتاب از يك نويسنده كاملا متفاوت را كه برايم بسيار جالب بوده
براي شما عزيزان معرفي كنم
نويسنده كتاب آيت الله شهيد سيد محمد صدر مي باشد
يكي از كتاب ها با نام – تاريخ پس از ظهور – توسط انتشارات موعود در سال 1384 چاپ شده است
مترجم كتاب آقاي حسن سجادي پور مي باشد و به قيمت 6000 تومان به بازار روانه شده است.
كتاب در 574 صفحه و به سبكي كاملا علمي و دانشگاهي نگارش شده است.
هنگام خواندن كتاب احساس مي كني كه در حال مطالعه يك پايان نامه دوره دكتري هستي.
مطالب و احاديث و نظريات يك به يك مطرح شده و سپس به بحث گذاشته شده اند.
كتاب ديگر .....
|
التماس دعا
به نام حضرت دوست
در شـــــبی ظلمانی و تاریک
ناگهان نوری درخشــــــــــــیدن گرفت
رهبری فرزانه و دشمن ستیز
آمد و خلقی خروشـــــــــــــیدن گرفت
آفتاب انقـــــــــلابی سرخ گون
از گل خون شهیدان راه روییدن گرفت
خدايا خدايا تا انقـــلاب مهدی از نهضت خمينی محافظت بفرما
به نیابت نویسندگان بزرگوار روز دوشنبه
در پناه حضرت دوست
امام صادقعليه السلام مىفرمايند:
« من سره ان يكون من اصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق ... »
« هر كس دوست دارد از ياران حضرت قائمعليه السلام باشد بايد در انتظار ظهور آن حضرت باشد و در اين حال، به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد »

... انا ابنُ المقتولِ ظلما، انا ابنُ المجزورِ الراس من القفاء... انا ابن من قتل صبرا* و کفی به ذلک فخرا... انا ابنُ العطشان، حتی قضی. انا ابن طریحِ کربلا. انا ابنُ المسلوب العِمامه و الرَداء انا ابنُ من بکت علیه ملائکه السماء. انا ابن من ناحَت علیه الجنُ فی الارضِ و الطیرُ فی الهواء. انا ابن من رأسُهُ علی السنان یهدی. انا ابنُ من حرمُهُ من العراقِ الی الشامِ تُسبی....
...منم فرزند آنکه به ستم کشته شد، منم فرزند آن کسی که سرش از قفا بریده شد... منم فرزند آن کس که به قتل صبر* کشته شد و همین افتخار ما رابس... منم فرزند آن تشنه لب، که لب تشنه از دنیا رفت. منم فرزند آنکه بدنش بر خاکهای کربلا ماند. منم فرزند آنکه عمامه و عبایش به غارت رفت. منم فرزند آنکه ملائکه آسمانها بر اون گریستند. منم فرزند انکه جنهای زمین و پرندگان آسمان به حال او نوحه کردند. منم فرزند آنکه سرش را تحفه بردند. منم فرزند آنکه حرمش از عراق تا شام به اسارت برده شد....
فرازهایی از خطبه سید الساجدین در مجلس یزید

السلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک
سلام بر تو و بر ارواح پاکی که در حرم مطهرت با تو مدفون شدند
علیکم منی جمیعا سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار
بر جمیع شما ( امام حسین و اصحابش ) تا ابد از من درود و تحیت و سلام خدا
باد تا من هستم و شب و روز در جهان بر قرار است .
بابی انت و امی لقد عظم مصابی بک فاسال الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک
ان یرزقنی طلب ثارک مع امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه و اله
پدر و مادرم فدای تو باد . تحمل حزن و مصیبت بر من و تمام شیعیان به واسطه ظلم
و ستمی که بشما رفت سخت دشوار است .
پس از خدائی که مقام تو را بلند و گرامی داشت و مرا هم به واسطه ی دوستی تو
عزت بخشید ، از او می خواهم که روزی من گرداند تا با امام منصور از اهل بیت
محمد علیهم السلام ( یعنی حضرت ولی عصر ) خون خواه تو باشم .
اللهم اجعلنی عندک وجیها بالحسین علیه السلام
فرازهائی از زیارت عاشورا

به نام حضرت دوست
السلام عليك يا اباعبدلله
خدايا!
زينب (س) اين همه رنج را ديد و گفت:
امروز چيزي جز زيبايي نديدم.
در چشم دختر زهرا (س)- كه مادر صبوري هاست- همه چيز، حتي
گلوي خشك اصغر،
دستان جدا مانده از پيكر عباس
و
سر بريده برادر بر نيزه يزيديان زيبا بود.
زينب(س) عقيله بني هاشم بود
و همه رنج هاي كربلا را به جان خريد و زيبايشان ديد،
ولي ما اين همه اندوه را، چگونه بر جان هاي بي تاب خود هموار كنيم؟
آه از دل زینب
آه از دل زینب
آه از دل زینب
آه از دل رقیه
آه از دل رباب
آه از دل سکینه
آجرک الله یا بقیه الله
در پناه حضرت دوست
السلام عليك يا اباعبدلله
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
نمیدونم وقتی این حكایت رو بخونید چه حالی بهتون دست میده، ولی اگه دلتون یه جای خوب رفت همه گروه روزهای عاشقی رو دعا كنید تا زیارت كربلا قسمتشون بشه.
"حضرت آیتالله حاج میرزا احمد سیبویه از قول عمویشان حضرت آیتالله مرحوم شیخ محمد علی سیبوبه قدسسره كه از علمای كربلا بودند و در صحن مقدس حضرت اباالفضل علیهالسلام نماز و منبر داشتند، این قضیه را نقل فرمود:
چون معروف است كه هر كس بخواهد خدمت حضرت ولی عصر سلاماللهعلیه برسد یك راهش رفتن چهل شب جمعه به حرم مطهر امام حسین علیهالسلام است لذا تصمیم گرفتم چهل شب جمعه در حرم امام حسین علیهالسلام بیتوته كنم. شب جمعه آخر بود كه به نماز ایستادم، ناگهان متوجه شدم كه در جلوی من شخصی نورانی ایستاده است و چنان حمد و سوره میخواند كه تا حال چنین صوتی نشنیده بودم به نحوی مجذوب شدم كه با خود گفتم زودتر نماز را تمام میكنم و این آقا را زیارت خواهم كرد. وقتی سر از سجده آخر برداشتم، كسی را ندیدم. یقین كردم كه به خدمت ولی عصر ارواحنافداه رسیدهام."
منبع:
عنایات حضرت مهدی به علما و طلاب – 397
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
آجرك الله یا بقیة الله
كاشآنزمان سرادقگردوننگونشدی وینخرگه بلندستون بیستون شدی
كاش آن زمان برآمـدی از كـوه تا بكوه سیلسیه كهرویزمین قیرگون شدی
كاش آن زمان زآه جگـر سـوز اهلـبیت یكشعله برقخرمن گردون دونشدی
كاشآنزمان كهاین حركت كردآسمان سیمابوار رویزمین بیسكونشدی
كاش آنزمان كه پیكر اوشد درونخاك جان جهـانیان همـه از تن برون شدی
كاشآنزمانكهكشتیآلنبیشكست عـالم تمـام غرقـه دریـای خون شدی
این انتـقـام گـر نفتـادی بـه روز حشـر با ایـن عمـل معامله دهر چون شدی
آل نبــی چـو دســت تظلـم بـر آورنــد اركان عــرش را بــه تـزلـزل در آورنـــد
بند سوم از تركيببند محتشم كاشاني

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
آجرك الله یا بقیة الله
كشتیشكستخوردهطوفان كربلا درخاك و خون فتاده به میدان كربلا
گرچشمروزگاربراوفاشمیگریست خون میگذشت از سر ایوان كربلا
نگرفت دستدهر گلابیبغیر اشك زانگلكهشدشكفتهبهبستانكربلا
از آب هـم مضایـقه كـردنـد كوفیـان خوش داشتند حرمت مهمان كربلا
بودنددیو و ددهمهسیرابومیمكید خاتـم ز قـحـط آب سـلیـمـان كربـلا
ز آن تشنگان هنوز بعّیوق میرسد فریــاد الـعــطـش ز بـیــابـان كـربـلا
آه از دمی كهلشكر اعدانكرد شرم كردنـد رو بـه خیـمـه سلطان كربلا
آندم فلك برآتش غیرت سپنـد شد كزخوف خصمدرحرم افغان بلندشد
بند دوم از تركیب بند معروف محتشم كاشانی
پی نوشت: بند اول در پست روز جمعه آقای صدر در دسترس است
به نیابت از نویسندگان روز دوشنبه
از مرحوم آیت الله مرعشی نجفی نقل شده است که یکی از علمای نجف اشرف به قم آمده بود ،میگفت: مدتی برای رفع مشکلی به مسجد جمکران میرفتم و نتیجه نمی گرفتم . روزی هنگام نماز دلم شکست و عرض کردم: مولا جان !آیا بد نیست با وجود امام علیه السلام به علمدار کربلا قمر بنی هاشم علیه السلام متوسل شوم و او را نزد خدا شفیع قرار دهم؟!. در حالتی میان خواب و بیداری فرمودند:
"نه تنها بد نیست و ناراحت نمی شوم بلکه شما را راهنمایی هم میکنم که چون خواستی از حضرت ابوالفضل علیه السلام حاجت بخواهی ، این چنین بگو: یا ابا الغوث ادرکنی."
السلام علیک یا اباعبدلله
هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
امروز هم حكایتی دارم كه بی مناسبت با این ایام نیست.
"خطیب بزرگ شیعه مرحوم شیخ عبدالزهراء كعبی قدسسره میگوید: یك روز بعد از ظهر، وارد صحن مطهر امام حسین شدم؛ شخصی در مقابل یكی از حجرههای صحن شریف، كتابهای مذهبی میفروخت و من با وی سابقه آشنایی داشتم، چون مرا دید گفت: كتابی دارم كه شاید برای شما نافع باشد و در آن اشعاری وجود دارد كه زیبنده شما میباشد و قیمت آن این است كه یك بار آن را برایم بخوانی. مرحوم شیخ عبدالزهرا میگوید: آن اشعار - قصیده ابن عرندس حلی1- گمشده من بود و من مدتها در جستجوی آن بودم. آن را گرفتم و هنگامی كه به خواندن آن مشغول بودم، ناگهان سیدی از بزرگان عرب را دیدم كه در برابرم ایستاده است و به اشعارم گوش میدهد و گریه میكند.
چون به این بیت رسیدم:
اَیقْتَلُ ظَمْاَناً حُسَینٌ بِكَربَلا وَ فی كُلِّ عُضْوٍ مِنْ اَنامِلِهِ بَحْرٌ
گریه آن بزرگوار شدید شد و رو به به ضریح امام حسین علیهالسلام كرد و این بیت را تكرار مینمود و همچون زن جوان مرده میگریست. همین كه اشعار را به پایان رساندم، دیگر آن بزرگوار را ندیدم. برای دیدن ایشان، از صحن خارج شدم تا شاید آن جناب را بیابم ولی ایشان را ندیدم. به هركجا رو نمودم، اثری نیافتم. گویا از برابر چشمم غایب شده است. به یقین دانستم او حضرت حجت و امام منتظر علیهالسلام بوده است.
1 – علامه امینی در كتاب الغدیر جلد 7 ص 14 این قصیده را ذكر نموده است و میفرماید: در میان اصحاب ما معروف است كه در هر مجلسی این قصیده خوانده شود، موجب تشریف فرمایی سرور عالم امكان به آن مجلس میشود."
منبع:
عنایات حضرت مهدی علیهالسلام به علما و طلاب – 396.
بسم رب الحسین
مولا جان
چقدر خوب می شد که شما بودید و روضه می خوندید و نوحه سرائی می کردید در عزای
جدتان حسین علیه السلام و ما می گریستیم و بر سر و سینه می زدیم .
اکنون که ما از زیارت روی ماه شما محرومیم و لیاقت حضور در محضرتون را نداریم ،
مولا جان بگذار ما نوحه بخوانیم و شما بر سر و سینه بزنید .
بازاینچهشورشاستکهدرخلقعالماست بازاینچهنوحهوچهعزاوچهماتماست
بازاینچهرستخیز عظیماستکززمین بینفخصورخاستهتاعرشاعظماست
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست اینرستخیزعامکهنامشمـحرماست
این صبح تیره باز دمید از کجا کز او کارجهانوخلقجهانجملهدرهماست
در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهایقدسیانهمهبرزانویغماست
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب کاشوب در تمامی ذرات عالم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند گویــا عــزای اشـرف اولاد آدم اسـت
بازاینچهشورشاستکهدرخلقعالماست بازاینچهنوحهوچهعزاوچهماتماست
حال بخوانیم روضه ی حضرت عباس علمدار را .
آن حضرت وقتیکه تنهائی برادر را دید ، بخدمت ایشان آمد و عرض کرد : ای برادر اجازه بده تا
جانم را فدایت کنم . امام حسین علیه السلام از شنیدن سخنان برادر دلتنگ شد و فرمود :
ای برادر تو علمدار لشکر منی ، اگر تو نمانی ، جرئت و جسارت دشمن زیاد می شود .
ابوالفضل علیه السلام عرض کرد سرور و مولای من بیش از این طاقت ندارم سینه ام تنگ شده
و از زندگی دنیا سیر گشته ام . مولایم اگر اجازه دهی ، خونخو.اهی خود کنم از این قوم منافق
امام حسین علیه السلام فرمود ای برادر ، شما در فکر رفع بی تابی و عطش از کودکان باشید
قبل از به میدان رفتن مشک آبی فراهم کن تا تشنگی این کودکان کاسته شود .
قمر بنی هاشم مشک آبی بر گرفت و روانه فرات شد تا شاید آبی بیاورد .اما سپاه دشمن
او را احاطه کرد .
کردند حمله جمله بر آن شبه مر تضی
یک شیر در میانه ی گرگان بی شمار
یکتن کس ندیده و چندین هزار تیر
یک گل کسی ندیده و چندین هزار خار
حضرت خود را بفرات رسانید و با لبی تشنه از فرات بیرون شد و با مشک آب بطرف لشکر گاه
امام روانه شد . ملعونی از کمینگاه بر جست و با ضربتی دست راست عباس را از تن جدا کرد .
حضرت مشک را به دست چپ گرفت و فریاد زد : به خدا قسم اگر دستانم را از بدن جدا کنید ،
هرگز از دینم و امامم که فرزند رسول خداست دست بر نمی دارم . در این حین ملعونی دیگر
از پشت نخلها در آمد و ضربتی به دست چپ حضرت زد . حضرت مشک را به دندان گرفت اما
آنگاه که تیری به مشک آب اصابت کرد و آبها بریخت ، امید عباس از رساندن آب به خیمه گاه
قطع گردید . و ضعف بر او مستولی شد و از بالای اسب بزیر افتاد . و فریاد بر آورد یا اخاء ادرک اخاه
خدا می داند به جد بزرگوارتان چه گذشت وقتیکه عباس فریاد زد ای برادر مرا دریاب .
حضرت چون صدای برادر شنید خود را بشتاب بر بالین او رسانید و با بدن قطعه قطعه او روبرو شد
دستهای مبارک برادر را قطع و فرق سرش را شکافته دید . آنگاه دست بر کمر گرفت و فرمود :
الان انکسر ظهری و قلت حیلتی ( اکنون پشت من شکست و تدبیر و چاره من گسسته گشت .
ای وای از این مصیبت
ای وای از این مصیبت

امام رضا (ع) :
کل طین حرام کالمیتة و الدم و ما اهل لغیر الله به، ما خلاطین قبر الحسین (ع) فانه شفاء من کل داء
هر خاکی حرام است، مثل مردار، خون و ذبح شده بینام خدا، مگر خاک قبرحسین(ع) که درمان هر درد است. - سفینة البحار،ج ۲،ص۱۰۳
امام صادق (ع) :
فی طین قبر الحسین شفاء منکل داء و هو الدواء الاکبر.
در خاک قبر حسین (ع) شفای هر درد است و آن دوای بزرگتر است. - من لا یحضره الفقیه، ج 2،ص 599
امام صادق(ع) :
السجود علی تربة الحسین یخرق الحجب السبع.
سجده بر تربتحسینی،حجابهای هفتگانه را کنار میزند. - بحار الانوار،ج 82،ص 153 و 334.
امام صادق(ع) :
حنکوا اولادکم بتربة الحسین فانها امان.
کام فرزندان خود را با تربتحسین(ع) بردارید، که این تربت، امان است. - وسائل الشیعه،ج 10،ص 410،روایات تربت را از جمله در وسائل الشیعه،ج 10،ص 408 تا 420 و ج 3،ص 607،المزار،شیخ مفید،ص 143 و نیز بحار الانوار،ج 98،ص 118 ملاحظه فرمایید.
علامه امینی«ره» :
آیا بهتر آن نیست که سجدهگاه، از خاکی قرار داده شود کهدر آن، چشمههای خونی جوشیده است که رنگ خدایی داشته است؟ تربتی آمیخته باخون کسی که خداوند، او را پاک قرار داده و محبت او را اجر رسالت محمدی«ص»قرارداده است؟ خاکی که با خون سرور جوانان بهشت و ودیعه محبوب پیامبر و خدا عجینگشته است؟ ...
امام خمینی (ره) :
همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت، مزار عاشقان و عارفان ودلسوختگان و دار الشفای آزادگان خواهد بود
**************
آنچه به تربت سید الشهدا قداست و کرامت بخشیده، همان خون حسین (ع) و شهادتثار الله است که الهام بخش حریت و رادمردی و فداکاری در راه خداست
شهادت امام حسین (ع) ،خاک را بوییدنی کرد
شهادت امام حسین (ع) ،سنگ را بوسیدنی کرد
این الطالب بدم المقتول بکربلا
در پناه حضرت دوست

امام جعفر صادق علیه السّلام می فرماید: «... یاران مهدی، مردانی هستند پولاددل، و همه وجودشان یقین به خدا، مردانی سختتر از صخره ها ... این مردان، تنها از خدا می ترسند، و فریاد «لا اله الّا الله»، آنان بلند است. و همواره در آرزوی شهادت و کشته شدن در راه خدایند. شعار آنان: «یا لَثاراتِ الحسین علیه السّلام » (بیایید به طلب خون حسین!) است

زان یار دلنوازم شکریست با شکایت
گر نکته دان عشقی بشنو تو این حکایت
بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم
یا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت
رندان تشنه لب را آبی نمیدهد کس
گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا
سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
چشمت به غمزه ما را خون خورد و میپسندید
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت
...
به قول مسافر غريب
همين!
به نيابت از برادر خوبم پريشان!
به نام حضرت دوست

۸ ذي الحجه الحرام روز يوم الترويه
گروهي حج را نيمه تمام رها کردند و کارواني را به حرکت در آوردند
تا به سوي ميقاتي ديگر حرکت کند!
۲۴ روز از حرکت کاروان سپري شده است
۲۴ منزل را پشت سر گذاشته اند
مرکب کاروان سالار از حرکت ميايستد و از حرکت خوداري ميکند مرکبي ديگر عوض ميکند
آن مرکب نيز حرکت نميکند
کاروان سالار ميپرسد:
نام اين سرزمين چيست؟
ميگويند :
نينوا
اشک در چشمان کاروان سالار حلقه ميزند و زير لب ميگويد :
اينجا کربلا ست
آنگاه کاروان سالار ميفرمايد:
اللهم اني اعوذ بك من الكرب و البلاء.
اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است
آن کاروان سالار کسي نيست جز حسين بن علي (ع)
سلام بر حسين! سيد و سالار شهيدان، سيد اولياء و شقايق سرخ روئيده در نينوا
سلام بر سرزمين کربلا
سلام بر سرزمين نينوا
سلام بر مهدی موعود (عج ) منتقم خون حسین (ع)
به نیابت از طرف نویسندگان روز دوشنبه
در پناه حضرت دوست
امام صادقعليه السلام در اين زمينه مىفرمايند: «صاحبالامرعليه السلام غيبتى خواهد داشت اگر كسى در آن دوره بخواهد ديندار بماند، سخت در مشقتخواهد بود. بنده خالص خدا در آن شرايط بايد تقواى الهى پيشه كند و دو دستى به دين خود بچسبد.»