تبليغاتX
روزهای عاشقی

روزهای انتظار


 

 

بنام زداینده غم ها

 

 

بیا  ای  امام  هدایت  شعار

 

 

 

که بگذشت از حد غم انتظار

 

 ز روی  همایون  بر افکن  نقاب

 

عیان  ساز ، رخسار چون  آفتاب

 نورالدین عبدالرحمن جامی

 

 

    

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 0:42  توسط صدر  | 


به نام حضرت دوست

 

یا مهدی ادرکنی عجل علی ظهورک

 

رزمندۀ راه خدا

رسول اكرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله):

المُجاهِدُونَ في سَبیلِ اللهِ قُوّادُ أهْلِ الجَنَّةِ.

رزمندگان راه خدا، راهبران اهل بهشت‌اند.

بحار الأنوار، ج 8، ص 199

 

انشاء الله که همه ما از سربازان امام زمان (عج) باشیم

 

 

در پناه حضرت دوست

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


 

کو پيک صبح تا گله هاي شب فراق

با آن خجسته طلعت فرخنده پي کنم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 0:33  توسط آمون  | 


بسم الله الرحمن الرحیم. نام خدا راحت روح است و شفای دل زخمدار

اندر همه عمر من شبی به وقت صبوح

آمد برمن خیال آن راحت روح

پرسید زمن که : چون شدی ای مجروح؟

گفتم : که زعشق تو همین بود فتوح

خدایا به نشان ات بینندگانیم، به نامت زندگانیم

به فضلت شادانیم، به مهرت نازانیم

از جام مهر تو مست مائیم صید عشق تو در دام مائیم1

--------------------------------------------

امام صادق علیه السلام فرمود :

.... چون حسین علیه السلام کشته شد،

 آسمان ها و زمین و هر چه در آن هاست با فرشتگان نالیدند

و گفتند پروردگارا به ما اجازه بده خلق را هلاک کنیم

 و از صفحه زمین براندازیم برای ان که حرمت تو رت حلال شمردند

 و برگزیده تو را کشتند.

خدا به آن ها وحی فرستاد که :

 

ای فرشتگانم و ای آسمان ها و زمینم !

آرام گیرید ، سپس یک پرده از پرده ها را عقب زد

پشت آن پرده محمد و دوازده وصی او بود.

آن گاه دست فلان قائم میان آن ها (امام عصر علیه السلام) را گرفت

و فرمود :

ای فرشتگانم و ای آسمان ها و زمینم !

به سبب این انتقام می گیرم – این جمله را سه بار فرمود –2

----------------------------------

1-      تفسیر  ادبی و عرفانی قران کریم خواجه عبدالله انصاری

2-      اصول کافی جلد دوم ص 483

------------------------------

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 0:59  توسط   | 


ای خوب! چشم عالم و آدم به راه توست
خورشید، زنده در هوس روی ماه توست
هر صبح می‌دمد به امید تو آفتاب
چشم سپیده بر خطِ خالِ سیاه توست

سوسوی زندگی است به سویی اگر هنوز
از کوکب دعای شب و اشک و آهِ توست
از مرغِ آرمیده به بالای بیدِ مست
تا آهوی رمیده، همه، در پناه توست

رنگ گناه، روی جهان را سیاه کرد
تنها چراغ روشن این شب، نگاه توست
هر جا که باز می‌کند آغوش، زندگی
مژده رسد که نوقدمی از سپاه توست

کنعان به بوی پیرهنت می‌زند نفس
جاهِ جهان ـ عزیـــز ـ به «ژرفـــا»ی چاه توست
در آرزوی لطفِ «رَبیعُ الاَنام» باز 
چشم بهــار هم ـ گل نـــــرگس ـ به راه توست

 سید ابوالقاسم حسینی(ژرفا)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم فروردین 1386ساعت 11:45  توسط آمون  | 


 

هوا هوای بهار است و باده باده ناب
به خنده خنده بنوشیم و جرعه جرعه شراب
در این پیاله ندانم چه ریختی پیداست
که خوش به جان هم افتاده اند آتش و آب
فرشته روی من ای آفتاب صبح بهار
مرا به جامی از این آب آتشین دریاب
به جام هستی ما ای شراب عشق بجوش
به بزم ساده ما ای چراغ ماه بتاب
گل امید من امشب شکفته در بر من
بیا و یک نفس ای چشم سرنوشت بخواب
مگر نه خاک ره این خرابه باید شد
بیا که کام بگیریم از این جهان خراب

م

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط بهار  | 


هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب      هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

و احشرنا معهم و العن اعداهم

السلام علیك یا اباصالح المهدی(عج)

باز هم یه شنبه دیگه و باز هم نقل یه دیدار شیرین. خوشا به حالشون. ماها كه می‌خونیم و لذت می‌بریم به مثابه وصف العیش نصف العیشه...

حكایت امروز ماجرای یكی از تشرفات سید بحرالعلومه:

" عالم جلیل آخوند ملا زین‌العابدین سلماسی(ره) فرمود: روزی در مـجلس درس فخر الشیعه، آیة‌اللّه علامه بحرالعلوم(ره) در نجف اشرف نشسته بودیم، كه عالم محقق جناب میرزا ابوالقاسم قمی (صاحب كتاب قوانین) برای زیارت علامه وارد شدند.

آن سال، سالی بود كه میرزا از ایران برای زیارت ائمه عراق و حج بیت‌اللّه‌الحرام آمده بودند. كسانی كه در مجلس درس حضور داشتند كه بیشتر از صد نفر بودند متفرق شدند فقط من با سه نفر از خواص اصحاب علامه، كه در درجات عالی صلاح و ورع و اجتهاد بودند، ماندیم.

محقق قمی رو به سید كرد و گفت: شما به مقامات جسمانی (به خاطر سیادت) و روحانی و قرب ظاهری (مجاورت حرم مطهر امیرالمؤمنین علیه‌السلام) و باطنی رسیده‌اید. پس از آن نعمت‌های نامتناهی، چیزی به ما تصدق فرمایید. سید بدون تامل فرمود: شب گذشته یا دو شب قبل [تردید از ناقل قضیه است] برای خواندن نماز شب به مسجد كوفه رفته بودم. با این قصد، كه صبح اول وقت به نجف اشرف برگردم، تا درس‌ها تعطیل نشود. (سال‌های زیادی عادت علامه همین بود.)

وقتی از مسجد بیرون آمدم، در دلم برای رفتن به مسجد سهله شوقی افتاد، اما خود را از آن منصرف كردم، از ترس این كه به نجف اشرف نرسم، ولی لحظه به لحظه شوقم زیادتر می‌شد و قلبم به آن جا تمایل پیدا می‌كرد. در همان حالت تردید بودم كه ناگاه بادی وزید و غباری برخاست و مرا به طرف مسجد سهله حركت داد. خیلی نگذشت كه خود را كنار در مسجد سهله دیدم. داخل مسجد شدم، دیدم خالی از زوار و مترددین است جز آن كه شخصی جلیل القدر مشغول مناجات با خدای قاضی الحاجات است آن هـم با جملاتی كه قلب را منقلب و چشم را گریان می‌كرد.

حالم دگرگون و دلم از جا كنده شد و زانوهایم مرتعش و اشكم از شنیدن آن جملات جاری شد. جملاتی بود، كه هرگز به گوشم نـخـورده و چشمم ندیده بود، لذا فهمیدم كه مناجات كننده، آن كلمات را نه آن كه از محفوظات خود بخواند، بلكه آنها را انشاء می‌كند. در مـكان خود ایستادم و گوش می‌دادم و از آنها لذت می‌بردم، تا از مناجات فارغ شد. آنگاه رو به من كرد و به زبان فارسی فرمود: مهدی بیا.

پیش رفتم و ایستادم. دوباره فرمود كه پیش روم. باز اندکی رفتم و توقف نمودم. برای بار سوم دستور به جلو رفتن داد و فرمود: ادب در امتثال (فرمانبرداری) است. یعنی تا هر جا كه گفتم بیا نه آن كه به خاطر رعایت ادب توقف كنی. من هم پیش رفتم تا جایی رسیدم كه دست ایشان به من و دست من به آن جناب می‌رسید. در این حال ایشان مطلبی را فرمود. آخـوند ملا زین‌العابدین سلماسی می‌گوید: وقتی صحبت علامه(ره) به این جا رسید، یك باره از سخن گفتن دست كشید و ادامه نداد و شروع به جواب دادن محقق قمی راجع به سؤالی كه قبلا ایشان پرسیده بود كرد.

آن سؤال این بود، كه چرا علامه با آن همه علم و استعداد زیادی كه دارند، تالیفاتشان كم است. ایشان هم برای این مساله دلایلی را بیان كردند، اما میرزای قمی دوباره آن صحبت حضرت با علامه را سؤال نمود.

سید بحرالعلوم(ره) با دست خود اشاره كرد كه از اسرار مكتومه است.

منبع:

كتاب العبقری الحسان که دارای پنج بخش است كه جلد اول آن سه بخش و جلد دوم دو بخش است. مطالب ارائه شده مربوط به جلد اول، بخش دوم (المسك الاذفر) و جـلـد دوم، بـخـش اول (الیاقوت الاحمر) می‌باشد. "

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 0:5  توسط آمون  | 


به نام خداوند جاه و جلال 

 

الحمد الله الذی خلقک و قدرک و جعلک مواقیت للناس  اللهم علینا هلالا مبارکا

 

سپاس خدای را که تو را آفرید و وسیله تشخیص وقت برای مردم قرار داد . خدایا هلال این ماه را بر ما مبارک گردان .

 

دعای روءیت ماه

 

 

ای آشکار پنهان ! برقع ز رخ بر فکن

 

تا  جلوه  ات   ببینم  پنهان  و  آشکارا

 

ای پرده دارعالم ! در پرده چند مانی ؟

 

آخر  ز  پرده   بنگر  یاران   آشنا  را

 

فواد  کرمانی

 

 

ماه منیر من بیا

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 0:43  توسط صدر  | 


به نام حضرت دوست 

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام  نقل شده است :

« در آخرالزّمان و نزدیکی ساعت ( قیام یا ظهور ) – که بدترین روزگاران است – زنانی عاری از لباس و آراسته به انواع زیور بیرون می آیند ؛ خارج شدگان از دین ، وارد شدگان در فتنه ها ، متمایلان به شهوت رانی ، شتاب کنندگان به لذّات حلال کننده ها و جهنّمی های جاویدان . »

 

منتخب الأثر : ح 4

 

در پناه حضرت دوست 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


به نام حضرت دوست 

 

از عمق نا پیدای مظلومیت ما ، صدایی آمدنت را وعده می داد .

 

صدا را، عدل خداوندی صلابت می بخشید و مهرِ ربانی گرما میداد .

 

و ما هر چه استقامت ، از این صدا گرفتیم و هر چه تحمل ، از این نوا دریافتیم .

 

در زیر سهمگینترین پنجه های شکنجه تاب می آوردیم که شکنج زلف تو را می دیدیم .

 

در کشاکش تازیانه ها و چکاچک شمشیرها ، برق نگاه تو تابمان می داد و صدای

 

 گامهای آمدنت توانمان  می بخشید .

 

 

 

به نیابت از طرف نویسندگان روز چهارشنبه

در پناه حضرت دوست 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 13:9  توسط سيد محسن  | 


 

فان تابو و اقامو الصلوه و اتوالزکوه.( 11- توبه)

 اشارت است به این که حقیقت توبه

پشیمانی است که در دل پدید آید

دردی که از درون سینه سر بر زند

 آتش خجلت در دل وی افتد

 و آب حسرت از دیده فرو ریزد

نه بینی شاخی که چون یک سر ان آتش زنی

از سر دیگر آب می چکد !

ای جوان مرد  ! صد هزاران ماه رویان فردوس

 از راه نظاره در بازار گرم منتظر ایستاده اند

 تا مگر گناهکاری از پرده گناه بیرون آید

 و گام بر بساط توبه نهد

تا ایشان جان ها و دل ها را در قدم وی بیفشانند

و بشارت به او دهند که قدم صدق برداشته است.

 

و یشف صدور قوم مومنین.(14 – توبه)

و خداوند هر کس را به اندازه بیماری شفا داد

یکی از کید شیطان بیمار است شفای او در قهر دشمن است

یکی بیمار از شهوت نفس است شفای او در مغلوب کردن آن است

و شفای بیمار از محبتت در مشاهدت است.

امام ششم علیه السلام فرمود :

شفای بعضی بیماران معرفت و صفاست

و شفای بعضی تسلیم و رضا است

و شفای بعضی توبه و وفا است

و شفای بعضی دیگر مشاهده و لقا است.

 

شب وصل است و طي شد نامه هجر

سلام فيه حتي مطلع الفجر

من از رندي نخواهم كرد توبه

ولو آذيتني بالهجر و والحجر

 

 

------------------------------------------------------------

از سمت چپ ايستاده برادر شهيدم علي سرداري(اهل خوي)

 برادر شهيدم امين تيموري(مشكين شهر)

نشسته سمت راست سرورم حاج حسن بيرامي(نقده)

 برادرم ... كمالي (پسر امام جمعه وقت سراب)،

برادر شهيدم حميد ذاكري(سلماس)،

بسيجي خردسال برادرم موسي دودكانلو(خوي)، برادر شهيدم محمد ستاري(تبريز)

اسامي بقيه عزيزان يادم رفته اگر مسافر غريب يا بيدمشك راهشان افتاد و شناختند ممنون

خواهم شد اسمشان را برايم بنويسند

اين عكس رو از حاجي حسن عيدي گرفتم اگر گفتيد كدوم يكي منم؟

---------------------------------

براي عرض ادب در وبلاگ هاي عزيزانم خدمت  خواهم رسيد

شرمنده ام از بابت اين همه كم سعادتي خودم و محبت و صفاي شما عزيزان

------------------------

براي دختر خوبم خانم قهرماني

من كه از خودم چيزي ندارم هر چه هست از شهداست

شما خود را در زلال آينه شهدا ديده ايد

خدا را به خاطر اين صفاي باطني شكر گزار باشيد

و اين درمانده را نيز از دعاي خير محروم نكنيد

گرچه خواهرم مهاجر سبز سوال شما را پاسخ دادند و خودتان نيز گويا 

مطالعه كرده بوديد

اين حديث هم زيباست.

 

امام صادق علیه السلام فرمود :

.... چون حسین علیه السلام کشته شد،

 آسمان ها و زمین و هر چه در آن هاست با فرشتگان نالیدند

و گفتند پروردگارا به ما اجازه بده خلق را هلاک کنیم

 و از صفحه زمین براندازیم برای آن که حرمت تو را حلال شمردند

 و برگزیده تو را کشتند.

 

خدا به آن ها وحی فرستاد که :

 

ای فرشتگانم و ای آسمان ها و زمینم !

آرام گیرید ،

 سپس یک پرده از پرده ها را عقب زد

پشت آن پرده محمد و دوازده وصی او بود.

آن گاه دست فلان قائم میان آن ها (امام عصر علیه السلام) را گرفت

و فرمود :

 

ای فرشتگانم و ای آسمان ها و زمینم !

به سبب این انتقام می گیرم

– این جمله را سه بار فرمود –۱

----------------------------------

۱- اصول کافی جلد دوم ص 483

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 10:41  توسط   | 


«منا اثنا عشر مهدیا، اولهم امیرالمؤمنین على بن ابى‏طالب، و آخرهم التاسع من‏ولدى، و هوالقائم بالحق، یحیى‏الله به‏الارض بعد موتها، و یظهر به دین‏الحق على‏الدین کله، ولو کره‏المشرکون. له غیبة یرتد فیهااقوام و یثبت فیها على‏الدین‏آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متى هذاالوعد ان کنتم صادقین‏»،اما ان‏الصابر فى غیبته‏على‏الاذى و التکذیب بمنزلة‏المجاهدبالسیف بین یدى رسول‏الله (ص)» *


در میان ما اهل بیت دوازده مهدى وجود دارد که اولین آنها امیرمؤمنان على‏بن‏ابى‏طالب(ع) و آخرین آنها نهمین فرزند من است. و اوست قیام کننده به حق ، خداوند به وسیله او زمین را پس از آنکه مرده است زنده مى‏کند و دین حق را به دست او بر همه ادیان غلبه مى‏دهد، اگر چه مشرکان نپسندند. براى او غیبتى است که گروهى در آن از دین خدا بر مى‏گردند و گروهى دیگر بر دین خود ثابت مى‏مانند، که این گروه را اذیت کرده و به آنها مى‏گویند: «پس این وعده چه شد اگر راست مى‏گویید؟» آگاه باشید آنکه در زمان غیبت او بر آزار و اذیت و تکذیب صبر کند همانند کسى است که در مقابل رسول خدا(ص) با شمشیر به جهاد برخاسته است.

از فرمایشات امام حسین علیه السلام سید الشهدا

 

* الشیخ‏الصدوق،ابوجعفرمحمدبن‏على‏بن‏الحسین، کمال‏الدین و تمام‏النعمة، تهران، دارالکتب الاسلامیة،1359 ق،ج 1، ص‏317 ، به نقل از موسوعة کلمات‏الامام‏الحسین، صص‏666- 655، ح‏703

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 10:0  توسط رهگذر  | 


...

به نیابت از علی آقا!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 0:8  توسط آمون  | 


پيامبر اكرم (ص) مي فرمايند:

مهدي از فرزندان من است. او را غيبتي است كه بر اساس آن براي مردم سرگرداني خواهد بود؛ در اين سرگرداني گمراه ميشوند. آنگاه ذخيره انبياء حضرت مهدي عج الله فرجه الشریف ظهور كرده تا زمين را از عدل و داد پر كند؛ آنگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط بهار  | 


امام صادق (ع):

... شیطان تو را تحریك نكند. زیرا كه عزت از آن خدا و پیامبر و مؤمنان است لیكن منافقان نمی‌دانند. آیا نمی‌دانی كسی كه منتظر امر ما (حاكمیت و اجتماع آرمانی ما) باشد، و بر بیمها و آزارهایی كه می‌بیند شكیبایی ورزد، در روز بازپسین در كنار ما خواهد بود...

 

منابع: كافی 8 / 37 - مكیال 2 / 290 - عصر زندگی ص 293

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم فروردین 1386ساعت 0:36  توسط آمون  | 


بنام حضرت دوست

گشاینده در رحمت اوست

 

امشب سخن از جان جهان باید گفت

 

توصیف رسول انس و جن باید گفت

 

در   روز  ولادت  دو  قطب   عالم

 

تبریک به صاحب الزمان باید  گفت

 

فرخنده میلاد با سعادت پیامبر اعظم حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و اله

 

و خجسته میلاد حضرت امام جعفر صادق علیه السلام

 

بر آقا ولی عصر ، حجت بن الحسن العسکری و همه شیفتگان ایشان مبارک باد .

  

نوید فلاح و رستگاری از رسول اعظم :

 

خوشا آن که قائم اهل البیت را درک می کند و پیش از قیامش به او اقتدا می کند .

 

و امام صادق علیه السلام :

 

در هر شب و روزت منتظر ظهور صاحبت باش .

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 10:55  توسط صدر  | 


به نام حضرت دوست

بار دیگر آسمان خندید،

و اشک شوق در چشمان مهتاب حلقه زد ...

این بار خداوند رحمت واسعه اش را به مردمان بخشید،

تا خوشبخت ترین انسان های روی زمین باشند ...

عطر بهار نارنج همه جا را پوشانده بود ،

و حیاط خانه آمنه این بار ستاره باران بود ،

همه منتظر ...

سرود شادی فرشته ها آسمان را به لرزه انداخته است ،

و زمین با یاس های سپید پوشیده شده ،

تا بیاید ...

و سر انجام سکوت لحظات انتظار به صدای قدمهای بزرگ مرد تاریخ،

آن رسول رحمت و رافت،

شکسته شد ...

آری محمد (ص) آمد ...

 

ماه فروماند از جمال محمد(ص)

سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد (ص) بس است و آل محمد (ص)

میلاد رسول رحمت و رافت ، پیامبر اعظم ، حضرت محمد(ص)

و

میلاد ششمین ستاره فروزان آسمان ولایت امام صادق(ع)

را به پیشگاه آقا امام زمان (عج)

و همه مسلمانان جهان تهنیت باد.

 

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


ماه فروماند از جمال محمد(ص)

سرو نباشد به اعتدال محمد(ص)

همچو زمين خواهد آسمان كه بيفتد

تا بدهد بوسه بر نعال محمد(ص)

شمس و قمر در زمين حشر نتابد

نور نتابد مگر جمال محمد(ص)

چشم مرا تا به خواب ديد جمالش

خواب نمي گيرد از خيال محمد(ص)

سعدي اگر عاشقي كني و جواني

عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص)

 

  به نیابت از آقای دومان...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 18:6  توسط آمون  | 


پیامبر اکرم صلوات الله علیه:

گروهی از مشرق زمین خروج کرده و زمینه حکومت مهدی (ع) را مهیا می‌کنند.

مهدی موعود / ص۱۴۴

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط آمون  | 


پیامبر اکرم صلوات الله علیه:

خوشا به حال کسی که قائم ما را درک کند در حالیکه قبل از قیامش پیرو او بوده

 و دوستانش را دوست بدارد و با دشمنانش دشمن باشد.

بحار٬ ج۵۱ ٬ ص ۷۲

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 2:24  توسط آمون  | 


ایستادن، نماد انتظار است و سروها هماره ایستاده اند تا بهار، از راه برسد و آن را گرم در آغوش گیرند. امروز روز جوشش در راه سبز رویش است و فصل رویش، همان ظهور توست که همه هستی، چشم در راه آن و همه دلها را مشغول به خود کرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط بهار  | 


بسم الله الرحمن الرحیم

روزی سدیر صیرفی و مفضل بن عمر و ابوبصیر و ابان بن تغلب بر امام صادق علیه السلام وارد شدند و مشاهده کردند که آن حضرت روی خاک نشسته و مانند زن بچه مرده با دلی سوخته اشک می ریزد و حزن و اندوه از وجناتش پیداست. رنگ مبارکش تغییر نموده و اشک صورتش را پوشانده و بردامنش ریخته و می گوید:

ای آقای من درد فراقت قوت از من ربوده. آسایش از من گرفته ، زمین را بر من تنگ کرده  و راحت قلبم را از میان برده است. سرورم، مصیبتم به ناراحتیهای دایمی متصل شده و همه چیز را یکی پس از دیگری از دست می دهم و جز اشکی که از چشمم جاری است و ناله ای که از اعماق دل میکشم و ستم هایی که می بینم چیزی حس نمیکنم

سدیر میگوید:« از آنهمه ناله و گریه امام نزدیک بود عقل از سرمان بپرد و احتمال دادیم که مصیبت وحشتناکی برای ایشان پیش آمده و یا اوضاع زمانه چنان ناراحتشان کرده که این چنین اشک می ریزند. گفتیم: ای فرزند بهترین خلق خدا، خدا چشمانت را گریان مکناد، از چه رو چنین گریانی و چون باران اشک می ریزی؟» ناگهان امام آهی از جگر کشید که وجودش به حرکت درآمد و ناراحتی اش افزون شد و فرمود:

وای بر شما! امروز صبح در تاریخ ولادت قائممان تامل میکردم و کندی گذشتن زمان غیبت و طول عمر وی را مینگریستم. بلایایی که بر مومنین درآن زمان وارد می شود و تردیدی که از زمان غیبت در دل آنها وارد می گردد که اکثر آنها از دین بر میگردند و شانه از زیر بار اسلام و ولایت ما خالی می کنند را می دیدم. دلم سوخت و خزن بر من مستولی شد....

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم فروردین 1386ساعت 9:46  توسط رهگذر  | 


 

بنام هستی بخش

بی تو چه سخت می گذرد روزگار من

 

خود را به من نشان بده  آیینه  وار من

 

ای  آفتاب ! خیره  به راهت  نشسته ام

 

رحمی به حال دیده ی چشم  انتظار من

 

هر شب  برای  آمدنت  گریه  می کنند

 

سجاده  و دو دیده ی شب زنده  دار من

 

امید  بسته  ام  می  آیی  و  می  کشی

 

دستی بر این & بر این دل امیدوار من

 

دل  را  برای  آمدنت  فرش  کرده  ام

 

بشتاب   !  ای  امید  دل  بی قرار  من

 

دست  دعا  و  اشک  و نیاز ظهور تو

 

کی  مستجاب  می شود  این  انتظار من

از مجتبی تونه ای

ص ۳۹۴ کتاب :

سیمای مهدی موعود علیه السلام

در آیینه شعر فارسی

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 0:59  توسط صدر  | 


بسمه تعالی

عرض تبریک عید شروع ولایت آقای غایبمان به همه دوستدارانش

آقاي من سلام

دوستان سلام، سيد محسن عزيز از مشهد مقدس سلام به همه شما رسوندن و به بنده امر كردن كه اينبار به جاي ايشون براي آقاي غايبمون بنويسم. بخشي از يه شعر عاميانه ست كه سال گذشته سروده شده ( و البته پر از غلطه ) ، اميد كه آقا بپذيره و شما بپسنديد:
با تشكر - يه مسافر

... اوني كه عاشق ميشه سر به بيابون مي ذاره

سر حرفش مي مونه سر ميده و جون مي ذاره

 

تنها چيزي كه مي بينه صورت معشوقشه

جفت گوشاش كر شدن و صداي اون تو گوششه

 

صبح تا شب مثل يه مجنون جا و ماوا نداره

ديدي هر كي عاشقه با سر ميره پا نداره؟

 

خورشيد از كجا مياد كجا ميره نمي دونه

روزا كي شب ميشه و ماه درمياد، چه مي دونه !

 

يهو بالاي سرش ستاره ها رو مي بينه

معشوقش ياد مياد، اينكه اونو نمي بينه

 

هر چي غم تو عالمه يهو مي ريزه تو دلش

مگه ميشه توي اين حال تو چيزي بگي بهش !؟

 

نم نمك اشك مي ريزه هي با خودش حرف مي زنه

بعضي وقتا ساكته، يه وقتا فرياد مي زنه

 

اينقدر اشك مي ريزه تا چشماشو خواب مي گيره

يهويي لبش مي خنده انگاري خواب مي بينه

 

همه جا چراغونه كوچه ها رو آب مي پاشن

چاوشا دارن ميان با خبر خوب مي رسن

 

تو خيابونا دارن طاقاي نصرت مي زنن

گلدونا جا ندارن تو باغچه ها گل ميكارن

 

آي پسر! حواستو جمع كن ريسه هارو خوب بزن !

آي خانم! دير شده زود باش كوچه هارو آب بزن !

 

همه خوشحالن مي خندن انگاري غم ندارن

خنده رو لباشونه انگاري ماتم ندارن

 

توي دست بچه ها گلاي سرخ و سفيده

غصه از دلا پريده، كي شنيده، كي ديده !؟

 

سر چهارراه يادته اون بچه هاي گل فروش ؟

پيرمرده، دختره، اون كولياي ژنده پوش ؟

 

سر چهارراها حالا همه دارن گل مي فروشن

نه كه پول بخوان نه اصلا! تازه ناز هم ميكشن !

 

پيرمرده يه قوطي شيريني تو دستاش مي گيره

كولي گل پخش مي كنه وقت نداره فال بگيره !

 

يه صدايي يهويي از آسمون شنيده شد:

 

طلوع مي كند آن آفتاب پنهاني

ز سمت مشرق جغرافياي عرفاني (اين بيت برگرفته از وبلاگ "يه دنيا پدر")

 

تا تموم شد اون صدا نسيم آرومي وزيد

به مشام آدما يه عطري از بهشت رسيد

 

خورشيد انگار يه دفه يه چيزي ديد رنگش پريد !

از خجالت يه تيكه ابرو رو صورتش كشيد

 

معلومه پيش نگارش خورشيدم كم مياره

حتي ماه روش نميشه اسم قشنگي بياره !

 

 

به اميد روزي كه اين رويا حقيقتي باشه زير سايه دولت آقا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 3:34  توسط سيد محسن  | 


 

 آجرک الله یا بقیه الله

امام عسگری علیه السلام:

شیعیان ما در یک اندوه دائم به سر می برند.

تا فرزندم که پیامبر اکرم صلوات الله علیه نوید ظهورش را داده است٬

ظاهر شود.

الامام المهدی- ص ۱۳۴

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط آمون  | 


مقبره فيض كاشاني - كاشان - خرداد 84- عكاس: آمون!

نفس باد صبا مشك فشان خواهدشد

عالم پيـر دگر بـاره جـوان خواهـد شـد

يعني اين تيره‌شب غيبت‌مهدي روزي

از دم صبح حضورش لمعان خواهدشد

عالم ‌ار پيرشدازجوروستم‌باكي‌نيست

ازقدوم شه‌دين امن و امان خواهدشد

شوق مهدي - فيض كاشاني

 به نيابت از برادر خوب و مهربانم آقاي پريشان.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 11:0  توسط آمون  | 


باز هم هديه نورزوي! روش كليك بفرماييد.

 

السلام علیک یا اباصالح المهدی(عج)

باز هم یک هدیه نوروزی دیگه از طرف اهالی روزهای عاشقی به شما! روش کلیک بفرمایید تا تصویر بزرگتر رو ببینید.

حالا اگه خوشتون اومده به نیت سلامتی مولامون و دوقلوهای ناز علی آقا و خانم قصه گو٬ کامتون رو به صلواتی شیرین بفرمایید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط آمون  | 


حضرت ابا محمد حسن بن علي العسگري عليه السلام ميفرمايد:

سپاس خدائي را كه مرا از دنيا نبرد تا اينكه فرزند و جانشين پس از مرا به من نشان داد؛ شبيه ترين مردان به رسول خدا كه درود خدا بر او و خاندانش باد، از حيث اخلاق و از حيث شكل و سيما و اندام، آنكس كه خداي تعالي در زمان غيبت او، وي  را حفظ ميكند، آنگاه ظاهرش فرمايد تا زمين را از عدل و داد آكنده سازد؛ همانگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط بهار  | 


هديه نوروزي روزهاي عاشقي. براي دريافت تصوير بزرگتر روش كليك بفرماييد

السلام عليك يا اباصالح المهدي (عج)

اين هم هديه نورزوي وبلاگ روزهاي عاشقي. روش كليك بفرماييد و تصوير بزرگتر رو ببينيد. يك بكگراند براي دسكتاپ شما!!

حالا به قول آقاي پريشان به نيت سلامتي آقا كامتون رو به صلواتي خوشبو كنيد.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم فروردین 1386ساعت 1:35  توسط آمون  | 


 

بهاران خجسته باد .

می رسد ( رسید ) بهار و من بی شکوفه ام هنوز

آفتاب من بتاب ، مهربان من بیا

سلام دوستان ، دیروز و امروز از دو دوست عزیز دو تا پیام کوتاه داشتم

برادر مهدی بردبار و برادر حسین قرینه

آقای قرینه توی مجالس خیلی خوب برامون دعا می خونه

آقای شیخ مهدی هم بعد از دعای ندبه هفته آخر ماه برامون صحبت می کنه

می خواستم بگم که ، این دو عزیز معلم ما هستند .

امام صادق علیه السلام :

هیچ نوروزی نیست ، مگر این که ما در آن روز منتظر فرج هستیم ، زیرا نوروز از روزهای

ما و شیعیان ماست . ایرانیان آن را حفظ کردند و شما آن را از دست دادید .

بیت شعر که در مطلع آمد از پیام برادر شیخ مهدی بردبار

و حدیث شریف از پیام برادر مهندس حسین قرینه هست .

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه سوم فروردین 1386ساعت 0:40  توسط صدر  | 


بنام حضرت دوست

روز هجران و شب فرقت يار آخر شد

زدم‌اين‌فال‌ و‌گذشت‌اختر و كار‌آخر‌شد

آن همه نازوتنعم كه خزان مي‌فرمود

عـاقبــت در قــدم بـاد بـهار آخـر شد

صبح اميـد كـه بـد معتكف پرده غيب

كو برون آي كه كار شب تار آخر شد

 

چه كسي‌ست مولاي من كه مژده ظهورت را بدهد؟

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 17:16  توسط آمون  | 


مخالفان حضرت مهدي (عج) :

قسمت اول :

 

امام دشمنان كينه توزي چون مستكبران بيدادگر را خواهد داشت ولي معارضان داخلي نيز در انحراف نهضت  و نابودي آن نيز خواهند كوشيد .

بيشترين كارشكنيها از جانب كساني است ادعاي موافقت با امام را دارند و خود را از منتظران مي دانند اينان امام را نه بخاطر پياده نمودن اسلام اصيل بلكه به عنوان بر آورده كننده هوسها و آرزوهاي خود مي خواهند پس  از پيوستن به امام چون منافع نامشروع آنها در خطر مي افتد به توجيه اهداف خود روي مياورند و با سلاح دين و مذهب به جنگ امام مي روند كه به فرموده امام صادق (ع)  :

 

(( چه بسيار كساني كه ادعاي پيروي او را دارند ولي پس از ظهور حضرت از او روي برمي گرداند ))

                                                                        ميزان الحكمه ري شهري جلد 1 صفحه 292

 

خدا كند توبيايي

 

 

 

مخالفان حضرت مهدي (عج) عبارتند از

-         راحت طلبان

-         جمود انديشان

-         كافران و منافقان

 

در اين قسمت به بررسي دشمنان راحت طلب امام اشاره خواهيم كرد .

راحت طلبي ريشه در خود پرستي دارد خود خواهي ريشه همه مفاسد است كه تمام اعتقادت اخلاقي انسان را دگرگون مي كند

لذت طلبان دين را به گونه مزاحم مقاصد خود در زمينه رفاه مي دانند دنبال احكام ساده و بي دردسر هستند

انقلاب جهاني امام زمان بدون گذشتن از آتش و خون به پيروزي نمي رسد در نبرد محرومان با مستكبران برق تيغ بلا ايمانها را به آزمايش در مي آورد مومنان راستين پيشاپيش به استقبال رفته و خود ا براي بلايا آماده مي كنند ولي راحت طلبان با دستاويزي از مذهب در پي توجيه وضع و پايگاه خويش هستند اينان درفكر زندگي خود هستند و در دروان انتظار فقط  به دعا متوسل مي شوند  براي اينان مفاهيمي چون امر به معروف و جهاد و مبارزه با ستم وجود اجرايي ندارد ...

امام خميني رحمه الله عليه اين عده را زيبا توصيف كرده است :

 

(( از صدر اسلام تا كنون دو طريقه و دوخط بوده اند يك خط اشخاص راحت طلب كه تمام همشان اين است كه يك طعمه اي پيدا كنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا را آنهايي كه مسلمان بودند مي كردنداما آنان  راحت طلب بودند ... از اول نهضت اسلامي ما شاهد اين افراد بوديم تكليف را اين مي دانستند كه نمازي بخوانند وروزه اي بگيرند ))

                                                                                   صحيفه نور جلد 15 صفحه 45

 

اين دسته همراه كافران و ستمگران مي مانند در هنگام ظهور هم شيوه زندگي خود را تغيير نمي دهند درپاسخ امام براي جهاد با مستكبران آيات تقيه را مي خوانند .امام زمان درمقابله با توجيه كژانديشان آنان را به قرآن استدلال مي كند و حق را آشكار مي سازد و سرانجام راحت طلبان منكر را در رديف منافقان كيفر مي دهد

امام صادق (ع) مي فرمايد

 

(( فلسفه تشريع تقيه حفظ خونهاست اگر تقيه به مرز خون رسد جاي تقيه نيست به خدا سوگند اگر شما به ياري ما دعوت شويد خواهيد گفت ما در تقيه هستيم و نمي توانيم شما را ياري دهيم اگر قائم ما بپاخيزد به ياوه گوئيهاي شما گوش نخواهد داد و در حق بسياري از شما مردم منافق حدود خداوند را جاري خواهد ساخت . ))

 

                                                             وسائل الشيعه  شیخ حر عاملي جلد 11 صفحه 483


چقدر از اين نوع جماعت در قبل از ظهور آن امام همام هم تنفر دارم به نام دين آبروي دين مي برند و نان مي خورند از حاجت هاي مردم كه نعمت خدا ست بر آنان تا رحمت كسب كنند با توجيه روي بر مي گردانند  ...


+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 0:0  توسط دومان سولدوزي  |