|
روزهای انتظار |
قرآن کریم: «فَأينَما تُوَلُّوا فَثَّمَ وَجهُ اللهِ»؛ (1) «پس به هر طرف كه رو كنيد، آن جا روي خداست.»
فرازي از دعاي ندبه: «أينَ وَجهُ اللهِ الَّذي إِلَيهِ يَتَوَجَّهُ الاولياءِ»؛ (2) «كجاست آن وجه خدايي كه دوستان و اولياي خدا به سوي او توجه مي كنند.»
امام زمان (عج)، وجه خداست؛ روي خداست؛ آينه تمامنماي جمال و جلال خداست.
اميرالمؤمنين علي (ع) در وصف امام هر عصر و زمان عليهم السلام ميفرمايد: «او كسي است كه فرشتگان در شب قدر بر او نازل مي شوند؛ شبي كه همه امور در آن مقدَّر مي شود؛ اموري مانند آفرينش، رزق و روزي، اجل، عمر، عمل، زندگي، مرگ، علم غيب آسمان ها و زمين و معجزات كه اختصاص به خداوند و پاكان و رسولان او دارد. آنها (امامان عليهم السلام ) تجلي خدا هستند كه خداوند در شأنشان فرموده است: «پس به هر سو رو كنيد، وجه خدا آن جاست». آنها ذخيره و يادگار خداوند هستند و آخرين ايشان، حضرت مهدي (عج) در پايان اين مدت مي آيد و زمين را از عدل و داد پر مي كند، آن چنان كه از ظلم و ستم پر شده است.» (3)
پینوشت:
1. بقره (2)، 115.
2. محدث قمي، مفاتيح الجنان، فرازي از دعاي ندبه.
3. طبرسي، الاحتجاج، ج 1، ص 240؛ بحارالانوار، ج 93، ص118.

لا یوم كیومك یا ابا عبدالله
در قسمتی از لهوف به روایت زیبایی از امام صادق علیهالسلام اشاره شده كه خوندنش خالی از لطف نیست و برای شیعیان البته قوت دل:
" ابوطاهر محمدبن حسن نرسی در كتاب معالم الدین روایت كرده است كه امام صادق علیهالسلام فرمودند: هنگامی كه امام حسین علیهالسلام به شهادت رسید، صدای ضجه ملائك در عرش الهی پیچید، آنها میگفتند: پروردگارا! این حسین، برگزیده تو و پسر دختر پیامبر توست كه این قوم او را كشتند.
در این حال خداوند، سایه حضرت قائم علیهالسلام را به ایشان نشان داده و فرمود: به وسیله این شخص، من انتقام خواهم گرفت..."
و ما منتظریم كه البته امیدواریم دعوت و انتظارمان از جنس دعوت و انتظار كوفیان نباشد.
آجرک الله یا بقیه الله فی مصیبت جدک الحسین (ع)
به نام حضرت دوست
السلام عليك يا اباعبدلله

غروب جمعه هست و غروب تاسوعاي حسيني و بغضي افزون ِ بر هميشه كه نفس را به شماره مياندازد و اندوهش قلب را محزون كرده است.
مرا امام انس و جان گفته اند
مهدی صاحب الزمان گفته اند
خون خدا جد نکوی من است
حضرت عباس عموی من است
عموی من کرامت دائم است
عموی من ماه بنی هاشم است
عموی من باب مراد همه است
عموی من عزیز دو فاطمه است
عموی من حسین را یار بود
حامی و سقا و علمدار بود
عموی من امید اهلیبت است
عموی من شهید اهل بیت است
عموی من قبله اهل ولاست
دیده فرات است و دلش کربلاست
عموی من تشنه ز دریا گذشت
تشنه ی دریا تشنه ز دنیا گذشت
عموی من به بحر بی تاب شد
آب هم از خجالتش آب شد
عموی من باغ گل علقمه است
عموی من سادات بنی فاطمه است
عموی من نام خوشش دلگشاست
عموی من همیشه مشکل گشاست
عموی من با همه آقائیش
همیشه بالیده به سقائیش
عموی من سلام بر صبر او
که آب گشته زائر قبر او
عموی من به آب هم ناز کرد
با جگر سوخته رواز کرد
عموی من صوزت نورانئیش
شسته شده ز خون پیشانیش
دو چشم او دو چشمه ی مشک بود
تمام هستی اش همان مشک بود
حیف که بند دلش از هم گسیخت
تمام آرزویش بر خاک ریخت
بهر تو ای دار و ندار حسین
جن و ملک ریخت سر شگ از دو عین
صفحه و انگشت و قلم گریه کرد
نیزه و شمشیر و علم گریه کرد
داغ تو ای ساقی بی چشم و دست
پشت حسین ابن علی را شکست ...
شعر از سروده های جناب آقای حاج غلامرضا سازگار متخلص به میثم می باشد

آجرک الله یا بقیه الله فی مصیبت جدک الحسین (ع).
نهم محرم ۱۴۲۹
.در پناه حضرت دوست
به نام حضرت دوست


السلام عليك يا اباعبدلله
حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام :
كسى كه تو را دوست دارد، از تو انتقاد مىكند
و كسى كه با تو دشمنى دارد،
از تو تعريف و تمجيد مىكند.
(بحار الانوار، ج 78، ص 128)

اسلام، اصلي دارد به نام مبارزه با ظلم و ستمگري، اصلي دارد به نام حماسه شهادت. حسين(ع) حماسه شهادت است، حسين شعار عدالت اسلامي است... تا شما نام حسين(ع) را زنده نگه مي داريد، يعني ما طرفدار عدالت اسلامي هستيم. اينكه پرچم سياه بالاي خانه مان مي زنيم يعني ما وابسته حسينيم. كدام حسين؟ همان حسيني كه در راه عدالت شهيد شد.
.استاد شهید مرتضی مطهری
آجرک الله یا بقیه الله فی مصیبت جدک الحسین (ع)
هشتم محرم ۱۴۲۹
.در پناه حضرت دوست
....

... سَلامَ مَنْ لَوْ كانَ مَعَكَ بِالطُّفُوفِ ، لَوَقاك َ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّيُوفِ ، وَ بَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَكَ لِلْحُتُوفِ ، وَ جاهَدَ بَيْنَ يَدَيْك َ ، وَ نَصَرَك َ عَلى مَنْ بَغى عَلَيْك َ ، وَ فَداك َ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ وَ وَلَدِهِ ، وَ رُوحُهُ لِرُوحِك َ فِدآءٌ ، وَ أَهْلُهُ لاَِهْلِك َ وِقآءٌ ، فَلَئِنْ أَخَّرَتْنِى الدُّهُورُ ، وَ عاقَني عَنْ نَصْرِك َ الْمَقْدُورُ ، وَ لَمْ أَكُنْ لِمَنْ حارَبَك َ مُحارِباً، وَ لِمَنْ نَصَبَ لَك َ الْعَداوَةَ مُناصِباً ، فَلاََ نْدُبَنَّك َ صَباحاً وَ مَسآءً ، وَ لاََبْكِيَنَّ لَك َ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً ، حَسْرَةً عَلَيْك َ ، وَ تَأَسُّفاً عَلى ما دَهاك َ وَ تَلَهُّفاً ، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ ، وَ غُصَّةِ الاِكْتِيابِ...
... سلام كسيكه اگرباتودركربلاء مى بود، باجانش(دربرابرِ)تيزىِ شمشيرها ازتو محافظت مى نمود،و نيمه جانش رابه خاطرتوبدست مرگ مى سپرد، و درركاب تو جهاد ميكرد، و تورابرعليه ستمكاران يارى داده،جان وتن ومال وفرزندش رافداى تو مى نمود، وجانش فداى جان تو، وخانواده اش سپربلاىِ اهل بيت تومى بود، اگرچه زمانه مرابه تأخير انداخت، ومُقدَّرات الهى مراازيارىِ تو بازداشت، ونبودم تاباآنانكه باتو جنگيدند بجنگم و با كسانيكه باتواظهاردشمنى كردندخصومت نمايم،(درعوض)صبح وشام برتومويِه ميكنم، وبه جاى اشك براى توخون گريه ميكنم، ازروى حسرت وتأسّف وافسوس برمصيبت هائى كه برتو واردشد،تاجائى كه ازفرط اندوهِ مصيبت، وغموغصّه شدّتِ حزن جان سپارم...
ناحیه مقدسه
یا حسین
حضرت باقر علیه السلام فرمود :
هر که در روز دهم محرم حسین بن علی را زیارت کند......
گفتم : چگونه به یکدیگر تعزیت بگویند؟
فرمود :
بگویند : خداوند اجر و پاداش ما را در سوگ برای حسین علیه السلام قرار دهد
و ما و شما را از خون خواهان و انتقام گیرندگان او به همراه ولی اش امام مهدی بگرداند
الهی آمین

امام حسين (عليه السلام):
«منّا اثنا عشر مهديّاً اوّلهم اميرالمؤمنين على بن ابيطالب(عليه السلام)و آخرهم التاسع من ولدى و هو الامام القائم بالحق. يحيى اللّه به الأرض بعد موتها و يظهر به دين الحق على الدين كلّه و لو كره المشركون».
«دوازده هدايت شده هدايتگر از بين ما هستند، اولين آنان اميرالمؤمنين على بن ابيطالب (عليه السلام) و آخرين آنان، نهمين فرزند من است كه پيشواى قيام كننده به حق خواهد بود، خداوند به وسيله او زمين را پس از موات شدنش زنده مىكند و به دست او دين حق را بر تمامى اديان پيروز مىسازد، اگرچه مشركان را ناخوشايند باشد.»

امام محمدباقر (ع) فرمود: «مَن مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لامَامِهِ لا يَضُرُّهُ تَقَدُّمُ هذَا الامرِ أو تَأخُّرُه، وَ مَن مَاتَ وَ هُوَ عَارِفٌ لامَامِهِ كَمَن هُوَ مَعَ القَائِمِ فِى فُسطاطِهِ؛ هركس با معرفت و شناخت امامش بميرد، پيش يا پس افتادن اين امر [امر ظهور] به او هيچ ضرري نرساند. كسي كه با معرفت امامش بميرد، مانند كسي است كه با حضرت قائم (عج) در خيمه اش بوده باشد.»
اين حديث نوراني و بشارت انگيز، مهدي باوران را به اهميت و فضيلت «مهدي شناسي» و التزام به نشانه ها و آثار آن معتقد مي سازد.
باري، هركه به مقام «مهدي شناسي» بار يابد، حتي اگر در ظاهر به دليل تأخير ظهور، از درك محضر مولايش محروم بماند، چيزي از مقام مؤمنان زمان ظهور كم نخواهد داشت؛ چراكه قلب او از رهگذر معرفت، همواره در محضر امام عصر خويش حاضر بوده و در واقع، لحظه اي از درك حضور آن حضرت محروم و مهجور نمانده است.
از اين رو، تحقق يا عدم تحقق حكومت و دولت ظاهري ائمه عليهم السلام موجب ضرر و زياني براي «مهدي شناسان» نخواهد بود؛ چراكه آنان مقيمان دايمي درگاه و خيمه گاه امام خويش گشته اند؛ مقيم درگاه محبت او و حاضر در خيمه گاه معرفت او.
منبع: محمدباقر حیدری کاشانی، سلوک مهدوی.

يک عمر به انتظار مانديم همه
غمديده و بيقرار مانديم همه
بازآ که شکست، دل ز ياد غم تو
بي روي تو بي بهار مانديم همه
به نام حضرت دوست


السلام عليك يا اباعبدلله
سلام بر حسین!
سید و سالار شهیدان، سید اولیاء و شقایق سرخ روئیده در نینوا
سلام بر حسین!
نور دیده بندگان خدا، گلبوته سرخ باغستان سبز توحید،
سلام بر حسین!
عطیه بزرگ سرمدی و راهنمای راه رشد و شرف و فضیلت و هدف.
سلام بر حسین!
که دلیری و آزادگی از قامت بلندش روئید و عشق از نامش حرمت یافت.
سلام بر حسین!
سالار همه ناشران عقیده و جهاد
سلام بر حسین!
سرو بلند و آزادی و معرفت که از ذلت بیزار است و عاشق آزادی است.
سلام بر سرزمین کربلا
سلام بر سرزمین نینوا
فرا رسیدن ماه محرم،
ماه آمیختن خون و عشق
بر تمامی آزادگان و دینداران تسلیت باد
.
خدايا ظهور مولا و مقتدايمان را
و منتقم خون حسين (ع) و ياران باوفايش را نزديك بگردان
در پناه حضرت دوست

يک روز نسيم خوش خبر مي آيد
بس مژده به هر کوي و گذر مي آيد
عطر گل عشق در فضا مي پيچد
مي آيد و انتظار سر مي آيد
به نیابت از رهگذر عزیز

اي معطر ز عطر روي شما
باغ سبز بهار باور ما!
با شما ما و يک جهان شادي
بي شما ما و يک دل تنها
به نیابت از جناب پریشان عزیز
شیخ فرات بن ابراهیم در تفسیر خود، روایت کرده از عمران بن واهر گفت که:
" مردی به خدمت حضرت صادق (ع) عرض کرد که: ما سلام بکنیم به حضرت قائم (ع)
به امرة المومنین، یعنی بگوییم به او یا امیر المومنین!؟
فرمود: نه! این اسمی است که نامید به آن ،خداوند، امیرالمومنین علی (ع) را که
نامیده نمی شود احدی پیش از او و نه بعد از او، مگر آنکه کافر باشد."
گفت: چگونه سلام کنیم بر او؟
فرمود: بگویید؟« السّلام علیک یا بقیة الله.»
آنگاه خواند حضرت : « بقیة الله خیرٌ لَکُم اِن کنتم مُومِنین... .»
التماس دعا

تا وعده قيامت تو صبر مي کنيم
بر داغ بي نهايت تو، صبر ميکنيم
اي از تبار آينه و آفتاب و عشق
تا مژده زيارت تو، صبر ميکنيم
باز به شوق آمدم از بوي تو
از گل رخساره نيکوي تو
باد صبا بار دگر ميدهد
بردل زارم خبر ازسوي تو
باز به جانم شرري ميزند
سروِ قدِ قامت دلجوي تو
در سر سودايي من عشق توست
در دل من، شور و هياهوي تو
گرچه سراپا شررم از غمت
پا نکشم يک نفس از کوي تو

سِرّي که فقط خدا از آن آگاه است
مهدي گل بي خزان آل الله است
اي منتظران حضرتش برخيزيد
پيغام دوباره سحر در راه است
به نیابت از آقای صدر بزرگوار
به نام حضرت دوست
اين روزها كه مي گذرد،هر روز
احساس مي كنم كه كسي در باد
فرياد مي زند
احساس مي كنم كه مرا
از عمق جاده هاي مه آلود
يك آشناي دور صدا مي زند
آهنگ آشناي صداي او
مثل عبور نور
مثل عبور نوروز
مثل آمدن روز است
آن روز كه ناگزير مي آيد
روزي كه عابران خميده
يك لحظه وقت داشته باشند
و آفتاب را در آسمان
ببينند
....
...
روزي كه سبزه زرد نباشد
گل ها اجازه داشته باشند
هر جا كه دوست داشته باشند ،
بشكفند
دل ها اجازه داشته باشند
هر جا نياز داشته باشند،
بشكفند
آيينه حق نداشته باشد
با چشم ها دروغ بگويد
ديوار حق نداشته باشد
بي پنجره برويد
...
روزي كه عشق آب عمومي است
دريا و آفتاب
در انحصار چشم كسي نيست
روزي كه آسمان در حسرت ستاره نباشد
روزي كه آرزوي چنين روزي
محتاج استعاره نباشد
اي روزهاي خوب كه در راهيد!
اي جاده هاي گمشده درمه !
اي روزهاي سخت ادامه!
از پشت لحظه ها به در آييد!
اي روز آفتابي!
اي مثل چشم هاي خدا آبي!
اي روز آمدن!
اي مثل روز آمدنت ، روشن !
اين روزها كه مي گذرد،
هر روز
در انتظار آمدنت هستم
اما
با من بگو كه آيا ، من نيز
در روزگار آمدنت هستم؟
زنده ياد قيصر امين پور
*************

در پناه حضرت دوست

آقای من!
محبوب قلبهای بیقرار!
چه مایه خامی باید که گمان برم این عشق را بی گذشتن از بوته آزمایش از من پذیرا خواهی شد. مدعی ام به دوست داشتنت اما تو را برای عافیت میخواهم. برای حل مشکلات و برپایی جهانی آرام و روشن و زیبا، تو را برای حوائجم آرزو میکنم و نمیدانم که راه آرامش از میان خون میگذرد و نمیبینم که راز نبودنت در این خواستن خام من است!
معشوق پنهان سالیان فراق!
نبودنت بی یاوری ات را فریاد میزند و ما هنوز خوش بینانه و خامدستانه خود را سرباز تو میخوانیم. و در این میانه تو ای تنهاترین سردار سالهای فراموشی حق، چه غمگنانه می نگریمان و چه آرزومندانه در انتظار بیداری مایی. کدام سرباز؟ سربازی آدابی دارد و اطاعتی، نظمی دارد و انضباطی، شأنی دارد و شمایلی. و نگاهی کافی است که بدانیم هنوز چه بی سربازی...
مهربان منتقم!
در مفهوم بودنت به گل نشسته ام و آنگاه خواستنت را فریاد میکنم و چه مهربانی که عتابم نمیکنی که مست رویای خویشم و نه تصویر تو. آمدگان بیشمار هر دم آینه ای از تصویر تو را شکستند و باز از پی ذبح ناقه به فریاد تظلم برآمدند. اینک تو از پس پرده به بازیهای کودکانه ما نگاه میکنی و انتظار میکشی... و چه کس میگوید که تو تنها منتظَری؟! تار و پود حضورتو از انتظار است و تو گویا بیش از آن منتظِری که ... منتظَر! در انتظار پایان بازی کودکانه جاهلانه ما....

این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده است
این کوزه که آبخواره مزدوریست
از دیده شاهی و دل دستوریست
هر کاسه می که بر کف مخموری است
از عارض مستی و لب مستوریست
--------------------------
رباعیات حکیم خیام نیشابوری

داني که انتظار تو با ما چه ميکند؟
توفان ببين به پهنه دريا چه ميکند
آشفته ام چو موج به درياي زندگي
آشفتگي ببين به دل ما، چه ميکند
يکدم بپرس اين همه غم اين همه بلا
در خاطر شکسته زغم ها چه ميکند
دور از بهار روي تو بيبرگ ماندهام
بي برگ و بار مانده به دنيا چه ميکند؟
بنشين ز راه لطف دمي در کنار دل
آخر بپرس اين دل تنها چه ميکند
این هم به نیابت از منتظر عزیز

گل شببو! بهار آمده است
روز دیدار یار آمده است
باد از پشت کوههای بلند
تا بروید غبار، آمده است
پونه با بقچههای سبزه و عطر
به لب جویبار آمده است
قاصدک روی شانههای نسیم
شادمانه، سوار آمده است
«قاصدک! هان، خبر چه آوردی»؟
نامه از سوی یار آمده است؟
عشق ما آن نهال ترد جوان
قد کشیده، به بار آمده است
سر به سر جادهها همه سبزند
گل شب بو! بهار آمده است
انسیه موسویان
پی نوشت:
سلام
با اجازه بهار خانم!
گفته بودم انشاءالله خبر بعدي كه ميزارم خبر خير و شادي باشه
الوعده وفا!
دوست خوبمون خواهر نازنينمون منتظر عزيز به تازگي يعني همين جمعهايي كه گذشت به جرگه متاهلان پيوستند. به عبارت بهتر جمعه عقد كردند. براشون آرزوي خوشبختي ميكنم و اميدوارم به پاي هم پير شن![]()
آمون



« عيد غدير بر عاشقان ولايت مبارك باد »

صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می گو یند تعطیل است عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
نویسنده: آقای صدر بزرگوار...

مـژدهي آمـدنت قيمـت جـان ميارزد
تاري از موي تو آقـا به جهـان ميارزد
به نیابت از آقای شوریده گرامی

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکين بولايه علی ابن ابیطالب
و ابنه المنتظَرالمهدی
( عليهما السلام)
بسم الله الرحمن الرحیم

ظهور دو معنی نزدیک به هم دارد که مطابق برداشت امامیه
هر دو نسبت به امام مهدی علیه السلام صادق است.
معنای نخست : ظهور یعنی از پس پرده بیرون آمدن
هر گاه امام علیه السلام حجاب غیبت را کنار زند
و خود را به مردم نمایانده و بشناساند ظهور اتفاق افتاده است
معنای دوم : مراد از ظهور اعلام موجودیت یک انقلاب (در اصطلاح جدید)
و یا قیام با شمشیر( در اصطلاح قدیم) است.
این معنی در نگاه امامیه و غیر امامیه صادق است
زیرا همه بر این باورند که :
حضرت بزرگ ترین رهبر انقلابی بر ضد ظلم و بیداد می باشد.
به امید این که ما نیز زیر لوای اش باشیم
منبع : تاریخ پس از ظهور اثر شهید سید محمد صدر

عبدالعظیم حسنی میگوید:
به خدمت مولایم امام جواد علیه السلام مشرف شدم تا از ایشان درباره امام قائم علیه السلام سوال کنم و بپرسم که آیا او همان مهدیست یا امام دیگری است.
پیش از پرسش من امام فرمودند: "قائم از ما همان مهدی است که در وقت غیبت باید انتظارش را بکشند و به هنگام ظهور باید اطاعتش را بکنند. او سومین نسل از فرزندان من است و به خدایی که محمد(ص) را به پیامبری برانگیخت و ما را به امامت مفتخر ساخت، اگر از دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد، خداوند آن روز آنقدر وسعت میبخشد که او ظهور میکند و زمین را در پی ظلم و جوری منتشر، از قسط و عدل آکنده میسازد. و خداوند تبارک و تعالی کار او را در یک شب به سامان میرساند چنان که کار موسای کلیم را به سامان رساند، او رفت تا برای خانواده خود آتشی بیاورد و بازگشت در حالی که پیامبری بود."
سپس امام تاکید فرمودند:
اَفضَل الاَعمالِ شيعَتِنا اِنتظارُ الفَرَج
(کمال الدین و تمام النعمه- شیخ صدوق- باب36)

مرا ز این همه اندوه تیره راحت کن
کجاست سمت سپیده؟ مرا هدایت کن
نگاه کن چه شب و روز تنبلی دارم!
سکوت پشت دلم را شکست، صحبت کن
هزار جمعه بیروح بی تو جان کندم
بس است بی تو نشستن، بس است، حرکت کن
تو از سلاله نوری، تو نبض بارانی
نگاه ملتمس خاک را اجابت کن
مرا به عشق بکوچان، به سمت حظ حضور
مرا به جشن بزرگ ظهور دعوت کن
به نقش خونی آلالهها ستاره بپاش
قناریان نفس مرده را حمایت کن
بیار گرم کن این روزهای برفی را
بهار گم شده را بین خلق قسمت کن
امیری

روز هجران و شب فرقت یار آخر شد
زدماینفالوگذشتاختر و كار آخرشد
آنهمه ناز و تنعم كه خزان میفرمود
عاقبت در قــدم بـاد بهـــار آخـر شــد
شـكر ایـزد كه باقبال كله گوشـه گل
نخوت بـاد دی و شوكت خار آخر شد
صبح امیـد كه بـد معتـكف پرده غیـب
گو برون آی كه كار شب تار آخر شـد
آن پریشـانی شبـهای دراز و غـم دل
همـه در سایه گیسوی نگار آخر شد
باورم نیسـت ز بد عهـدی ایـام هنـوز
قصه غصـه كه در دولـت یار آخر شـد
ساقیا لطف نمودی قدحت پر می باد
كه بتدبیر تو تشویش خمار آخـر شـد
در شمار ار چه نیاورد كسی حافظ را
شكر كانمحنت بیحدوشمارآخرشد