|
روزهای انتظار |
بر قامت دل ربای مهدی صلوات

در پناه حضرت دوست




امام على عليه السلام:
« لو قد قام قائمنا لا نزلت السماء قطرها و لا خرجت الا رضنباتها و لذهبت الشحناء من قلوب العباد و اصطلحت السباع والبهائم »
اگر قائم ما ( آل محمد ) قيام كند، آسمان قطرات خود را فرو فرستد و زمين گياهان خود را بيرون دهد و كينهها از سينههابيرون رود و ددان و چهارپايان در صلح و صفا باشند.
مبتلا کرده است دل ها را به درد دوری اش
نرگس پنهان من با مستی اش مستوری اش
آه می دانم که ماه من سرک خواهد کشید
کلبه ی درویشی ام را با همه کم نوری اش
آسمانی سر به سر فیروزه دارد در دلش
گوش ها مست تغزل های نیشابوریش
یک دم ای سرسبزی یک دست در صورت بدم
تا بهاران دم بگیرد با گل شیپوری اش
ماه میگردد به دنبال تو هر شب سو به سو
آسمان را با چراغ کوچک زنبوری اش
آنک آنک روح خنجر خورده ی فردوسی است
لا به لای نسخه ی سرخ ابو منصوری اش
بوسه نه جمع نقیضن است در لب های او
روزگار تلخ من شیرین شده است از شوری اش
گر بیایی خانه ای میسازم از باران و شعر
ابرهای آسمان ها پرده های توری اش
((از مجله موعود ))
به نام حضرت دوست
قال علی ابن الحسین علیه السلام :
انتظار الفرج من أعظم الفرج
انتظار ظهور از بزرگترین راه های ظهور است .
آقا!
شما دعا كنيد، كه دعاي فرج بر زبان شما خوش تر است
*******
عزیزان روزهای عاشقی
حقیر هم میلاد مسعود
مولای متقین حضرت علی ابن ابی طالب (ع)
را به همه شما بزرگوران تبریک میگویم
دعامون کنید از سفری که در آن هستم دست خالی برنگردم
در پناه حضرت دوست
سلام مولایم
امشب چه شب زیبایی است. شب تولد جد بزرگوارتان.
راستی چه شباهت زیبایی
جدتان مولود کعبه است و شما در کعبه ظهور می کنید ...
مولای من امشب کجا هستید ؟
این شب عزیز را در کجا جشن می گیرید؟
در شبی که عرشیان و فرشیان به جشن و پایکوبی مشغولند که شاه مردان جهان متولد می شود
و شما خلف برومند ایشان ... صاحب این مجلس شادی و شور ...
چه مبارک شب و روزهایی است ...
ماه رجب ... شروع ایام اعتکاف ... شب تولد امیرالمومنین ...
این روزها صدای بال ملائک را می توان حس کرد ...
این روزها نگاه پر مهر خدا را می توان دید ...
وقت اندک است ...
تا فرصت هست باید استفاده کرد ...
تا فرصت هست باید از خدا خواست ...
سلامتی شما را ... تعجیل در ظهورتان را ...
مولای من ...
امشب جدتان را به شفاعت می گیریم ...
و دعای فرج را زیر لب زمزمه می کنیم ...
اللهم عجل لولیک الفرج ...
پانوشت:
روز مرد و روز پدر رو به همه برادران خوبم، مخصوصا نویسنده های عاشق روزهای عاشقی : سید محسن بزرگوار، آقای پروانه ی مهاجر، سید صدر بزرگوار تبریک میگم.
انشاالله که همیشه در پناه الطاف الهی تندرست و سلامت باشن.
به نام حضرت دوست
اي حجت حق!
نميدانم که آيا دل از غير تو گسسته ام يا نه؟!
اي مهر جهان تاب!
سالهاست که بي تو
روزهاي زندگيم، به سياهي غم شبانه ام شده است.!
بيا،
بيا و پرتو خورشيد رخت را بر آسمان هويتم بتابان
اي ساقي دلهاي تشنه!
چشمان بي سويم، چشمه اي است جوشان بسان زمزم !
بيا،
بيا و جرعه نوش مي وصالم کن
اي روح سبز اميد!
به کرم و لطف خوت که دلداده آنم،!
بيا،
بيا و مرا از خودي خويش نجات ده
اي جان جهان !
تو مي آيي و دلم به شوق تماشاي رخت
از جا بلند خواهد شد.
مي دانم که تو مي آيي!
« امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء »

اي گم شدگان! دليل خواهد آمد *** بتهاي زمان! خليل خواهد آمد
از سامريان و فرعون چه باك *** موسي و عصا و نيل خواهد آمد
در پناه حضرت دوست

هزار مرتبه شویم دهان به مشک و گلاب هنوز نام تو بردن کمال بیادبیاست
اللهم صل علی محمد و آل محمد عجل فرجهم
و احشرنا معهم و العن اعداهم
السلام علیک یا مولای یا اباصالح المهدی (عج)!
پیامبر اكرم صلوات الله علیه میفرماید:
خوشا به حال كسی كه قائم اهل بیت مرا درك كند
و پیش از قیام او به او اقتداء كند، دوست او را دوست بدارد و از
دشمن او بیزاری بجوید و به ولایت امامان هادیان پیش از او قائل باشد، آنان
رفقای من هستند و صاحبان دوستی و مودت من هستند
و گرامیترین امت من هستند بر من.
آدم وقتی این حدیث رو میخونه اولش خوشحال میشه ولی بعدش از یه فكر پشتش میلرزه. "آیا حقیقتا به او اقتداء كردم؟ آیا واقعا از دشمنانش خودم رو جدا كردم؟ آیا دل دوستانش رو نشكستم؟ از همه مهمتر دل خودش رو نشكستم؟..."
بار الها!
از تو میخواهم تا به بركت دعای پاكان و صالحین ما را آنی و كمتر از آنی از خودت و اهل بیت رسولت جدا مكن.
پروردگارا!
هدایتمان كن تا باعث شرمندگی آقایمان نباشیم.
خدواندا!
گناهانمان را بیامرز. همان گناهانی را كه مانع استجابت دعاهایمان میشود. همان گناهانی كه باعث فرود بلایاست. همان گناهانی را كه مانع فرود نعمتهای زیبای توست. همانها...
به رحمتت امید بستهایم ای خوب مهربان.
***********
با اجازه خواهر بزرگوارم خانم آمون
از آرشيو مطالب ايشان
اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
اللهم عجل لولیک الفرج
ای عزیز دل عاشقان شیدائی
میان مائی و نه غایبی نه پیدایی
تو غایبی ز نظرها نشسته بر خاطر
مکان اگر چه نداری مکین به دلهائی
تو قائمی تو امامی تو حجت اللهی
عنایتی نظری رافتی تو لانی
http://www.moolaali.blogfa.com
داد از غم جدایی؟
در پناه حضرت دوست
ای ابر بهارین!
ای ابر بارانی
درختان این باغ همه تشنه اند.
ما درختهای این باغ پژمرده ی پامال زمستانها
همگی تشنه ایم.
تشنه ی بارانیم.
به جوی های خشکی که از پای ما می گذرند منگر.
این جوهای بزرگ، آب ندارند.
آب دارند اما به ریشه ی ما نمی رسد.
به ریشه ی ما می رسند
اما آب هایی شور و تلخ و آلوده اند!
ما همه ی درختهای این باغ
در کنار این جوی های پرآب
همچنان تشنه ایم،
تشنه ی بارانیم،
گرد و غبار سال ها را
از شاخ و برگ های پیر و پژمرده و خشک آلود ما بشوی!
ما را بنواز
ما نیز همچنان درخت پنهانی درون باغ
می توانیم بشکفیم
از نو بشکفیم!
برگهای پیر سال های پیش را بریزیم و ناگهان
در زیر نوازش های تو به شکوفه بنشینیم.
ما نیز چشم به راه شکفتن های تازه ایم.
شور و شوق صد جوانه با من است، با ما است.
ای پاره ابر مهربان
دامنت را بگستران
بر سراسر این باغ خیمه زن!
درختان باغ را همه در آغوش باران های نوازشگرت گیر!
یوسف گم گشته کی باز آید به کنعان؟
کلبه احزان کی شود روزی گلستان؟
انشاء الله لسان الغیب حضرت حافظ بر حقیر خرده نگیرند

در پناه حضرت دوست
بسم الله الرحمن الرحیم
ای پیک راستان خبر یار ما بگو
احوال گل به بلبل دستان سرا بگو
ما محرمان خلوت انسیم غم مخور
با یار آشنا سخن اشنا بگو
بر هم چو می زد آن سر زلفین مشکبار
با ما سر چه داشت بهر خدا بگو
هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست
گو این سخن معاینه در چشم ما بگو
آن کس که منع ما زخرابات می کند
گو در حضور پیر من این ماجرا بگو
گر دیگرت بر در آن دولت گذر بود
بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو
هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر
شاهانه ماجچرای گناه گدا بگو
بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان
با این گدا حکایت آن پادشا بگو
جان ها زدام زلف چو بر خاک می فشاند
بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا بگو
جان پرورست قصه ارباب معرفت
رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو
حافظ گرت به مجلس او راه می دهند
می نوش و ترک رزق بهر خدا بگو

امام هادی علیه السلام
امام پس از من ، فرزندم حسن است و پس از رحلت ، فرزندش (امام ) قائم است که زمین را از عدل و داد پر می کند ، پس از آن که ظلم و بیداد لبریز شده باشد .
شهادت امام هادی(ع) بر همه شیعیان تسلیت باد

صبح بی تو رنگ بعد از ظهر یک آدینه دارد
بی تو حتی مهربانی حالتی از کینه دارد
بی تو می گویند تعطیل است کار عشقبازی
عشق اما کی خبر از شنبه و آدینه دارد
جغد بر ویرانه می خواند به انکار تو
اماخاک این ویرانه ها بویی از آن گنجینه دارد
خواستم از رنجش دوری بگویم یادم آمد
عشق با آزار خویشاوندی دیرینه دارد
روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرمای
خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد
در هوای عاشقان پر می کشد با بیقراری
آن کبوتر چاهی زخمی که او در سینه دارد
ناگهان قفل بزرگ تیرگی را می گشاید
آنکه در دستش کلید شهر پر آیینه دارد
شادروان قيصر امينپور
به نام حضرت دوست
در صحراي محشر بيرقي افراشته مي شود و همه مردم از اولين و آخرين زير لواء آن قرار مي گيرند با اينکه وادي بسيار وسيع است جاي سوزن انداز ندارد و مردم مانند تير در ترکش به سختي درکنار هم قرار گرفته اند(1)
همه سر در گريبان فکرت فرو برده اند و عرق از سر و رويشان مي چکد و زمين هنوز از لرزش نيفتاده است(2)
رباخواران سياه رو و گروهي دست بسته بر عرصه محشر حاضر مي شوند(3)
همه منتظر رسيدگي به نامه اعمالند که منادي ندا در مي دهد که اهل ماه رجب کجايند جمعي بر مي خيزند در حالي که چهره هاي ايشان مانند قرص ماه شب چهاردهم مي درخشد صفوف محشر را مي شکافند و در ديوان عدل مي ايستند منادي صدا مي زند بهشت بر شما گوارا باد در ميان حيرت اهل محشر و ملائک حرکت مي کنند زمزمه اي بر مي خيزد که اينها چه کساني بودند که چنين با احترام و آسان از صراط گذشتند که يکي از آنها مي گويد: ما رجبيون هستيم زنان و مرداني که وقتي ماه رجب با تمام رحمتش بر ما سايه افکند با روي گشاده به استقبالش رفتيم روزهايي از آن روز را روزه گرفته و شبهاي آن سر بر آستان ارادتش سائيديم(4)
براي همين خداوند در روزي که نه مال نه فرزندان به کار نمي آيند(5)
نجاتمان بخشيد و مقام شفاعتمان داد(6)
ما در ماه رجب از بذل مال دريغ نورزيديم تا براي آخرت خويش توشه اي فرستاده باشيم و خداوند به پاس اين عمل مقامي مرحمت فرمود که نه چشمي ديده و نه گوشي شنيده است.(7)
از روزي که شنيدم از قول پيامبراکرم(ص) که منادي حق در بين زمين و آسمان ندا سر مي دهد که خوشا به حال ذاکرين، ترنم توحيد (سوره توحيد) سر داديم و گفت خوشا به حال اهل طاعت، کمر به طاعتش بستيم و چون شنيديم او بندگانش را به حضور پذيرفته؛ با او همنشين شديم و از آنگاه که دريافتيم توبه در اين ماه پذيرفته است، زبان به استغفار گشوده و از او هدايت خواستيم و به ريسماني که آويخته بود چنگ زديم(8.)
هر روز به تعداد دانه هاي تسبيح (سوره) توحيد خوانديم(9.)
و چون خداوند در معراج به پيامبرش وعده داده که گوينده اين ذکر را بيامرزد هزار بار گفتيم استغفرالله ذوالجلال و الاکرام من جميع الذنوب و الاثام(10)
و سي رکعت نماز که در هر رکعت حمد و سه بار توحيد يک سوره کافرون و بين خويش و دوزخ فاصله انداختيم(11)
سه روز در خانه اش پناه گرفتيم و اعمال ام داوود را باز خوانديم و خويش را به او سپرديم و رستگار شديم.
پي نوشتها:
1- بحارالانوار ج 7، ص 111
2- نهج البلاغه، خطبه 102
3- بحارالانوار، ج 7، ص 197
4- ثمرات الحيات ص 451 پيامبر اکرم(ص)
5- شعراء آيه 88
6- امام علي (ع) امالي صدوق ص 171
7- ثمرات الحيات ص 252
8- بحارالانوار ج 20
9- مفاتيح الجنان، اعمال ماه رجب
10- مفاتيح الجنان، کشکول شيخ بهائي، توفيقات السنه
11- پيامبراکرم(ص)، در سفارشات خويش به سلمان فارسي
نويسنده: آقاي محمدحسن کاوري
در پناه حضرت دوست
ارسالی توسط برادر بزرگوارم آقای حمید کافی ( در کوچه باغهای آسمان )
سلام
میخوام یه تلنگر به خودم بزنم ... موانع ظهور:
1-عدم امادگی لازم شیعیان وضع مادی و معنوی انها
2-عدم معرفت کافی نسبت به امام زمان
3-عدم درک ضرورت و استیضال نسبت به نیاز به ولی خدا
4-وجود مدعیان دروغین مهدویت یا نیابت خاص
5-غلبه فساد بر مردم جهان و غفلت ناشی از ان
6-قلت خوبان ناب و عدم خلوص منتظران
..
..
یا رب نظری بر من سرگردان کن
لطفی به من دلشده ی حیران کن
با من مکن آنچه من سزای آنم
آنچه از کرم و لطف تو زیبد آن کن
در پناه حضرت دوست
اسحاق بن عمار می گوید: از حضرت امام صادق (ع) پرسیدم:
اینکه خداوند به شیطان فرمود: منتظر وقت معلوم باشد« انک لمن المنظرین الی یوم الوقت المعلوم» این وقت معلوم کی خواهد بود؟
حضرت فرمودند:
روز قیام قائم ماست، وقتی خداوند او را برانگیخته می کند و آماده قیام در مسجد کوفه است، در آن وقت شیطان در حالی که با زانوهای خود راه می رود به آنجا می آید و می گوید: ای وای از خطر امروز!
قائم (عج) پیشانی او را گرفته و گردنش را می زند.
آن موقع روز وقت معلوم است که مدت او به آخر می رسد.
یا رب اگر از بار گنه سنگینم
زین بار گران اگر که بس غمگینم
اما تو به جان مهدی آن مصلح کل
مرگم نرسان تا که جمالش بینم
برگرفته از داستان هایی از ظهور مهدی آل محمد (ع)

در پناه حضرت دوست

تاریخ:1/4/1385
پیوست:یک دنیا قلب سوخته
محرمانه
باعرض سلام وخسته نباشید.
به:محضرفرماندهی کل قوا،حضرت بقیة الله الاعظم روحی وارواح والعالمین لتراب مقدمه الفداء.
از:سرباز وظیفه ع عظیمی،دارای کد42571ازلشکرپیاده عشاق.
احتراما از حضرتعالی دعوت می شود جهت افتتاح سدبزرگ«اشک چشمان عاشقان»وشرکت در جشن بزرگ خاموش کردن آتش دل های سوخته،مجلس مارا غرق شادی ومسرت بفرمایید
مکان:مکه معظمه،کنار کعبه
زمان:صبح جمعه
به امید دیدار
امضاء:ع عظیمی
منبع:کتاب"نامه های جوانان به امام زمان(ع)."

زائــری بارانــــیام، آقـا بـه دادم مـیرســـی؟
بیپناهم، خستهام، تنها؛ به دادم میرسی؟
گــر چـــه آهــو نیستــم؛ اما پــر از دلتنــگیام
ضامــن چشمــان آهـوها، به دادم میرسـی؟
از کبــوتــرهــا کـه میپرسم، نشانم میدهند
گنبــد و گلـدستـههایت را، به دادم میرسی؟
ماهــی افتــاده بــــر خــاکــم، لبـالـب تشنگی
پهنـــه آبـیتــریــن دریــا؛ به دادم میرســی؟
مــاهِ نـــورانــیِ شــبهــای سیـــاهِ عمـرِ مــن
مـاهِ مـن، ای مـاهِ مـن؛ آیـا به دادم میرسی؟
من دخیـــل التمــاسـم را به چشـمت بستهام
هشتمین دردانهی زهرا (س)، به دادممیرسی؟
بـاز هــم مشــهد، مسافــرها، هیـاهــوی حرم
یــک نفــر فریــاد زد: آقـا! بـه دادم مـیرسـی؟
پی نوشت:
سلام
انشاءالله اگه خدا بخواد وقتی دارید این مطلب رو می خونید من مشهد هستم و نایب الزیاره شما دوستان نازنینم. مطمئن باشید به یادتون هستم. شما هم برای من دعا کنید.
اي كاش زمين مامن گلها ميشد
زنجیر خزان ز پای ما وا میشد
ما زخمی برگ ریز پائیزانیم
ای کاش بهار باز پیدا میشد
هر چند خیلی دیر شد
به نیابت آقای سید صدر
در پناه حضرت دوست

روزی نه چندان دور
در هنگام غروبی زیبا
مردی از تبار عشق
مردی از سلاله نور
مردی از قبیله آب
از امتداد جاده انتظار خواهد آمد
و شب را به سپیدی فرج تجلّی خواهد بخشید
و ندای
ان المهدی المنتظر
پرنده روحت را تا اوج آسمان بپرواز درخواهد آورد
در پناه حضرت دوست
سلام آقای من ...
برای شما نوشتن ... در جمع عاشقان شما بودن ... آرزوی هر دوستدار شماست ...
و آرزوی من نیز بود ...
روزها دلنوشته های عاشقانتان را می خواندم و همیشه زمزمه ای همراهم بود ... کاش می شد من هم ...
و حالا من ... اینجا ... در جمع بزرگوارانی هستم که هر روز برای شما می نویسند ...
روزشان را با شما شروع می کنند ...
با یاد شما ...
آقای من ...
در شب تولد مادرتان مرا هم به روزهای عاشقی خواندند ... بگذارید جسارت کنم و بگویم خواندید ...
دعوت شدم ...
دعوت شدم تا در جمع عاشقان شما باشم ...
هدیه ای از این بالاتر ...
دعایم کنید ...
دعایم کنید قدر بدانم مولایم ...

پی نوشت :
این اولین پستم توی این وبلاگ آسمونیه ...
امیدوارم بتونم پا به پای شما پیش بیام...
التماس دعا


"عطر ياس"
تو مادر شقايق
تو دختر بهاري
شبيه عطر ياسي
نسيم بيقراري
***
چمن چمن گل از تو
بهار، با تو زيباست
تو آن پرنده هستي
که آسمان تو را خواست
***
تو کيستي که اصلا
تو را جهان نفهميد
زمان زتو گذر کرد و آسمان نفهميد
***
تو آفتاب مادر
تو نور چشم بابا
که ديده روي اين خاک
کسي شبيه زهرا(ع)؟
"تقي متقي"


چشمها پرسش بيپاسخ حيرانيها
دستها تشنة تقسيم فراوانيها
با گل زخم، سر راه تو آذين بستيم
داغهاي دل ما، جاي چراغانيها
حاليا! دست كريم تو براي دل ما
سرپناهي است در اين بيسر و سامانيها
وقت آن شد كه به گل، حكم شكفتن بدهي!
اي سرانگشت تو آغاز گلافشانيها!
فصل تقسيم گل و گندم و لبخند رسيد
فصل تقسيم غزلها و غزلخوانيها...
سايه امن كساي تو مرا بر سر، بس!
تا پناهم دهد از وحشت عريانيها
چشم تو لايحة روشن آغاز بهار
طرح لبخند تو پايان پريشانيها
شاد روان قیصر امین پور