|
روزهای انتظار |
به نام حضرت دوست
اگر آن گل به تنهایی نماید جلوه در گلشن
شود بر مدعی روشن که از یک گل بهار آید

در پناه حضرت دوست

قطعه ي گمشده اي از پر پرواز کم است
يــازده بار شمرديم و يــکي باز کم است
اين همه آب که جاري است، نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است که سرباز کم است
پانوشت:حجتون قبول باشه سید صدر بزرگوار. خوش به حالتون که توی این ایام عزیز به خدا نزدیک تر از همیشه بودین ...
الهی!
من به قدر تو نادانم و سزای تو را ناتوانم
در بیچارگی خود سرگردانم
و روز به روز در زیانم
چون منی چون بود چنانم
و از نگرستن در تاریکی به فغانم
که خود بر هیچ چیز هستما ندانم
چشم بر روزی که تو مانی و من نمانم
چو من کیست گر آن روز ببینم؟
ور ببینم به جان فدا آنم
مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری
----------------------
قربان جدت سید صدر عزیزمان حجکم مقبول
حاجی سید فخرالدین
تاج سر روزهای عاشقی
رسیدن به خیر
![]()
![]()
![]()

من تو را ميشناسم. سالهاست كه تو را ميشناسم. تو پيش از اين نيز در زندگي من بودهاي. من پيش از اين نيز تو را ميشناختم.
و به ياد دارم كه گهگاه در سايه روشن زندگيم قرار گرفتهاي و خوب يادم هست كه گهگاه هنگامي كه آسمان دلم ابري بوده است،
قطرات روحبخشت، سرزمين دلم را خيس كرده است. من تو را شناختهام. شناختم، آنگاه كه باريدي. آنگاه كه خيسم كردي. آنگاه كه مرا در آغوش خويش گرفتي.
آنگاه كه در گوشم، خودت را معنيكردي و به ياد دارم كه آغوشت بوي عطر ميداد. عطري كه با همهي عطرهاي عالم تفاوت داشت. به ياد دارم كه آغوش تو بوي باران داشت. بوي باران مي داد، بوي باران، باران.
سكوت بود و سكوت. ماه بود و شب. من بودم و او. سكوت بود و سكوت. شب بود و ماه .
او بود و من. دلم پارهي آتش بود. مي جوشيد و مي خروشيد. مي خروشيد و مي جوشيد و عشقي بود كه دوايي نداشت. اوج ميگرفت. فرودي نبود. فرودي نداشت. دوايي نبود. دوايي نداشت. و دردي بود كه ميسوزاند.
كه روح را به آتش ميكشيد. كه شيرهي جان را ميمكيد. انتظار بود و انتظار. درد بود و درد. انتظار بود و درد. درد بود و انتظار. درمان درد من مهدي.





















بخوان دعای فرج را دعا اثر دارد
دعا, کبوتر عشق است بال و پر دارد
بخوان دعای فرج را و عافیت بطلب
که روز گار بسی فتنه زیر سر دارد
بخوان دعای فرج را و نا امید مباش
بهشت پاک اجابت, هزار در دارد
بخوان دعای فرج را که صبح نزدیک است
خدای را شب یلدای غم , سحر دارد
بخوان دعای فرج را به شوق روز وصال!
مسافر دل ما نیت سفر دارد
بخوان دعای فرج را ز پشت پرده ی اشک
که یار گوشه ی چشمی به چشم تر دارد!
بخوان دعای فرج را که یوسف زهرا
ز پشت پرده ی غیب به ما نظر دارد
بخوان دعای فرج را که دست مهر خدا
حجاب غیبت از آن روی ماه بردارد




الهم كن لوليك الحجت بن الحسن صلوات عليه و علي آبائه في هذه الساعه و في كل ساعه ولياً و حافظاً و قائداً و ناصراً و دليلاً و عيناً حتي تسكنه ارضك طوعاً و تمتعه فيها طويلاً.




مولای من! امروز روز میلادشماست
همه ما چشم انتظار روزی هستیم که خود شما هدیه های روز میلادتان را از دست های حقیرمان بگیرید
منتظر روزی هستیم که خیابان های شهر را به خاطر حضورتان چراغانی و خیابان های قلبمان را نورانی کنیم
در آستانه دوازدهمین قرن غیبت کبری، بیش از این چشم انتظارمان نگذارید.
از صد و ده روز پیش هدیه ها یمان را برای روز میلادتان پیشکش حضورتان کردیم، که شاید گوشه ی چشمی به ما کنید و با حضورتان شیرینی این عید را برایمان صد چندان کنید
این وبلاگ وقف نگاه شماست!
و نویسندگان این وبلاگ خادمان شما
امروز روز میلاد شماست



روز میلاد آخرین منجی عالم بشریت ، یوسف زهرا، ابا صالح المهدی (عج) بر دوست داران گل نرگس مبارک










صحبتی شد که خدا باب نجاتی بفرسـت تلخــی ذائقـه را شاخــه نبـاتـی بفرسـت
مـیرســد با علـم سبـز امامــت بـر دوش از چه خاموش نشستی صلواتی بفرست
سلام
فرا رسيدن ايام شادي و ميلاد فرخنده و مبارك صاحب عصر و زمان
حضرت وليعر ارواحنا فداه
بر همه مبارك باد
توضيح واضحات:
1- هديه روزهاي عاشقي رو بپذيريد روي عكس كليك بفرماييد تا تصوير بزرگتر مناسب براي دسكتاب شما نمايش داده بشه!
2- اگه برقا نره تا آخر شب چند تا تصوير ديگه هم ميزارم!
3- عكسي كه ميبينيد نوروز امسال گرفتم!
4- امشب دعا يادتون نره.
به نام حضرت دوست
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
در پناه حضرت دوست
به نام حضرت دوست
خدایا
به حق طلوع،
غروب انتظار منتظران
مهدی فاطمه (س)
را برسان.

آیا می شود این آخرین نیمه شعبانی باشد که
آقا و بابایمان در پرده غیبت بسر میبرند؟
پیشاپیش خجسته میلاد با سعادت امام زمان حضرت مهدی (عج)
را به تمام عزیزان و سرورانم تبریک میگویم.
در پناه حضرت دوست

در پناه حضرت دوست
خودت که میدانی انتظار چه رنگیست،
بگذارسکوت کنم!!!
بیا......
دستم ز دلم پاک بریده ست بیا
امشب شبِ معراج سپیده ست بیا
از ترانه هایی که ز باران بارید
خشکی ِ وجود من شنیده ست بیا
عمریست که ساز دل نوایش سفرست
امروز به ساز خود دمیده ست بیا
ان مرکب تیز پا و مغرور زمان
در خاطره ی زمین رمیده ست بیا
من خاکم و قطره ای نثارم کردند
خاکی که به معرفت رسیده ست بیا
خاکی که اسیر پستی و خاری نیست
مرغی ست که از قفس پریده ست بیا
چشمان همه انتظار باران دارند
این خاک که باغبان ندیده ست بیا
این کودک خام و بنده ی رام کنون
پیری ست که عاقبت چشیده ست بیا
*رویا مرادی
بی پناهم خسته ام تنها،به دادم می رسی؟
گرچه آهونیستم اما پر از دلتنگی ام
ضامن چشمان آهو ها ،به دادم می رسی؟
از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند
گنبد وگلدسته هایت را ،به دادم می رسی
ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی
پهنه آبی ترین دریا،به دادم می رسی؟
ماه نورانی شب ها سیاه عمر من
ماه من ای ماه من،آیا به دادم می ر سی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا ، به دادم می رسی؟

باز هم مشهد ،مسافرها، هیاهوی حرم
یک نفر فریاد زد:آقا !به دادم می رسی؟
پ.ن:این روزها بدجوری دلم هوای مشهد و کرده! ![]()
اگرچه پنهان ز نظر چهره زیبای تو نیست
چه کنم دیده ی من لایق دیدار تو نیست

همه شب بر سر آنم كه ز راه آيي و من
جان نثار قدمت سازم اگر جان ماند
در پناه نام حضرت دوست
ای سبزترين غزل عشق
ای پرشورترين ترانه هستی
ای نهان ترين راز آفرينش
ای بهانه انسجام زمين، ای صاحب زمان (ع)
ای موعود
گل غنچه های عشق
هر آدينه
عطشان و بيقرار
در انتظار ظهورت
بی تابند
تا بيايی،
و در فضای عطر آگين و روحبخش حضورت
شکفته شوند،
و در جاری زلال عدالت تو
سيراب گردند
مولا بيا که غايت آرزوی همه دردمندانی
در پناه حضرت دوست
قال سید العابدین (ع) :
من ثبت علی موالاتنا فی غیبت قائمنا اعطی الله اجرا الف شهید من شهدا بدر و احد»
کسی که در زمان غیبت قائم ما بر ولایت ما استوار باشد، خداوند پاداش هزار شهيد از شهداي جنگ بدر و احد را به او خواهد داد.
بحار الانوار،جلد ۵۲ صفحه ۱۲۵

پنجم شعبان
خجسته ميلاد سيد ساجدان، زينت عابدان امام سجاد(ع) مبارك باد.
در پناه حضرت دوست
امام صادق علیه السلام فرمودند:
گویا من قائم (عج) را در بیرون نجف می بینم که بر اسبی تیره رنگ و ابلق که میان پیشانی تا گلویش سفید است سوار شده است، سپس اسبش او را به حرکت در می آورد به طوری که مردم هر شهری خیال می کنند که قائم علیه السلام در میان شهرهای آنهاست.
وقتی پرچم پیامبر را برمی افراشد، سیزده هزار و سیزده فرشته از آسمان فرود می آیند و همه منتظر قائم می باشند.
این فرشتگان همان فرشتگانی هستند که با حضرت نوح در کشتی بودند و هنگامی که حضرت ابراهیم را در آتش افکندند با او بودند و هنگامی که عیسی (ع) را به آسمان بالا بردند با او بودند!
و چهار هزار فرشته صف کشیده و علامت مخصوصی دارند.
هم چنین سیصد و سیزده فرشته جنگ بدر نیز با حضرت هستند.
از دیده ز دوری تــــــو گریانــم من
از سینه ز هجران تو سوزانـــــم من
با آه و فغان بی تو به هنگام صباح
هر جمعه دعای ندبه می خوانم من
اعیاد شعبانیه بر همه عاشقان مبارک.

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ![]()
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ![]()
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ![]()
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ![]()
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ![]()
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ![]()
اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم ![]()
در پناه حضرت دوست
با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام
گر به ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین
بازهم مشتاق روی دلکش جانا نه ام
از در میخانه ات ای شاهد خوبان مران
با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام
پرده بردار از رخ زیبا که مشتاق تو ام
آن رخ زیبا ندیده واله و دیوانه ام
پادشاه جودی و ما بنده در گاه تو
منتظر بر درگهت ، زان بخشش شاهانه ام


26.jpg)
همه هست آرزویم .....
امام صادقعليه السلام مىفرمايند:
« من سره ان يكون من اصحاب القائم فلينتظر و ليعمل بالورع و محاسن الاخلاق ... »
« هر كس دوست دارد از ياران حضرت قائمعليه السلام باشد بايد در انتظار ظهور آن حضرت باشد و در اين حال، به پرهيزكارى و اخلاق نيكو رفتار نمايد »
در پناه حضرت دوست
به نام حضرت دوست
ای آرزوی مشتاقان!
كی می شود که آسمان دلهایمان را از نسیم صبحگاهی سلام تو معطر شود
و شب چشمانمان به جمال ماه تابان تو روشن گذرد؟

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
کرده خداوندگار عالم و آدم
خلقت گیتی همه برای محمد(ص)
کس نرساندش گزند لیله هجرت
چون که علی خفته بود جای محمد(ص)
غیرعلی پی نبرده است بر این راز
آری و سوگند بر خدای محمد(ص)
غیر رضای خدا نخواست ازیراک
هست رضای خدا، رضای محمد(ص)
ظاهر و باطن بر او شود همه پیدا
هر که صفا یابد از صفای محمد(ص)
نغمه داود را ز یاد بَرَد نیز
نغمه قرآن جانفزای محمد(ص)
سائل درمانده ناامید نگردد
گر که بکوبد در سرای محمد(ص)
ای که ندای" اذان" رسید به گوشت
هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص)
رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر فلک سایه لوای محمد(ص)
نوری(سیّاره) یافت راه هدایت
تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص).

يا مهدي
صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را
كه به كوه و بيابان تو داده اي ما را
شكرفروش كه عمر اش دراز باد چرا
تفقدي نكند طوطي شكرخا را
غرور حسن ات اجازت مگر ندادي گل
كه پرسشي نكني عندليب شيدا را
به خلق و لطف توان كرد صيد اهل نظر
به بند و دام نگيرند مرغ دانا را
ندانم از چه سبب رنگ آشنايي نيست
سهي قدان سيه چشم ماه سيما را
چو با حبيب نشيني و باده پيمايي
به ياد دار محبان باده پيما را
جز اين قدر نتوان گفت در جمال تو عيب
كه وضع مهر و وفا نيست روي زيبا را
در اسمان نه عجب گر بگفته حافظ
سرود زهره به رقص آورد مسيحا را
سلام بر تو ای هفتمین فروغ امامت! سلام بر تو ای وارث شهادت! سلام بر تو ای قبله نیازمندان! سلام بر تو ای آزادترین اسیر و ای آزاده ترین زندانی! تو که زندان، گلستان عبادت و خلوت تو شده بود و زندانیان سنگ دل، اسیر کرامت و زرگواری ات. تو که زنجیرهای ستم و تازیانه های دشمنی و کینه، قبل از شکنجه و آزار تو به سجده افتادند و دل بی رحمشان در برابر خلق نیکوی تو به رحم آمد. سلام خدا بر تو ای امام هفتمین که تن رنجیده و روح بلندت، شاهد مظلومیت خاندان توست. سلام و درود بی پایان الهی بر تو و دودمان پاک تو باد.

چند سخن برگزیده از امام موسی کاظم (ع):
* روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َعليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛
امام كاظم همواره از بيم خدا مىگريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مىشد.
* امام كاظم عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛
سه چيز تباهى مىآورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.
* امام كاظم عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛
اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مىكرد.
* امام كاظم عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛
كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.
* امام كاظم عليه السلام: ما مِن شَىءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛
در هر چيزى كه چشمانت مىبيند، موعظهاى است.
* امام كاظم عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛
هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مىدارد.
* امام كاظم عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛
مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آنگاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

دل که آشفته روي تو نباشد دل نيست آنکه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست
مستي عاشق دل باخته از باده توست بجز اين مستقيم از عمر و مگر حاصل نبست
عشق روي تو در اين باديه افکند مرا چه توان کرد که اين باديه را ساحل نيست
بگذر از خويش اگر عاشق دلباخته ايي که ميان تو و او جز تو کسي حائل نيست

بود که بار دگر بشنوم صدای تو را ؟
ببینم آن رخ زیبای دلگشای تو را ؟
بگیرم آن سر زلف و به روی دیده نهم
ببوسم آن سر و چشمان دل ربای تو را
ز بعد این همه تلخی که می کشد دل من
ببوسم آنلب شیرین جان فزای تو را
کی ام مجال کنار تو دست خواهد داد
که غرق بوسه کنم باز دست و پای تو را
مباد روزی چشم من ای چراغ امید
که خالی از تو ببینم شبی سرای تو را
دل گرفته ی من کی چو غنچه باز شود
مگر صبا برساند به من هوای تو را
چنان تو در دل من جا گرفته ای ای جان
که هیچ کس نتواند گرفت جای تو را
ز روی خوب تو برخورده ام، خوشا دل من
که هم عطای تو را دید و هم لقای تو را
سزای خوبی نو بر نیامد از دستم
زمانه نیز چه بد می دهد سزای تو را
به ناز و نعمت باغ بخشت هم ندهم
کنار سفره ی نان و پنیر و چای تو را
به پایداری آن عشق سربلندم قسم
که سایه ی تو به سر می برد وفای تو را

باز ای دلبرا که دلم بی قرار توست
وین جان بر لب آمده در انتظار توست
در دست این خمار غمم هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدح غمگسار توست
ساقی به دست باش که این مست می پرست
چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست
هر سوی موج فتنه گرفته ست و زین میان
آسایشی که هست مرا در کنار توست
سیری مباد سوخته ی تشنه کام را
تا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست
بی چاره دل که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار که این فتنه کار توست
هرگز ز دل امید گل آوردنم نرفت
این شاخ خشک زنده به بوی بهار توست
ای سایه صبر کن که براید به کام دل
آن آرزو که در دل امیدوار توست
به نیابت از آقای سید صدر گرامی
به نام حضرت دوست
در کتاب شریف بحار الانوار (جلد 51 صفحه 151 حدیث 6) حدیثی از امام موسی بن جعفر علیه السلام نقل شده است که ملاک رضایت ائمه علیهم السلام از مردم در زمان غیبت حضرت ولی عصر علیه السلام را بیان می فرمایند.
روایت از یونس بن عبد الرحمان است که از امام کاظم علیه السلام سؤال می کند:
یابن رسول الله انت القائم بالحق؟
فقال: انا القائم بالحق ولکن القائم الذی یطهر الارض من اعداء الله و یملاها عدة کما ملئت جورا هو الخامس من ولدی له غیبة یطول أمدها خوفاً علی نفسه یرتدّ فیها أقوام و یثبت فیها الآخرون ثم قال علیه السلام: طوبی لشیعتنا المتمسکین بحبّنا فی غیبة قائمناً الثابتین علی موالاثنا و البرائة من اعدائنا اولئک منّا و تحق منهم قد رضوا بنا رضینا بهم شیعة و طوبی لهم. هم و الله معنا فی درجتنا یوم القیامة.
راوی سؤال می کند:
یا بن رسول الله آیاشما قیام کننده به حق هستید؟
حضرت فرمودند: من قیام کننده به حق هستم ولی آن قیام کننده ای که زمین را از (لوث وجود) دشمنان خدا پاک می کند و همانطور که زمین پراز ظلم وجود شده آن را مملو از عدالت مینماید پنجمین نفر از نسل من می باشد. دو غیبتی بس طولانی دارد که به جهت خوف از قتل اوست. در این غیبت اقوامی (از امّت اسلام) مرتّد می شوند و گروهی دیگر ثابت قدم باقی می مانند.
آنگاه فرمودند: خوشا بحال شیعیان ما که در زمان غیبت قائم ما، به حبّ ما تمسک کرده اند و بر دوستی ما و بیزاری از دشمنان ما ثابت مانده اند. آنها از ما (اهل بیت) هستند و ما (نیز) از آنهاییم. به درستی که ایشان از امامت ما راضی و ما نیز از شیعه بودن ایشان رضایت داریم و خوشا بحال آنها. به خدا قسم ایشان در روز قیامت در درجه ما خواهند بود.
*******
از این روایت بیان کننده ملاک اصل رضایت ائمه (ع) از شیعیان ایشان میباشد اما تردیدی وجود ندارد که این رضایت دارای درجات و مراتبی هست. امیدوارم که در تمام وجود قلبی و عقلی و عملی بتوانیم کسب رضایت ائمه اطهار (ع) را کسب نمائیم
انشاء الله
در پناه حضرت دوست

هوای شهر دلم چون،زغصه دلگیر است
بـه انتظار نگاهت ، دلم ز غم پیــر است
ز بسکه چشـم دلم شـد، به راه تو گریان
بـرای دیـدن رویت، دلم زمین گیر است
ز تاب طرّه ات ای جان، دلم شود بی تاب
به دام زلف سیاهت ، دلم به زنجیر است
اگـرچه از غم هجرت ، حـزینم و خسـته
حدیث ناله این دل،چه جای تفسیر است
شکــسته ام ز فراقت ، بیـا تویی مـرهم
نشان هجر تو بر دل،چو زخم شمشیر است
ز کی نشـان تو پرسـم؟ کجـا تـرا یابم؟
دگــر نمــانده توانی ، بیا بیا دیـر است
آن سو:
خوشا به حال آنان که عاشقانه با معبود خویش معامله کردند
و سر در آغوش امام حسین (ع) لبیک گویان به آسمانها پرکشیدند
و این سو:
همواره دلهره در دل دارم که نکند روزی برسد که به مرگ جاهلیت بمیرم و امام زمان خویش را نشناخته خویش را در آغوش مرگ ببینم
پس باید دعا کرد برای همدیگر که
خدایا :
خودم را و خودت را و امام زمان مان را بر ما بشناسان
تا قلبمان جز با شهادت از کار نیافتد
در پناه حضرت دوست