تبليغاتX
روزهای عاشقی

روزهای انتظار


 براي دسكتاپ شما

بر لب بام بیا گوشه ابرو بنما

روزه داران رخت منتظر ماه نواند

جناب آقاي جمشيدي

سلام

ما گروه روزهاي عاشقي مرامي داريم كه مي‌گيم:

مراعهدي‌ست‌باجانان‌كه‌تاجان‌دربدن‌دارم     هواداران‌كويش راچوجان‌خويشتن‌دانم

اول اين كه ممنونيم از حضورتون در اين وبلاگ. دوما معمول اينه كه اگه دوستي دلش خواست، مي‌تونه مطلبش رو تو پيامها مثل شما كه اون بيت زيبا رو نوشته بوديد بزاره و ما تو اولين فرصت اون مطلب رو به اسم فرستنده ارسال مي‌كنيم. اگه پايه بوديد و تونستيد هر هفته يه مطلب بديد اونوقت براتون اكانت مي‌سازيم و شما مي‌شيد يكي از نويسندگان روزهاي عاشقي. نظرتون چيه؟


و اما اين پست.... حتما مي‌پرسيد اين ديگه چه جورشه! نذريه خوب! روش كليك بفرماييد تا در صفحه‌ايي جديد در اندازه اصلي نمايش داده بشه. اين تصاوير ادامه داره به تعداد ده عدد بدون هيچ گونه مارك و آدرسي! عكسشم خودم گرفتم. از توليد به مصرف! اگه خوشتون اومد برام دعا كنيد.

راستی یکی از اسما حضرت ولیعصر٬ محيى المؤمنينه. به معنی احياگر مؤمنان، حياتبخش دلهاى اهل ايمان.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 0:0  توسط آمون  | 


به نام حضرت دوست

 

 

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

 

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 10:0  توسط سيد محسن  | 


 

ای آنکه تو را شهرت عالم گیر است

در دست تو از کون و مکان تدبیر است

بــــرگیــر غم دل به وصــــالت زیـــــرا

هر شیعه که بینم ز غمت دلگیر است

به نیابت از برادر آُسمونیم، سید محسن بزرگوار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 22:10  توسط رعنا  | 


امیرالمومنین علی علیه السلام فرمودند: خداوند دین را به وسیله ما گشود و هم به وسیله ما ختم می کند، به وسیله ما خداوند آنچه را بخواهد محو می کند و هر چه خواهد باقی گذارد، به وسیله ما سختی زمانه را برطرف می سازد و باران فرو می فرستد، پس مغرور نشوید و از خدا دور نگردید.

اگر قائم ما قیام کند، آسمان باران خود را فرو می ریزد و زمین نباتات خود را بیرون می دهد.

کینه ها از دل بندگان خدا زایل می شود و درندگان و حیوانات با هم ساخته از یکدیگر رم نمی کنند.

تا جایی که زنی که می خواهد راه عراق و شام بپیماید همه جا قدم بر روی سبزه ها و گیاهان می گذارد و زینت های خود را بر سر دارد

کسی طمع به آن نمی کند، نه درنده ای به او حمله می آورد و نه او از درندگان وحشت دارد.

 

 

عید غدیر رو به همه سیدهای بزرگوار، خصوصا سیدهای بزرگوار وبلاگ روزهای عاشقی تبریک میگم

انشاالله صدها سال زنده باشن.

در ضمن عیدی ما فراموش نشه!

پانوشت: اینجا سرعت اینترنت خیلی پایینه، هر کاری کردم نشد عکس بذارم ... ببخشین ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 0:0  توسط رعنا  | 


بسم الله النور

هوایم ابریست آقا

گلویم پر از بغض های کهنه است.

بیقرار لحظه های با تو بودنم.

 به حضور و عظمت نگاهت می اندیشم...

دفتر ذهنم پاره پاره است.

افکار متلاطمم هزاران مسیر می پیمایند

 و عجیب است که از هر مسیری میروم باز به تو می رسم.

پدر می خوانمت

واژه غریبی است

هیچ گاه نشنیده ام کسی پدر بخواندت

ولی این واژه عجب آرامشی می بخشد.

پدر!

هزاران بار می خوانمت

و هزاران بار با تکرار این واژه مقدس جان می دهم

و جان می گیرم

 نام ات شوری است که در رگ های مرده ام می دود

سودایی که به رفتنم وا می دارد

 و پرهای پروازم را می گشاید

 تا بیاموزم چگونه پریدن را

 که این قفس دیر زمانی ست که در هم شکسته...

--------------------

قلم من مولا دیری است شکسته

این را دخترتان زینب نوشته

این دفعه تایپ اش را هم خودش کرده

من فقط آورده ام اینجا

این را هم شکر است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 3:13  توسط مهاجر  | 


هو

شوق پرواز

چشم در اين پنجره شد سال‌ها

خاك نشسته است بر اين بال‌ها

پنجره‌ها منتظر يك تپش

بال و پرم پر شده از يك جهش

در وزش روح به جانم ببار

گلبني آور به سر خاك و خار

خرمم آن روز كه در ماهتاب

بگذرد از روي سرم آفتاب

بازگشا پنجره بسته را

وابرهان مرغ دل خسته را

ما همه حيران و تويي راهنما

ما همه گمراه و تويي رهگشا

كوكب هادي تو اثني عشر

چاردهم والي زيبا گوهر

پرده برانداز تو اي پرده دار

تاج بنه بر سر آن سربدار

حسين غفاري

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:0  توسط غفاری  | 


http://www2.irib.ir/occasions/Imam-Hadi/veladat.jpg

حضرت هادي امام علي بن محمد عليه السلام ميفرمود:

« امام پس از من، فرزندم حسن است و پس از حسن، فرزندش « قائم»؛ يعني همان كسي كه زمين را از عدل و داد پر ميكند؛ همانگونه كه از ظلم و جور پر شده باشد. »

ولادت دهمین اختر تابناک ولایت امام هادی علیه سلام مبارک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 12:36  توسط بهار  | 


به نام حضرت دوست

 

 

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

    اللهم  صل  علي  محمد و  آل  محمد و  عجل فرجهم

 

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387ساعت 10:0  توسط سيد محسن  | 


At last,

He will come...

به همین سادگی...

واقعا به همین سادگی؟؟؟؟

گاهی خیلی دلم می‌سوزه.. برا خودم .. برا آقا ....

ماها که منتظر نیستیم البته خودم رو می‌گم... شماها انشاءالله منتظرید...

اما با تموم وجودم٬ بند بند استخونم٬ قطره قطره خونم٬ و با تمام سلولهای پوستم انتظار رو تجربه کردم البته تو موضوعات دیگری... اما به هر حال انتظاره ...

وحشتناکه.....

وحشتناک سخته....

چطور داره دووم میاره.......

تموم امیدش شاید اینه که ما روزی بهش رو کنیم و پیشش برگردیم... و ما اصلا عین خیالمون نیست....

دلم می سوزه

برا خودمون بیشتر......

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 0:0  توسط آمون  | 


به نام حضرت دوست

 

الَسَّلامُ عَلَیْکَ

سَلامَ الْعارِفِ بِحُرْمَتِکَ الْمُخْلِصِ فی وِ لایَتِکَ الْمُتَقَرِّبِ إِلَى اللّهِ بِمَحَبَّتِکَ الْبَرىءِ مِنْ أَعْدائِکَ،

سَلامَ مَنْ قَلْبُهُ بِمُصابِکَ مَقْرُوحٌ و دَمْعُهُ عِنْدَ ذِکْرِکَ مَسْفُوحٌ،

سَلامَ الْمَفْجُوعِ الْحَزینِ الْوالِهِ الْمُسْتَکینِ،

 سَلامَ مَنْ لَوْ کانَ مَعَکَ بالطُّفُوفِ لَوَقاکَ بِنَفْسِهِ حَدَّ السُّیُوفِ،

و َبَذَلَ حُشاشَتَهُ دُونَکَ لِلْحَتُوفِ وَ جاهَدَ بَیْنَ یَدَیْکَ وَ نَصَرَکَ عَلى مَنْ بَغى عَلَیکَ،

و َفَداکَ بِرُوحِهِ وَ جَسَدِهِ وَ مالِهِ و َوَلَدِهِ،

و َرُوحُهُ لِرُوحِکَ فِداءٌ،

و َأَهْلُهُ لاَِهْلِکَ وِقاءٌ.

فَلَئِنْ أَخَّرَتْنی الدُّهُورُ، و َعاقَنی عَنْ نَصْرِکَ الْمَقْدُورُ،

و َلَمْ أَکُنْ لِمَنْ حارَبَکَ مُحارِباً و َلِمَنْ نَصَبَ لَکَ الْعَداوَةَ مُناصِباً فَلاََ نْدُبَنَّکَ صَباحاً وَ مَساءً وَ لاََبْکِیَنَّ لَکَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَماً، حَسْرَةً عَلَیْکَ،

و َتَأَسُّفاً عَلى ما دَهاکَ وَتَلَهُّفاً، حَتّى أَمُوتَ بِلَوْعَةِ الْمُصابِ، و غُصَّةِ الاْکْتِیابِ.

سلام بر تو،

سلام آن کسى که به حرمتِ تو آشناست،

و در ولایت و دوستىِ تو اخلاص میورزد،

و به سببِ محبّت و ولاى تو به خدا تقرّب مى جوید و از دشمنانت بیزار است;

سلام کسى که قلبش از مصیبت تو جریحه دار، و اشکش به هنگام یاد تو چونان سیل، جارى است;

سلام کسى که ـ در عزاى تو ـ دردمند و غمگین و سرگشته و بیچاره است;

سلام کسى که اگر با تو در کربلا مى بود، با جانش در برابرِ تیزىِ شمشیرها از تو محافظت مینمود،

و نیمه جانش را در دفاع از تو به دست مرگ مى سپرد، و در پیشگاه تو جهاد مى کرد،

و تو را علیه ستم کنندگانِ بر تو یارى مى داد و جان و تن و مال و فرزندش را فداى تو مى نمود،

و جانش فداى جان تو و خانواده اش سپر بلاىِ اهل بیت تو مى بود.

پس اگرچه زمانه مرا به تأخیر انداخت و مقدّرات الهى مرا از یارىِ تو بازداشت و نبودم تا با آنان که با تو جنگیدند بجنگم و با کسانى که با تو دشمنى ورزیدند به ستیز برخیزم،

در عوض، از روى حسرت و تأسّف و اندوه بر مصیبت هایى که بر تو وارد شد، صبح و شام نالانم و به جاى اشک براى تو خون گریه مى کنم،

تا زمانى که از سوزِ مصیبت و گلوگیرى حزن و اندوه، زندگى ام به پایان رسد

 

(فرازى از زیارت ناحیه مقدسه)
به نیابت جناب سید صدر بزرگوار

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


به نام حضرت دوست

 

آقا جانم سلام !

 هر روز که می گذرد یک روز به ظهورت نزدیکتر می شویم و این یکی از شادی هائی است که در غیاب تو بر ما می رسد ، جدای از شادی وجودت که  هستی و عالم همه شیفته و شیدای تو هستند.

خورشید پنهان !

بارها فکر کرده ام که تو چگونه روز را به شب می رسانی ؟ در کجا زندگی می کنی ؟ کسی به دیدارت می آید ؟ یا تو به دیدار کسی می روی ؟

دلآرامم !

می دانم بهار سبزیش را از تبسم تو می گیرد و پائیز غم غروبهایش را از تو به ودیعه گرفته ، و آسمان برای وجود تو خود را با ستارگان زیور می سازد و ابربارانش را به افتخار حضور تو در زمین می باراند و ماه به عشق تو به کمال بدر می رسد و زمین به عشق تو گلهایش را تقدیم جهان می کند و من در این سرگردانیم که چه می توانم به تو تقدیم نمایم :

 اشکم را ، دلم نمی آید تو را غمگین سازم که تو طاقت دیدن اشک گنه کاران را نداری .

 قلبم را ، خجلم در آن جز گناه چیزی نیست .

ایمانم را ، چه سست و ناپایدار است .

نماز و عبادتم را ، که چه بی حضور دل و از سر عادت است و گاه نیز فراموش می شود .

وجودم را ، به چه کار تو می آید ، عزیز دل این وجود ناتوان و غرق در معصیت ....

چه شرمنده ام ، شرمسارم ، خجلم ، ببخش مرا .....

 

به قلم خانم میدا
نویسنده وبلاگ مهدوی من و دل دیوانه

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


السلام علیک یا حافظ اسرار رب العالمین

السلام علیک یا بقیه الله من الصفوه المنتجبین

السلام علیک یا ابن الانوار الزاهره

السلام علیک یا ابن العتره الطاهره*

 

 

 

 درود بر تو ای حافظ اسرار پروردگار عالم

درود بر تو ای بقیه الله که از برگزیدگان انتخاب شده هستی

درود بر تو ای فرزند نورهای درخشان

درود بر تو ای فرزند خاندان مطهر.

 

 

* مفاتیج الجنان زیارت حضرت صاحب الامر

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 0:0  توسط رعنا  | 


به نام حضرت دوست

 

 

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 10:0  توسط سيد محسن  | 


 

روز عرفه صحرای عرفات حال و هوای خاصی برای شیعیان  دارد . می دانند در این سرزمین آقا امام زمان حضور دارد  عده ای به جستجویش هستند  عده ای  به دنبال بویش  عده ای گویا او را یافته اند گوشه ای برگزیده و به نجوا و مناجات و راز و نیازند

به سمتی نگاه میکنی

جبل الرحمه

یا الرحم الرحمین

یاد زمزمه و مناجات عاشقانه امام حسین در کنار آن کوه و آن سرزمین میفتی

کلمات وزین و توحیدی و سراسر عرفان امام را میبینی گوش بدان میسپاری کم کم لبت به سخنان معصوم باز میشود و پشت آن مأوا می گیری  و تو جانت را میسپاری به نور او و راه می افتی و....

 

و خدا را هزاران بار شکر می کنی

خدایا شکرت که مارا در این روزگار بدنیا آوردی  در زمانی که کلمات معصومین ع فضا را معطر کرده 

خدایا شکرت که امت حضرت محمد ص هستیم

الهی شکرت که بر زبان و دل ما یاد و نام امامان معصوم را داشتی

و ........

 

خدایا  یاریمان کن که پیرو راستین معصومین ع  باشیم

و قدر شناس آنان

خدایا یاریمان کن حرمتشان را بدانیم

مهدی جان ما را ببخش نه چنان بودیم که می بایست

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 13:38  توسط صهبای صفا  | 


http://i3.tinypic.com/2eul7p2.jpg

بیا که فرقت تو چشم من چنان در بست    که فتح باب وصالت مگر گشاید باز


+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 8:9  توسط بهار  | 


امام باقر علیه السلام:

« اذا قام القائم جات المزامله و ياتى الرجل الى كيس اخيه ‏فياخذ حاجته لا يمنعه »

به هنگام ظهور حضرت مهدى (عليه السلام) آنچه هست دوستى و همكارى و يگانگى است تا آنجا كه هر كس هر چه نياز دارد از جيب ‏ديگرى بر مي‌‏دارد بدون هيچ ممانعتى.

« ایام تسلیت »

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 0:0  توسط آمون  | 


 

پرده ها را کنار بزنید  گل افشانی کنید   آذین ببندید عود بسوزانید 

مولا نقاب از  چهره  برگرفته

 

خورشید های تابان

ماههای درخشان

 ستارگان شکوفان

نقاب از چهره زیبا برگیرید و رخ بنمایید

                               

            كجاست آن جمال وجه اللهى كه اولياء بدان روى مى‏كنند ؟

            كجاست آن راه ميان زمين و آسمان؟ آن پيوند ميان فرش و عرش؟

 

 

 

به نیابت از سید صدر گرامی

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 17:19  توسط صهبای صفا  | 


جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی

بازآ تو از ایـــن غربـت تا چند پریشانی 

صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم

یا راه نمی‌دانی یا نــامه نمی‌خوانی 

 

به نیابت از برادر آسمونیم، سید محسن بزرگوار

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 3:13  توسط رعنا  | 


خداوندا! برای ولی خودت و فرزند پیامبر خودت که خواننده به سوی تو  به اجازه ی خودت می باشد
و امانت دار در میان خلق تو و چشم تو در میان بندگان
و حجت خودت بر آفریدگان تو است،
که درودها و برکات تو بر او باد، وعده ات را انجام بده،
خداوندا! با یاری خود او را تایید فرما
و بنده ات را یاری نما
و اصحابش را قوت و صبر عطا فرما
و برای ایشان از نزد خودت چیرگی یاری کننده بگشا
و در فرجش تعجیل فرما و او را بر دشمنانت و دشمنان رسولت مکنت و قدرت ببخش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 0:0  توسط رعنا  | 


السلام علیک یا نورالله الذی لا یطفی

روزها شب می شود و شب به نیمه می رسد

دیده بیدارم اما خونین و سوزان

می سراید نامت را که چون سپیده بر جبین تار آسمانم می دوزد

دیده به سیل اشک می سپارم

چه اشکی ....

از میان کلمات گداخته ام می جوشد و بر دفتر آتشینم جاری می شود

چه اسان بی تو روزگار می گذرانم!!!

چه راحت فراموش می کنم که برای چه زنده ام و برای چه زندگی می کنم

چرا از یاد می برم که باید چون پروانه بسوزم و پروای سوختن نداشته باشم

مولا !

مرهم چشم و دل سوخته ام

عالم عشق تو چیز دیگری است

عالمی که در ان سیر می کنم

از یاد می برم همه ی آن چیزهایی این روزها بر قلب ویرانم می گذرد اما ...

می دانم همه ی آنچه در قلب من می گذرد در مقابل دردهایی که در دل تو ای نازنین یار اشیان کرده است قطره در برابر دریاست

مولای من کاش می شد تمام دردهایت درون قلب حقیر و ویرانم می ریخت

دل به سودایت سپرده ام

ذهنم در هجوم تاریکی رو به سوی نقطه ای روشن دارد

تا روزی پشت این روزهای غبار آلود و بی خورشید فریاد کسی را بشنوم که عمری در طلب اش آواره و سرگردان بودم

 

------------------------
من که روسیاهم اینها را دخترم زینب خانم مرادی نوشته
خدا را شاکرم نوکری تایپش را من کرده ام
همین اندازه هم لطف آقا شامل حالم می شود شکرگزارم
آقا جان ممنونم از لطف و کرمتان
اگر لیاقت نوشتن برایتان را ندارم
همین که اجازه می دهید گاهی جاروکش این وبلاگ باشم
سپاسگزارم
اقای من می دانید که چقدر دوستتان دارم
گرچه میدانم و میدانید که بدم
تلاش می کنم شما هم دوستم داشته باشید
کمک می کنید آقاجان؟
دعایم می کنید عزیزان روزهای عاشقی؟!!
آقای من چقدر حرف دارم برایتان بزنم
.....
...........
..................
اگر امان دهد سیل اشک
مولای من چقدر دلم برایتان تنگ بوده و خودم خبر نداشته ام
مولای من!!
انتظار داشتم از مکه که بر می گردم خیلی عوض بشوم
ولی نشده ام
غرق در دنیا و کار و بی خبری از شما

 
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 3:13  توسط مهاجر  | 


 

پدر و مادر و جانم‏فداى شما 

 به واسطه ولايت و پيشوايى شما

خدا معالم وحقايق دين را به ما آموخت و هر آنچه از امور دنياى مافاسد و پريشان بود اصلاح فرمود

و به واسطه ولايت وپيشوايى شما كلمه به حد كمال رسيد و نعمت‏بزرگ دين به‏خلق عطا گرديد و پراكندگى امت‏به الفت و اتحاد مبدل‏گشت

و به ولايت و دوستى شما طاعت فريضه خلق‏پذيرفته ميشود

و خدا دوستى شما را بر خلق واجب كرد ....

 

پروردگارا

 ما به آنچه نازل‏فرمودى ايمان آورديم و رسول تو را پيروى كرديم پس توما را از گواهان ثبت فرما پروردگارا دلهاى ما را كه به حق‏هدايت فرمودى ديگر به باطل مايل نگردان و به ما از لطف‏ازلى خود رحمتى كامل عطا فرما

كه همانا تويى عطابخش‏بسيار بى‏عوض و منت منزهى پروردگارا

محققا وعده‏پروردگار ما انجام خواهد يافت

 

 

بخشی از ترجمه زیارت جامعه کبیره  سایت حوزه 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آذر 1387ساعت 10:24  توسط صهبای صفا  | 


http://usera.imagecave.com/baharan/DSC003882563.JPG

تو که ترجمان صبحی ... صف انتظار بشکن ... نفسم گرفت از این شهر ... در این حصار بشکن

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 10:4  توسط بهار  | 


به نام حضرت دوست

 

 

وسعت عشق را کرانه تویی
یگانه ترانه عاشقانه تویی

به نام تو می خوانند مرغان سحری
ترنم نغمه های عارفانه تویی

آسمان می نازد به نور سیمایت
چهاردهمین اختر بی نشانه تویی

تنهای بی مونس ای صاحب دل
دلیل سکوت شاعرانه تویی

دلم را فرش آمدنت می کنم
بهار بی خزان جاودانه تویی

شمیم عطرخدا باغ گل نرگس
مسافر خسته ی زمانه تویی

دوای دردمندان فروغ دیدگان
آمین دعاهای خالصانه تویی

عمریست در حضورت غائبیم
دلیل اشکهای شبانه تویی

در غم هجر تو می سوزیم و شمع
گوید که دلیل سوختن پروانه تویی

رسد هر جمعه و امید مهمان ما
غروب که می شود فسانه تویی

به حق سجاده و محرابت بیا
که آرامه دل دیوانه تویی

 

به نقل از وبلاگ مهدوي  من و دل ديوانه

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 10:0  توسط سيد محسن  | 


به نام حضرت دوست

 

بهانه کرده بازهم دلم تو را

و نمی گیرد ز تو هیچ نشانی را

ترانه ای می سراید چشمانت

و

آن خال هندوی زیبایت

ترانه ای به ژرفای تمامی عاشقانه ها

سکوتی ساده دارد  زبان مهر

و

رمزی عارفانه می طلبد در اعماق آسمان

و

در خلسه ی بی شکیب ترنم می کند

نگاهم

اما

نمی یابد ترا

و

 هیچ تقصیری ندارد چشمانم

که غریب است 

و

خسته از تکرار دیدنها

و ندیدن ترا .....

و دیدن تکرار تو مرا 

هر روز ، هر دم

که می تپد قلب دیوانه من

و می خواند

نه!

فریاد می زند

تنها نام زیبای ترا

و تکرار مکرر

دوستت دارم ای انتظار منتظَر

و امیدی نیست مرا

به دوست داشتن

تو

تنها کوچه گرد

شبهای دلتنگیم

مرا

 

به نقل از وبلاگ  من و دل ديوانه  خانم شيدا

در پناه  حضرت دوست

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 10:0  توسط سيد محسن  | 


به نام حضرت دوست

 

آقا امام زمان (عج)

ای هستی محض!

ای خورشید فروزان!

هنوز به انتظاریم تا از کناره های افق،

نور وجودت پدیدار گردد و گرما بخش وجود یخ زده مان شود.

تو را به جان مادرت (س) ای کاش همین جمعه بیایی!

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 3:13  توسط سيد محسن  | 


امام صادق علیه السلام فرمودند:

موقعی که آفتاب طلوع می کند، گوینده ای از چشمه خورشید به زبان عربی فصیح صدا می زند که اهل آسمانها و زمین آن را می شنوند، می گوید:

ای مردم عالم!

این مهدی آل محمد( صلی الله علیه و آله) است و او را به نام و کنیه ی جدش پیامبر می خواند و به پدرش امام حسن عسکری علیه السلام تا حسین بن علی صلوات الله علیهم اجمعین نسبت می دهد.

آنگاه می گوید:

با او بیعت کنید که رستگار می شود و مخالفت امر او ننمایید که گمراه خواهید شد، سپس به ترتیب فرشتگان و جن و خوبان دست او را می بوسند و می گویند شنیدیم و اطاعت می کنیم، هیچ صاحب روحی در میان مخلوق خدا نمی ماند جز آنگه آن صدا را می شنود*

 

 

در آینـه در حسن تجلی از توست

در معرکه عشـق تولی از توست

از شعله جان سـوز فراق و هجران

بر این دل افسرده تسلی از توست

 

 

 

 

* بحار الانوار: ج 53، ص 8

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 0:22  توسط رعنا  | 


السلام علیک یا حجه الله التی لا تخفی

چه آشناست این سلام

با این سلام زندگی می کنم و به آن دل خوش می شوم .

فکرش دلم را آرام می کند آنگاه که درد جانگاه دوری ات سینه ام را می گدازد

و چشمانم در پی مرهم نگاه های بی دریغ ات می گردد نام ات  پناه دلم است

 آنگاه که جنود دردهای دنیا به پیکارم می آیند.

آقای من! ، مولا!

لیت شعری این اسقرت بک النوی

ای بهانه های بغض های نشکفته ام !

بیا که این خزان انتظار را با ترنم حضور بهاریت به سر آوریم

ای مسافر غریب جاده ها بیا تا خاک پایت را به مزگاه بزدایم

مولای غریب قریبم!

غم تو بال و پرم می شکند

بار هجر ات کمرم می شکند

خوشدلم چون که به یادت همه شب

خواب در چشم ترم می شکند

----------

این مین زیبا را دخترم خانم زینب مرادی نوشته

و علی من هم که کلاس سوم است آن را تایپ کرده است

انشا الله آقا از هر دویشان بپذیرند

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 7:59  توسط مهاجر  | 


به نام حضرت دوست

 

فرازی از دعای ندبه

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم و اقم به الحق و ادحض به الباطل و ادل به اولیائک و اذلل به اعدائک

خدا یا و به واسطه ی و جود آن حضرت دین حق را پاینده دار

و اهل باطل را محو و نابود ساز

و دوستانت را با آن حضرت هدایت فرما و دشمنانت را بواسطه ی او ذلیل و خوار گردان .

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 10:0  توسط سيد محسن  | 


http://www.tooloe.com/_data/idea/10215163_imam-zaman01.jpg

گر چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام
  با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام 

 گر به  ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین
 باز  هم مشتاق  روی دلکش جانا نه ام

  از در  میخانه ات  ای شاهد  خوبان مران
 با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام

 پرده  بردار  از رخ زیبا  که مشتاق  تو ام
 آن  رخ  زیبا  ندیده  ،واله   ودیوانه ام

 پادشاه  جودی و ما  بنده در گاه  تو
 منتظر بر درگهت ،زان بخشش شاهانه ام
 
  در میان بحر هجران غوطه ور گشتم ولی
  باز  هم در   جستجوی  گوهر  دردانه ام

  همچون من هرگز نباشد بر درت پیمان شکن
  لیک  با الطاف  غیر  از تو،  شها! بیگانه ام

  چون که لطف توست تنها ضامن رسوایی ام
  ور  نه  آن گردم  که افشان در دل ویرانه ام

 انتظارت بیش از حد شد ،تحمل تا به کی؟
  آفتا با!   بهر  دیدار  رخت  پروانه ام

 واله و«شیدا » ومستم لیک ،محتاج توام
 یک نظر بر من نما، ای عارف فرزانه ام!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 9:17  توسط بهار  | 


مولا جان هفته بسیج را با عشق تو و عشق علی آغاز می کنیم

این شجره طیبه را خودت بهتر بما بشناسان

برکت تو از علی

که نام تو از نام او منجلی

لبان تو از جام او تر بود

که جامی پر از حوض کوثر بود

همیشه مدد جوی از نام او

گوارا بود شربت جام او

گهی فکر آسایش خویش باش

گهی چون علی مرد درویش باش

( ید ا... عاملی ، جوان قدیم ! )

دیروز جمعه با بسیجی های جوان حوزه 7 اهواز در مسجد امام علی علیه السلام دعای ندبه خواندیم .

 در آخر دعا و بعد از صبحانه مرد متدین و متینی که دوستان گفتند شاعر است شعر بالا را قرائت کرد .

این حقیر هم به حکم وظیفه و قدر دانی از او برای شما نوشتم .

+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1387ساعت 14:21  توسط صدر  | 


به نام حضرت دوست

 

کی شود در ندبه‌های جمعه پيدايت کنم

گوشه‌ای تنها نشينم تا تماشايت کنم

می‌نشينم گوشه‌ای با ديده خونبار خود

تا که از يک آشنا خواهم که ديدارت کنم

هر شب از سويی تو را با ناله‌ها می‌خوانمت

تا به کی از سوز دل ناله ز هجرانت کنم

چشم‌های خسته‌ام  بارد ز هجرانت،‌حبيب

آنقدر بارم ز ديده تا که پيدايت کنم

هر دم از دل من گشايم عقده‌های خویش را

تا به کی از پشت در آهسته نجوايت کنم

بيقرارم مهديا از بهر ديدار رخت

تا به کی از مادرم زهرا (س) تمنايت کنم

 

 

در پناه حضرت دوست

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 10:0  توسط سيد محسن  |