|
روزهای انتظار |
مهدی جان
مولای من آیا وقت ان نرسیده که بیایی و ریشه نا فرما نی و بی عدالتی را بر کنی؟
آیا وقت آن نشده که طعم تلخ انتظار پایان رسد و فرزند فاطمه دخت نبی اکرم برای
برپایی عدالت به جهان مادی بیاید ؟
آقای من
این جهان فقط و فقط با نور وجود شماست که روشنایی می پذیرد و نسیم جای پایتان
را نوازش می کند و حتی زیبا ترین گلهای دنیا از پاکی و زیبایی رخسار ت به شگفت
میایند و از صلابت اندام تان بلند ترین سرو به سجده می افتد ستارگان نیز برای
بوسیدن قدم مبار کتان خود را به خاک می افکنند
ای بزرگ مرد تاریخ صدایم را بشنو حرفهای نا گفته در اعماق قلبم را گوش ده این
سخنان را تنها به تو می گویم به تو که محرم اسرار منی ! به تو که میدانم راهنمایی
با فهم و کمالات تو پیدا نمیشود
اللهم عجل لولیک الفرج ..

خدايا!، زنده کن شوق دعا را
شبي سرشار کن از خويش ما را
ببين! چشم انتظاران بهاريم
پر از آدينه کن تقويم ها را

رسول اكرم صلىاللَّه عليه و آله مىفرمايد:
يُفَرِّجُ اللَّهُ بِالْمَهْدِىِّ عَنِ الْاُمَّةِ، يَمْلَأُ قُلُوبَ الْعِبادِ عِبادَةً وَ يَسَعهُمْ عَدْلُهُ،
بِهِ يَمْحَقُ اللَّهُ الْكَذِبَ وَ يُذْهِبُ الزَّمانَ الْكَلِب، وَيُخْرِجُ ذُلَّ الرِّقِّ مِنْ أَعْناقِكُمْ
خداوند به وسيله مهدى عليه السلام از امت رفع گرفتارى مىكند،
دلهاى بندگان را با عبادت و اطاعت پر مىسازد و عدالتش همه را فرا مىگيرد.
خداوند به وسيله او دروغ و دروغگويى را نابود مىنمايد،
و روح درندگى و ستيزه جويى را از بين مىبرد و ذلّت بردگى را از گردن آنها بر مىدارد.
(غيبت شيخ طوسى، ص114)
در پناه حضرت دوست

*******
زان شبی که وعده کردي، روز وصل
روز شب را میشمارم، روز و شب !
*******
در پناه حضرت دوست
تملاء الارض ظلماً و جوراً فيقوم رجل من عترتى فيملاءها قسطاً و عدلاً يملك سبعاً او تسعاً .
زمين پر از ظلم و ستم گردد، پس مردى از عترت من قيام كند و آن را پر از عدل و داد گرداند و هفت يا نه سال سلطنت نمايد.
و باز نقل كرده كه پيغمبر(ص) فرموده :
لا تنقضى الساعة حتى يملك الارض رجل من اهل بيتى يملاء الارض عدلاً كما ملئت جوراً يملك سبع سنين .
قيامت منقضى نخواهد شد تا اين كه مردى از اهل بيت من به سلطنت رسد و او زمين را پر از عدل و داد كند ، چنان كه پر از ظلم شده باشد و مدت سلطنت هفت سال است .
عاشق دلباخته
سرخم باد سلامت که به من راه نمود
ساقی باده به کف جان من آگاه نمود
خادم درگه میخانه عشاق شدم
عاشق مست مرا خادم درگاه نمود
سر و جانم به فدای صنم باده فروش
که به یک حرعه مرا خسرو جم جاه نمود
ماه رخسار فروزنده ات ای مایه عیش
بی نیازم به خدا از خور و از ماه نمود
برگ سبزی ز گلستان رخ ات بخشودی
فارغم از همه فردوسی1 گمراه نمود
با که گویم غم آن عاشق دلباخته را
که همه راز خود اندر شکم چاه نمود
1- فردوس به معنی بهشت "فردوسی " یعنی بهشتی، اهل بهشت
2- شاعر : پیرمان حضرت روح الله
اي معطر ز عطر روي شما
باغ سبز بهار باور ما!
با شما ما و يک جهان شادي
بي شما ما و يک دل تنها

روزی که سر از پرده برون خواهی کرد
دانم که زمانه را زبون خواهی کرد
گر زیب و جمال از این فزون خواهی کرد
یا رب ! چه جگرهاست که خون خواهی کرد
کشف الاسرار خواجه عبدالله انصاری، ج 4، ص 230
در پناه حضرت دوست

اللهم عجل لولیک الفرج
در پناه حضرت دوست
شرط به انتظار نشستن نیست !
شرط، در انتظار تلاش کردن است!
شرط ظهور ، دعا است
معنی ساده دعا یعنی خواستن !


مقدر کن خدایا انیس جان را
ظهور مهدی(عج) صاحب زمان را
رسان امشب بداد خلق عالم
یگانه منجی خلق جهان را
آقا جانم ای آقا جانم
سخت است ،
سخت شده
و سخت تر خواهد شد ،
هستی ِ بدون دیدار تو ،
آسمان ِ بدون خورشید حضورت ،
زمین ِ بی گل وجودت ،
هوای ِ بی عطر و بویت ،
زندگی ِ بی زیارت چشمان مخمور و مخملیت ،
مردن ِ بی دیدار شیرینی تبسمت
در پناه حضرت دوست
يا رب الحسين بحق الحسين اشف صدر الحسين بظهور الحجة .
برگرفته از بخش نظرات وبلاگ در کوچه باغ های آسمان

بود محرابم ابروی تو ای دوست
نمازم جانب کوی تو ای دوست
اگر حبل المتین فرموده قرآن
نباشد غیر گیسوی تو ای دوست

اللهم صل علي محمد و آل محمد و عجل فرجهم
آقا جانم
امروز دلم می خواهد
ردایت را بر دیده گانم بگذارم
تا وجودم سرشار از عطر
گل یاس و نرگس و محمدی شود
آقا جانم امروز دلم می خواهد
عشقم به تو محبوب دلربایم
را فریاد زند
آقا جانم امروز دلم می خواهد
هیچ ، جز تو را نبینم
و هیچ ، جز از تو نشنوم
مشهدالرضا - دوم رجب المرجب
در پناه حضرت دوست
حسن ابن هارون می گوید:
من در خدمت حضرت صادق علیه السلام نشسته بودم، معلی بن خنیس از آن حضرت پرسید: آیا هنگامی که قائم عج الله تعالی فرجه شریف ظهور کرد بر خلاف روش علی علیه السلام حکومت می کند؟
حضرت فرمودند: آری و آن بدیگونه است که علی علیه السلام با منت گذاشتن بر اسیران و مردم و گذشت از آنها عمل می نمود، زیرا می دانست بعد از او سلاطین جور بر شیعیانش تسلط پیدا می کنند ولی قائم با مردم بی دین می جنگد و آنها را اسیر می کند، زیرا می داند بعد از او به هیچ وجه شیعیان مورد غلبه دشمن قرار نمی گیرند و خطری متوجه آنها نیست.
خــــون شد دل مــا ز غیبت و دوری تو
جـــان شد ز کف از کثرت مستــوری تو
گریان شده چشم و سینه ها هم سوزان
از داغ فــــــــراق تـــو و مهجـــوری تـــــو