تبليغاتX
روزهای عاشقی

روزهای انتظار


هو

شوق پرواز

چشم در اين پنجره شد سال‌ها

خاك نشسته است بر اين بال‌ها

پنجره‌ها منتظر يك تپش

بال و پرم پر شده از يك جهش

در وزش روح به جانم ببار

گلبني آور به سر خاك و خار

خرمم آن روز كه در ماهتاب

بگذرد از روي سرم آفتاب

بازگشا پنجره بسته را

وابرهان مرغ دل خسته را

ما همه حيران و تويي راهنما

ما همه گمراه و تويي رهگشا

كوكب هادي تو اثني عشر

چاردهم والي زيبا گوهر

پرده برانداز تو اي پرده دار

تاج بنه بر سر آن سربدار

حسين غفاري

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:0  توسط غفاری  | 


بسم الله الرحمن الرحیم
برای دوشنبه ای که پس از شنبه می آید
همچنانکه عاشورا از پس تاسوعا آمد و همچنانکه امام عصر عج بعد از واقعه عاشورا می آید و چه ها که نمی کند .
ما بیچارگان که چشممان را پرده های زمینی گرفته است تا صعود و نزول ملایک را در کربلا ببینیم . ما گوشمان پر از هیاهوی زمینی است والا نجوای آسمان را با زمین می شنید.
ما همه در عطش فهم درست آن واقعه عظیم هستیم . مگر عباس از شریعه فرات زهرایی! جرعه ای برایمان بیاورد . ما کودکان اسیر دشت زمین هستیم. مگر زینبی بیاید و به پیام عاشورایی ما را برهاند.
مهدی انبان نان یتیمان امیرالمؤمنین را به دوش دارد. مهدی داغ دیده صفین است . مهدی جام زهر صلح امام حسن را نوشیده . مهدی کاروان کربلا را به منای عشق می برد . مهدی سجاده سجاد را هر شب پهن می کند و زمزمه های داودی دارد. مهدی در حوزه علم محمد باقر غرق است و مدرسه قال الصادق را بنا می سازد و مهدی گویی تمام اسارتهای امام موسی بن جعفر را کشیده و کظم غیظ کرده و از جام دوباره زهر نوشیده و رضا به رضایت حضرت احدیت سپرده و وارث راستین امام جواد و علی بن محمد و حسن بن علی است و اینک در شب چارده عصمت چون ماه شب چارده می درخشد.
مهدی خواهد آمد و همه این دردها را خواهد زدود.
مهدی جان به ما ذره ای نوشداروی فهم ارزانی دار تا خدای نکرده بعد از عاشورا به کربلا نرسیم!

نويسنده: حسین غفاری

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 0:0  توسط غفاری  | 


استاد ما مي فرمودند هركجا مجلس عزايي باشد ، دو نفر صاحب عزاست يكي وجود مبارك صديقه طاهره فاطمه زهرا سلام الله عليها ست و ديگري آقا امام زمان عجل الله تعالي في فرجه الشريف .

حالا در چنين روزي چه كسي صاحب اين اعياد و اين جشن ها بايد باشد . روز ولادت پر بركت ماه منير آسمان هدايت، خورشيد عصمت ، مام امامت و همسر ولايت و دخت مكرم رسالت كسي جز مهدي صاحب زمان مي تواند درك اين روز را بكند و براي كسي جز او مي توان تبريك و تهنيت فرستاد .

اي صاحب عشق كل ،سلامت بادا

هر لحظه خداوند، نگاهت بادا

در روز گل و سوسن و سنبل همه جا

هر نغمه به باغ ، فداي راهت بادا

هر ذره به زهره  اقتدايي دارد

جان ها همه كاه ،به كهربايت بادا

اين روز خجسته را مبارك گردان

با تهنيتي كه بر امامت بادا

عيدانه به عيد ما بيفزاي و بيا

يك جرعه نگاه به روي ماهت بادا

بادا كه به بانگ روز موعود

اين جان به عاريت فدايت بادا

حسين غفاري به ميمنت ميلاد بانوي عصمت طاهره حجت الله الاكبر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم تیر 1385ساعت 0:9  توسط غفاری  | 


استاد ما در مناقب حضرت رسول اکرم صل الله علیه و آله و سلم می فرمودند: حضرت نوری داشتند که تنها محرمان می توانستند ببینند .  حضرت امیر هم شاگردان شبانه ای داشت که محرم اسرار بودند مثل سلمان و کمیل و... و ائمه بعد هم همینطور .

خیلی ها نمی خواهند محرم شوند چون سختی دارد َ مرارت دارد . بعد هم برخی چیز ها را انکار می کنند . چون نه می بینند نه می شنوند . در محرمیت کار به جایی می رسد که یک ولی خدا میرزای قمی را در حال مکاشفه دیده بود و گفته بود برای کارهای کوچک مزاحم حضرت معصومه (س) نشوید بیایید سراغ من .

محرمیت برای امام عصر عجل الله تعالی فی فرجه الشریف و روحی فداه به جایی می رسد که حضرت در  یکی از توقیعاتش می نویسد :

بسم الله الرحمن الرحيم، اما بعد سلام بر تو اى دوستدار مخلص دين كه در ولايت ما مخصوص به يقين گشته‏اى ...

این ها را می گویم برای انکه امروز رفتم تو وبلاگ یکی از دوستان که برای امام عصر مطلب می نویسد . یک بی ادب پیغام گذاشته بود که تاکی .... و اهانت کرده بود نمی خواهم مطالبش را تکرار کنم . این آقا فکر می کند که انتظار یعنی دست روی دست گذاشتن و منتظر شدن تا کسی بیاید ما را نجات دهد این آقا زحمت به خود نداده حداقل زندگی امام خمینی که یکی از یاران امام زمان در عصر حاضر بود را مطالعه کند . و ببیند قیام ۵۷ او را . شما چی فکر می کنید ؟ انتظار یعنی خمودی ؟ یا انتظار موتور محرکه برای آماده سازی جهانی با علم و دانش و حکمت برای ظهور ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 0:59  توسط غفاری  | 


ای از نواده زیبایی ای شهیر خوب

خورشید آسمان طلوعی تو در غروب

رویت نگارخانه نقاش سرمدی

ای خضر ثانی زهرای احمدی

این دوبیت را برای مشکلی که داشتم هدیه به آقا کردم و مشکلم حل شد . یعنی آدم کافیست عشق خود را با اخلاص برای ائمه ارایه کند جوابش را می گیرد هر چند آن دنیا باشد. استادم می فرمود آدم باید خوشبین باشد تمام حاجت ها جواب داده می شود اما برخی را در این دنیا به تو می دهند و تو خرجش می کنی. برخی را آن دنیا برایت پس انداز می کنی .

شما کدام را می پسندید؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 22:40  توسط غفاری  |