صدایی می آید ...

صدايي مي رسد به گوش
همين نزديكي ها ... از پشت همين كوچه ها
صدايي كه مي گويد: هل من ناصر ينصرني
حسين(ع) آمده گويي ...
نه نه ... از تبار اوست
سلاله زهرا(عج) در راه است
مسلمان ! ... لباس اكرام پوشيده اي؟
آماده اي؟
هستي؟ يا كه در صف زندگي و ماشين و ... دچار پرداخت اقساط نفس شده اي؟
آقا در راه است ... امروز ... فردا ... فرداها ... هر وقت كه باشد مي آيد.
ايمان به آمدن داريم؟
صدايي مي رسد به گوش
بوي عطرش سالهاست كه هوا را مست كرده

دلیل دعا برای سلامتی امام زمان

دليل دعا كردن براى‏ سلامتى ‏امام عصر چيست؟ در حالى‏كه خداى ‏منان اراده دارد ايشان زنده و سلامت بمانند، آيا اصلا امكان دارد آن وجود مبارك دچار كسالت شوند؟
آن سفر كرده كه صد قافله دل همره اوست‏
هر كجا هست خدايا به سلامت دارش‏1
دعا از هر حيث مخصوصاً براى‏سلامتى‏امام زمان(عج) آثار و بركات فراوانى دارد كه برخى عبارتند از:
1. دعا نشان‏گر علاقه و محبت مسلمانان به ايشان است. اگر چه دوستى‏تمام ائمه معصومين‏عليهم‏السلام بخشى‏از ايمان و شرط قبولى‏اعمال است، در عين حال دعا كردن در حق امام زمان(عج) موجب ازدياد محبت آن حضرت در دل و در نتيجه موجب تقويت ايمان مى‏گردد.
2. دعا اظهار تجديد عهد و پيمان با آن حضرت است و محتواى‏پيمان با آن حضرت را دين دارى، شريعت محورى‏و تصميم قلبى‏بر اطاعت امر امام‏عليه‏السلام و يارى‏رساندن او با نثار جان و مال تشكيل مى‏دهد.
تجديد بيعت با آن حضرت عليه‏السلام كارى است كه بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه يا در هر روز و يا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهايى‏كه مربوط به وجود مبارك امام عصر(عج) است، خوانده شود، بسيار مفيد و مؤثر خواهد بود.


دعاى‏ شريف «اللهم بلغ مولاى‏صاحب الزمان صلوات الله عليه عن جميع المؤمنين...» و نيز «دعاى‏عهد» شاهدى‏براى‏اين سخن است.2
3. دعا سبب زنده نگه داشتن ياد امام غايب در دل منتظران مى‏گردد. ياد امام زمان(عج) توجه به ارزش هاى‏
دين و اصول اخلاقى را در دل‏ها زنده مى‏كند و غفلت از ياد امام، يكى‏از دلايل عمده پژمردگى‏و سستى‏ارزش هاى الهى‏وانسانى‏در جوامع اسلامى است.
دلت گر كه يك لحظه غافل نشيند، خدنگ بلا بر دل دل نشيند
4. كسى‏كه سلامتى‏امام زمانش برايش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برايش سخت است؛ در نتيجه دعا براى‏سلامتى‏آن حضرت، انسان را به انجام كارهايى‏وامى‏دارد كه موجب خشنودى‏آن حضرت و در نتيجه سبب رسيدن به مقام رضوان الهى‏مى‏گردد.
5. دعا بسيار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نيز فرج و گشايش در زندگى‏مؤمنان مى‏شود.
6. دعا موجب قرب الهى‏است. امام مهدى(عج) در خصوص زيارت آل يس مى‏فرمايند: «هرگاه خواستيد به وسيله ما به خداوند و به ما توجه كنيد، اين زيارت را كه از جانب خداوند انشا شده است، بخوانيد».3
اين زيارت كه از جهات مختلف محتوايى عميق دارد، بسيار مورد تأكيد و سفارش قرار گرفته است. اين زيارت از ابتدا تا انتها، دعاى براى سلامتى، تندرستى و بهروزى امام زمان(عج) است؛ «السلام عليك يا خليفه الله و ناصر حقه... السلام عليك حين تصبح و تمسى، السلام عليك فى‏اليل اذا يغشى‏و النهار اذا تجلى... السلام عليك بجوامع السلام...؛ سلام بر تو اى جانشين خدا و يارى كننده حق... درود و سلام بر تو هنگامى كه صبح و شام كنى، درود و تهيت الهى‏بر تو در شب كه همه جا را فراگيرد و در روز، در وقتى‏كه نور دهد (يعنى‏سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودى‏همه جانبه...».
در دعاى بعد از اين زيارت نيز معانى بلندى نهفته است؛ مانند: خدايا او (امام زمان«عج») را از شر هر متجاوز و سركشى‏و از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث يوميه، از پيش رو و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و نگه‏دارى‏كن و از اين كه آسيب و گزندى به او برسد، جلوگيرى‏كن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مباركش عدل و داد را پديدار نما! «اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جميع خلقك و احفظه من بين يديه و من خلقه و عن يمينه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان يوصل اليه بسوء واحفظ فيه رسولك و آل رسولك واظهر به العدل...».
در پايان سخن لازم است يادآور شويم كه دعا كردن براى‏سلامتى‏و فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نيز اهل بيت پيامبر اكرم‏صلى الله عليه و آله است؛ «و هر كه خدا و رسولش را اطاعت كند و خداترس و پرهيزكار باشد، چنين كسى‏به فوز و سعادت خواهد رسيد».4
آخرين نكته اين است كه هر چند طبق وعده الهى‏حضرت زنده و باقى‏هستند تا زمانى‏كه پرچم توحيد و عدل را در همه جهان به اهتزاز درآورند، ولى‏بالاخره بشر هستند ودر معرض آفات جسمانى‏و بلاهاى طبيعى و ممكن است مريض شوند و دچار كسالت گردند و از اين نظر دعاى‏ما براى‏سلامتى‏حضرت و حفظ ايشان از اين آفات و حوادث، بدون شك در سلامتى‏وجود آن عزيز عالم وجود و آخرين دفرّ صدف امامت و ولايت، مؤثر و مفيد است.

 

پى‏نوشت:
1. ديوان حافظ، ص‏223.
2. قمى، مفاتيح الجنان، ص‏892 و 891.
3. همان، ص‏863.
4. نور(24): 52.