خلوت دل

کاش در خلوتم امشب من بودم وتو

که دلم پر شود از مهر غریبانه تو

کاش مرغ دلم امشب در نگار روی تو

چرخ می زد دور می زد تا نشیند پیش تو

کاش امشب رخ نمایی بر دل بیمار من

تا شود روشن دلم چون صورت پرنور تو

کاش می شد که زنم بوسه بر آن خال لبت

چون که کشت خال لبت هر شیفته مجنون تو

کاش امشب روضه عشقت کند دیوانه ام

تا شوم من دم به دم چون هر نفس در سوی تو

کاش امشب گوشه چشمی به سوی من کنی

تا شود محفل انسم آن خم ابروی تو

چشم بگشا روی بنما ای گل نیلوفرم

تا چکد عطرت زمینو بر زمین وبر سرم

گر شود قسمتم امشب من ببینم روی تو

می کنم سجده به درگاه خدا در کوی تو

"التماس دعا"

اقا جون

اگه میخوای همه روزه هات قبول بشه قبل از افطار به آقا بگو قبول باشه آقا هم حتما جواب میدن ومیگن قبول باشه چون کریم هستند حتماجواب میدن و چه تاییدی ازاین بالاتر؟!

 

باران زندگی...

من تو را مي‌شناسم. سال‌هاست كه تو را مي‌شناسم. تو پيش از اين نيز در زندگي من بوده‌اي. من پيش از اين نيز تو را مي‌شناختم.

و به ياد دارم كه گه‌گاه در سايه روشن زندگيم قرار گرفته‌اي و خوب يادم هست كه گه‌گاه هنگامي كه آسمان دلم ابري بوده است،

قطرات روح‌بخشت، سرزمين دلم را خيس كرده است. من تو را شناخته‌ام. شناختم، آنگاه كه باريدي. آنگاه كه خيسم كردي. آنگاه كه مرا در آغوش خويش گرفتي.

آنگاه كه در گوشم، خودت را معني‌كردي و به ياد‌ دارم كه آغوشت بوي عطر مي‌داد. عطري كه با همه‌ي عطرهاي عالم تفاوت داشت. به ياد دارم كه آغوش تو بوي باران داشت. بوي باران مي داد، بوي باران، باران.

سكوت بود و سكوت. ماه بود و شب. من بودم و او. سكوت بود و سكوت. شب بود و ماه .

او بود و من. دلم پاره‌ي آتش بود. مي جوشيد و مي خروشيد. مي خروشيد و مي جوشيد و عشقي بود كه دوايي نداشت. اوج مي‌گرفت. فرودي نبود. فرودي نداشت. دوايي نبود. دوايي نداشت. و دردي بود كه مي‌سوزاند.

كه روح را به آتش مي‌كشيد. كه شيره‌ي جان را مي‌مكيد. انتظار بود و انتظار. درد بود و درد. انتظار بود و درد. درد بود و انتظار. درمان درد من  مهدي.

آقا؟

 زائری بارانی ام،آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم خسته ام تنها،به دادم می رسی؟

گرچه آهونیستم اما پر از دلتنگی ام

ضامن چشمان آهو ها ،به دادم می رسی؟

از کبوترها که می پرسم نشانم می دهند

گنبد وگلدسته هایت را ،به دادم می رسی

ماهی افتاده بر خاکم لبالب تشنگی

پهنه آبی ترین دریا،به دادم می رسی؟

ماه نورانی شب ها سیاه عمر من

ماه من ای ماه من،آیا به دادم می ر سی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا ، به دادم می رسی؟

 

 

باز هم مشهد ،مسافرها، هیاهوی حرم

یک نفر فریاد زد:آقا !به دادم می رسی؟

 

 

پ.ن:این روزها بدجوری دلم هوای مشهد و کرده!

 

آقا نمی آیی؟

  چه پیمان را شکستم بر سر پیمانه ام

با همه بد عهدی ام آن عاشق دیوا نه ام

گر به  ظاهر دورم از در گاه تو ای نازنین

بازهم مشتاق  روی دلکش جانا نه ام

از در  میخانه ات  ای شاهد  خوبان مران

با همه عصیان همان دردی کش میخانه ام

پرده  بردار  از رخ زیبا  که مشتاق  تو ام

آن  رخ  زیبا  ندیده  واله و دیوانه ام

پادشاه  جودی و ما  بنده در گاه  تو

منتظر بر درگهت ، زان بخشش شاهانه ام

 

عیدتون مبارک.

خواند زبان دلم ثنای محمد(ص)
ماند خرد خیره در لقای محمد(ص)
دیده دل، جام جم به هیچ شمارد
سرمه کند گر زخاک پای محمد(ص)
کرده خداوندگار عالم و آدم
خلقت گیتی همه برای محمد(ص)
کس نرساندش گزند لیله هجرت
چون که علی خفته بود جای محمد(ص)
غیرعلی پی نبرده است بر این راز
آری و سوگند بر خدای محمد(ص)
غیر رضای خدا نخواست ازیراک
هست رضای خدا، رضای محمد(ص)
ظاهر و باطن بر او شود همه پیدا
هر که صفا یابد از صفای محمد(ص)
نغمه داود را ز یاد بَرَد نیز
نغمه قرآن جانفزای محمد(ص)
سائل درمانده ناامید نگردد
گر که بکوبد در سرای محمد(ص)
ای که ندای" اذان" رسید به گوشت
هان که به گوشت رسد ندای محمد(ص)
رفته خود از عرش تا به فرش سراسر
زیر فلک سایه لوای محمد(ص)
نوری(سیّاره) یافت راه هدایت
تا که شدش عشق رهنمای محمد(ص).

گالری تصویری از مکه منوره

سلام به مولای عشق

 سلام بر تو ای هفتمین فروغ امامت! سلام بر تو ای وارث شهادت! سلام بر تو ای قبله نیازمندان! سلام بر تو ای آزادترین اسیر و ای آزاده ترین زندانی! تو که زندان، گلستان عبادت و خلوت تو شده بود و زندانیان سنگ دل، اسیر کرامت و زرگواری ات. تو که زنجیرهای ستم و تازیانه های دشمنی و کینه، قبل از شکنجه و آزار تو به سجده افتادند و دل بی رحمشان در برابر خلق نیکوی تو به رحم آمد. سلام خدا بر تو ای امام هفتمین که تن رنجیده و روح بلندت، شاهد مظلومیت خاندان توست. سلام و درود بی پایان الهی بر تو و دودمان پاک تو باد.

چند سخن برگزیده از امام موسی کاظم (ع):
* روايت شده است: أنّهُ (الكاظِم َ‏عليه السلام) كانَ يَبِكي مِن خَشيَةِ اللَّهِ حَتّى‏ تَخضَلَّ لِحيَتُهُ بِالدُّمُوعِ؛
امام كاظم همواره از بيم خدا مى‏گريست، چندان كه محاسنش از اشك تر مى‏شد.

 * امام كاظم ‏عليه السلام: ثَلاثٌ مُوبِقاتٌ: نَكثُ الصَّفَقَةِ و تَركُ السُّنَّةِ و فِراقُ الجَماعَةِ؛

سه چيز تباهى مى‏آورد: پيمان شكنى، رها كردن سنّت و جدا شدن از جماعت.

 

 * امام كاظم‏ عليه السلام: لَو كانَ فِيكُم عِدَّةُ أهلِ بَدرٍ لَقامَ قائمُنا؛

 اگر به تعداد اهل بدر (مؤمن كامل) در ميان شما بود، قائم ما قيام مى‏كرد.

 

* امام كاظم‏ عليه السلام: لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ؛

 كسى كه هر روز خود را ارزيابى نكند، از ما نيست.

 

 * امام كاظم ‏عليه السلام: ما مِن شَى‏ءٍ تَراهُ عَيناكَ إلّا و فيهِ مَوعِظَةٌ؛

 در هر چيزى كه چشمانت مى‏بيند، موعظه‏اى است.

 

* امام كاظم ‏عليه السلام: مَن كَفَّ غَضَبَهُ عَنِ النّاسِ كَف َّ اللَّهُ عَنهُ عَذابَ يَومِ القِيامَة؛

هر كس خشم خود را از مردم باز دارد، خداوند عذاب خود را در روز قيامت از او باز مى‏دارد.

 

* امام كاظم‏ عليه السلام: إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللَّهِ فَتُنفِقُ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللَّهِ؛

مبادا از خرج كردن در راه طاعت خدا خوددارى كنى، و آن‏گاه دو برابرش را در معصيت خدا خرج كنى.

 

نامه رسمی به امام زمان(ع)

 شماره نامه:121

تاریخ:1/4/1385

پیوست:یک دنیا قلب سوخته

 

محرمانه

باعرض سلام وخسته نباشید.

به:محضرفرماندهی کل قوا،حضرت بقیة الله الاعظم روحی وارواح والعالمین لتراب مقدمه الفداء.

از:سرباز وظیفه ع عظیمی،دارای کد42571ازلشکرپیاده عشاق.

احتراما از حضرتعالی دعوت می شود جهت افتتاح سدبزرگ«اشک چشمان عاشقان»وشرکت در جشن بزرگ خاموش کردن آتش دل های سوخته،مجلس مارا غرق شادی ومسرت بفرمایید

مکان:مکه معظمه،کنار کعبه

زمان:صبح جمعه

به امید دیدار

امضاء:ع عظیمی

 

 

منبع:کتاب"نامه های جوانان به امام زمان(ع)."

دوجشن در يک روز

در بيستم جمادي الثاني،که امسال چهارم تیر است، دو جشن تولد براي دونفر که خيلي دوستشان داريم، مي گيريم؛ حضرت زهرا(ع) و فرزند ايشان حضرت امام خميني(ره).تولدشان مبارک

«بهشت زير پاي مادران است».
اين جمله زيبا را هم پيامبر فرموده اند و هم دختر ايشان حضرت زهرا(ع) اما حضرت فاطمه(ع) قبل از گفتن اين جمله يک دستور زيباي ديگر هم داده اند، خوب گوش کنيد:
«در خدمت مادر باش، زيرا بهشت زير پاي مادران است».چه خوب است امروز که روز مادر است، اين سخن زيباي حضرت زهرا(ع) را به کار بنديم و فرزند خوبي براي مادر و پدرمان باشيم.

 

"عطر ياس"

تو مادر شقايق
تو دختر بهاري
شبيه عطر ياسي
نسيم بيقراري

***
چمن چمن گل از تو
بهار، با تو زيباست
تو آن پرنده هستي
که آسمان تو را خواست

***
تو کيستي که اصلا
تو را جهان نفهميد
زمان زتو گذر کرد و آسمان نفهميد

***
تو آفتاب مادر
تو نور چشم بابا
که ديده روي اين خاک
کسي شبيه زهرا(ع)؟

"تقي متقي"