...

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

خوش به حال زمان كه لحظه به لحظه به آرزوي خويش نزديك مي شود. ما نگران خودمان هستيم

كه به نديدنت عادت كرده ايم و چه عادت زشتي!

چند روزي است كه "يا حسين" مي شنويم و بيشتر ياد تو مي افتيم،حال همين سلام هاي شكسته

 ما را بپذيريد برايمان بس است...

صاحب عزا

https://lh5.googleusercontent.com/-JLP_TZUvyMk/UHHaSzHQsmI/AAAAAAAAAUo/HREeXAMDqwo/w497-h373/80057_614.jpg

بر پا شده حسینیه گریه ها بیا
بر روی چشم های تر از اشک ما بیا

شال عزای تو به عزایم نشانده است
وقت عزای مان شده صاحب عزا بیا

ندبه با سه هفته تاخیر

سلام بر منتقم خون حسین علیه السلام


این هفته دیگر روم نشد تماس بگیرم بپرسم دعا برگزار میشه یا نه

گفتم اینطوری توی رودربایستی گیر میکنند

اگر قرار داشتند برگزار کنند خبر میدن خودشون

شب ساعت 12 بود که پیام دادند فردا دعای ندبه داریم

خواستم بنویسم مرد مومن اخه من الان به کی خبر بدهم

مردم الان خوابند

بعد پشیمان شدم گفتم جوان است و ممکنه بهش بربخوره

گفتم باشه اطلاع میدم به اهالی ندبه

صبح بعد از نماز پیام دادم به دوستانی که حدس میزدم طالب هستند

خانوادگی راه افتادیم رفتیم و شکر خدا

بعد از سه هفته تعطیلی دوباره اشک چشمی در دوری یار نصیبمان شد

خدایا شکر

این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست!

بسم الله

شوق ديدار تو را قاصد بي رحم چه داند

آنقدر شوق به ديدار تو دارم که خدا مي داند!

 ...
آقـا جــون... آجــرک الله ...

فـدای شـال ســیاهت
چــی مــیشه روضــه بـخونی؟
بـــرامون بــا اشــک و آهـــت ..

عاجزترین مردم


به نام حضرت دوست

 

السلام علیک یا ابا عبد الله 


 حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام :


عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند .


(بحار الانوار، ج‌ ٩٣، ص‌ ٢٩۴)

 

************

 

خدایا فرج مولا و مقتدا و آقایامان را نزدیک بفرما

الهی آمین

 

در پناه حضرت دوست

پشتيباني از امام زمان(عج)

صاحب‌ الزمان ، مهدي موعود (عج) مي‌ فرمايند :
ما در رعايت حال شما کوتاهي نمي‌کنيم و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم ،

که اگر جز اين بود گرفتاري‌ها به شما روي مي‌آورد و دشمنان شما را ريشه کن مي‌کردند.

پس از خدا بترسيد و ما را پشتيباني کنيد.


(  بحارالأنوار ، ج53، ص 175 )

می خواهم نفس بکشم

سلام آقا جانم


نمی دانم الان غمگینی یا شادی ؟!

پرسشی دارم ؟ پاسخ می فرمایی ؟!

آقا جانم می آیی ، مرا با خود ببری ؟ به جایی که تو ، خدا را مناجات می نمایی ،

می خواهم که در آن فضا لحظه ای نفس بکشم !

اینجا نمی توان نفس کشید ، نفس کشیدن سخت است،

فضای بی تویی تمامی هوای پاک با تو بودن را بلعیده ،

اینجا ، در این وادی ،

دهشتی بیکران ، تمامی آدمیت را گرفته ،

بی قرارم آقا جانم ،

سخت بی قرار و ترسان ، از این برزخ نبودن ، نشدن ، نرفتن ، نرسیدن .......

خویشتنم را نمی یابم ، گم شده ام ، سرگشته ام ،

خود را در خلأ بین آسمان و زمین می بینم و ترا با تمامی وجودم صدا  می زنم  ،

ترا می خوانم و ترا می خواهم ،

بی همتا آقای مهربانم

برای دمی مرا با خود ببر ، می خواهم شکست حجابهای ظلمانی و نورانی را حس کنم ،

می خواهم نفس بکشم ، و هوای خوب ِ بودن را استشمام نمایم ،

می خواهم سبکبال فریاد بزنم ، بخندم ، بدوم .......

می خواهم بی هیچ اندوه و غمی ، چشم در چشم افق بیکران بیافکنم و نور را به نظاره نشینم ،

می خواهم بی هیچ ترس و واهمه ای بیاندیشم ، و تو خضر ره بی انتهای اندیشیدنم باشی ،

آقا جانم ، مهربانم

چی می شد که دیگر تو باشی ، با تو در وادی عشق ، در مسیر عبودیت همقدم شد .....

چی می شد ، ای همه ی من ،

با تو در کناره ی بیکران سپیده نشست و چشم در چشم ستاره گان به انتظار سحر نشست .......

آقا جان نازنینم ،

لبخند پر مهرت را ، چشمان پر محبتت را دریغ نفرما ، عزیزدل بخواه که بیایی .....

در انتظارت انتظار را منتظرم ،

ترا بی نهایت دوست می دارم ،

ترا به اندازه تمامی کسانی که دوست می دارم و دوست نمی دارم دوست دارم ....

لحظه ای اجازه فرما در هوای مناجاتت نفس بکشم .....

اجازه فرما مهربان .......

میدا



مپسند...

يك الف بعد هم سه تا نقطه؛

مپسند كه جمعه ها را با اشتياق آمدنت شروع كنيم و غروب سوت و كور آن غم غريب واماندگي

 بر جانمان بنشيند. مپسند كه نامت بر جانمان باشد و بر دلمان نباشد.

دود فراموشي روحمان را آزار مي دهد، ما دو پلك پنجره داريم رو به درياي انتظار كه اين روزها با

 سياه پوش شدن كوچه هايمان خيس مي شوند...

قافیه

http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcQd0D6X2ccIUUrZfZ51OKjH00wov6yvBxkBMKryjvYqWzOfoO25jB-7Ksip


مطلع شعر اگر ملتهب قافیه هاست
مطلع شعر تو از قافیه ی قافیه هاست

دل اگر دایره مردمک چشم بود
در نظربازی تو دایره ی دایره هاست

گفته اند اهل نظر دوست چو آیینه دوست
دست در دست تو از آینه ی آینه هاست

مستی عشق دگر حادثه چشم بود
چشم در چشم تو از حادثه ی حادثه هاست

بوی یوسف چو شود معجزه ای در کنعان
بوی پیراهن تو معجزه ی معجزه هاست

شوق حیران شود از رهگذر خاطره ها
شوق دیدارتو از خاطره ی خاطره هاست

آخرین بیت غزل حادثه تجربه است
ذوق شعر تو دگر تجربه ی تجربه هاست

مهدی کویر

دعایی که برگزار نشد

کلی نوشته بودم همه اش پرید

لابد نباید می نوشتم

 

هیچی خلاصه اش این که فقط سه هفته دعا برگزار شد

و الان چند هفته است تعطیله

 

انسان كامل

به نام حضرت دوست

 

 

مى‏گويند: والعصر ان الانسان لفى خسر . عصر، انسان كامل است، امام زمان عليه السلام است; يعنى عصاره‏ى همه‏ى موجودات .

قسم به عصاره‏‌ى همه‌‏ى موجودات; يعنى قسم به انسان كامل .

عصر، هم محتمل است كه در اين زمان حضرت مهدى عليه السلام باشد يا انسان كامل باشد كه مصداق بزرگش رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم و ائمه هدى عليهم السلام و در عصر ما حضرت مهدى عليه السلام است .

قسم به عصاره‏‌ى موجودات عصر، فشرده‏‌ى موجودات، آن‏كه فشرده‏‌ى همه‏‌ى عوالم است .

 يك نسخه است، نسخه‏‌ى تمام عالم . همه‏‌ى عالم در اين موجود، در اين انسان كامل عصاره شده است و خدا به اين عصاره قسم مي‌‏خورد ...

 

 

امام زمان (عج) از نگاه امام خمينى (ره)

 

در پناه حضرت دوست

كمي ديرتر

سلام اهالي روزهاي عاشقي

امروز ميخوام يه كتاب بهتون معرفي كنم

كمي ديرتر نوشته سيدمهدي شجاعي

كتاب يه جورايي زبان حال ما آدمهاي امروزه.

قصه از جايي شروع ميشه كه توي مراسم جشن نيمه شعبان، وقتي همه ي مردم با شور و شوق نواي آقا بيا سر داده بودن، يه جوون با تمام وجود و بلند بلند فرياد ميزنه كه: آقا نيا و مجلس رو بهم ميريزه. آدمهاي زيادي توي اون جلسه بودن از مقامات و مسئولين تا آدمهاي مهم شهر و و و ... كه هر كدوم ميان و جوون رو ملامت مي كنن و كارش رو منتسب مي كنن به دسته و گروه مخالف.

قصه با سفر نويسنده داستان و جوون به زندگي هر كدوم از اين آدمها ادامه پيدا مي كنه كه در پاسخ دعوت به همراهي براي ظهور و قيام امام زمان، به بهانه هاي دنيايي، از همراهي و ياري سرباز ميزنن چرا كه هر كدومشون ظهور آقا رو به نوعي مانع يا مغاير اهداف خودشون مي دونن.

((پرنده اي كه بال پرواز ندارد يا به پاي خودش يا همتش، بند و زنجير دارد، از انهدام قفس استقبال نمي كند. چرا كه ناتواني اش به چشم مي آيد و درماندگي اش آشكار مي شود.

تا وقتي ميله هاي قفس هست، هر كس مي تواند ادعا كند كه اهل پروازهاي بلند است. تا وقتي ميله هاي قفس هست، بندهاي مرئي و نامرئي خواسته و نخواسته و دانسته و ندانسته ي آدمها، مغفول يا مكتوم يا مستتر مي ماند؛ حتي براي خودشان.

وقتي تشنه نيستيم چه لزومي دارد كه فرياد العطش سربدهيم؟ اين چه منتي است كه بر سر آب مي گذاريم؟؟)) *

خوندن اين كتاب رو به همه ي اونايي كه از اهالي انتظارن، توصيه مي كنم

*بخشهايي از متن كتاب


خورشید..

یك الف بعد هم سه تا نقطه؛

خورشيد، ارمغاني است حيات بخش براي اهل زمين و خورشيد دين آرامش بخش دلهاي بي قرار و حزين. آن يك زمين را به جاذبه اش نگاه مي دارد و اين يك بركات را فرو مي بارد. آن يك به زميينيان نور مي دهد و اين يك زخم هاي كهنه و اندوه هاي بشر را مرهم مي گذارد...

تو را آه می کشم

http://www.ashegane.ir/wp-content/uploads/2012/07/mabaas-sms.png

مثل همیشه منتظرم آه می کشم
چون انتظار یوسف از این چاه می کشم

در عالم خیال،مسیر عبور را
در امتداد سبز همین راه می کشم

نادیده عاشقت شده ام مثل کودکان
عکس تو را شبیه به یک ماه می کشم

آقا بیا که فصل غریبی است نازنین
آقا بیا ز غصه تو را  آه می کشم

جای گلایه نیست که دوری گزیده ای
هرچه کشیدم از دل گمراه می کشم

صفی یاری

سلام علی ال یاسین!


بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمة المعصومین علیهم السلام.
عيد سعيد غدير بر سادات جليل القدر و شيعيان ال محمد(ص) مبارك باد.

0000000

یا أَیُّهَا الْعَزیزُ مَسَّنا وَ أَهْلَنَا الضُّرُّ وَ جِئْنا بِبِضاعَةٍ مُزْجاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْکَیْلَ وَ تَصَدَّقْ عَلَیْنا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِیالمتصدقین.

ای عزیز ! ما و خاندانمان را ناراحتی فرا گرفته است و متاع کمی با خود آورده ایم  پیمانه را برای ما کامل کن و بر ما تصدق و بخشش نما که خداوند بخشندگان را پاداش می دهد

( یوسف۸۸ )


پر کن دوباره کِیْل مرا ایها العزیز

آخر کجا روم به کجا ایها العزیز

رو از من شکسته مگردان که سال‌هاست

رو کرده‌ام به سوی شما ایها العزیز

جان را گرفته‌ام به سردست و آمدم

از کوره راه‌های بلا ایها العزیز

وادی به وادی آمده‌‌ام از درت مران

وا کن دری به روی گدا ایها العزیز

چیزی که از بزرگی تو کم نمی‌شود

این کاسه را ... فاوف لنا... ایها العزیز

خالی‌تر از دو چشم من این جان نیمه جان

محتاج یک نگاه تو یا ایها العزیز

 ما, جان و مال باختگان را رها مکن

بگذار بگذرد شب ما ایها العزیز

دستم تهی است... راه بیابان گرفته‌ام

دست من و نگاه شما ایها العزیز

پر کن دوباره کیل مرا ایها العزیز ...

کجایی آقا جانم

به نام حضرت دوست

 

 

یا قائم آل محمد پرده ز رخسار بیافکن

 

 

عاشقان عیدتان مبارک

 

در پناه حضرت دوست

پسر حضرت دريا! دل ما را درياب ..

یادتان هست نوشتم که دعا می خواندم
داشتم کنج حرم جامعه را می خواندم
از کلامت چه بگویم که چه با جانم کرد
محکمات کلمات تو مسلمانم کرد
کلماتی که همه بال و پر پرواز است
مثل آن پنجره که رو به تماشا باز است
کلماتی که پر از رایحهً غار حراست
خط به خط جامعه آیینهً قرآن خداست
عقل از درک تو لبریز تحیر شده است
لب به لب کاسهً ظرفیت من پر شده است
 
همهً عمر دمادم نسرودیم از تو
قدر درکِ خودمان هم نسرودیم از تو
من که از طبع خودم شکوه مکرر دارم
عرق شرم به پیشانی دفتر دارم
شعرهایم همه پژمرد و نگفتم از تو
فصلی از عمر ورق خورد و نگفتم از تو
دل ما کی به تو ایمان فراوان دارد
شیرِ در پرده به چشمان تو ایمان دارد
بیم آن است که ما یک شبه مرداب شویم
رفته رفته نکند جعفر کذاب شویم
 
تا تو را گم نکنم بین کویر ای باران
دست خالیِ مرا نیز بگیر ای باران
من زمین گیرم و وصف تو مرا ممکن نیست
کلماتم کلماتی ست حقیر ای باران
یاد کرد از دل ما رحمت تو زود به زود
یاد کردیم تو را دیر به دیر ای باران
نام تو در دل ما بود و هدایت نشدیم
مهربانی کن و نادیده بگیر ای باران
ما نمردیم که توهین به تو و نام تو شد
ما که از نسل غدیریم ، غدیر ای باران
پسر حضرت دریا ! دل مارا دریاب
ما یتیمیم و اسیریم و فقیر ای باران
سامرا قسمت چشمان عطش خیزم کن
تا تماشا کنمت یک دل سیر ای باران

شعر از حميدرضا برقعي

پ.ن: ولادت امام هادي رو تبريك ميگم به همه اهالي روزهاي عاشقي.


به پايان تو عادت بكنم!

پيش از آني كه به چشمان تو عادت بكنم

بايد اي دوست به هجران تو عادت بكنم

يا نبايد به سرآغاز تو نزديك شوم

يا از آغاز به پايان تو عادت بكنم

بهتر آن است كه چشم از تو بپوشم انگار

تا به چشمان پشيمان تو عادت بكنم

چون زمستان و خزان از پي هم مي آيند

من چگونه به بهاران تو عادت بكنم؟

بادبان مي‌كشم و موج و خطر در پيش است

بايد اي عشق،به طوفان تو عادت بكنم

ساده تر نيست در آغوش عطش جان بدهم

تا به سرچشمه سوزان تو عادت بكنم؟!

طاق و قحطي زده از مصر مرا راندي و نيست

طاقت آنكه به كنعان تو عادت بكنم

اي دل غم زده ديريست كه عادت دارم

به سخن هاي پريشان تو عادت بكنم

 

محمّد رضا تركي

هنوز نیامدی

http://www.gharibemadar.com/wp-content/uploads/2012/10/293185_10151021524869907_445974214_n-150x150.jpg

از ازل که بوده ام تخم محبتت دردلم بود
سروی است اکنون هنوز تو نیامدی

هنوز پلک دل سهراب میپرد نشانه ی چیست
مهمان عزیزترینم هنوز تو نیامدی

گفتند جمعه روزی خواهد آمد و چشمم به تقویم
جعمه ها آمد رفت و هنوز تو نیامدی

لیاقتی والاست دیدن روی ماه تو
ما بی لیاقتیم که هنوز تو نیامدی

عید قربان

سلام

دیروز عید قربان بود متاسفانه دعای ندبه برگزار نشد

بچه های هیئت چون دعای عرفه برگزار کرده بودند خسته بودند

.

.

.

خدا کند هفته های بعد برقرار باشد