عموی من عباس علیه السلام
مرا امام انس و جان گفته اند مهدی صاحب الزمان گفته اند
خون خدا جد نکوی من است حضرت عباس عموی من است
عموی من کرامت دائم است عموی من ماه بنی هاشم است
عموی من باب مراد همه است عموی من عزیز دو فاطمه است
عموی من حسین را یار بود حامی و سقا و علمدار بود
عموی من تا که به تن داشت دست دست ز یاری امامش نبست
عموی من به بحر بی تاب شد آب هم از خجالتش آب شد
عموی من نام خوشش دلگشاست عموی من همیشه مشکل گشاست
عموی من با همه آقائیش همیشه بالیده به سقائیش
عموی من سلام بر صبر او که آب گشته زائر قبر او
عموی من صورت نورانیش شسته شده ز خون پیشانیش
دو چشم او دو چشمه ی اشک بود تمام هستی اش همان مشک بود
حیف که بند دلش از هم گسیخت تمام آرزوش بر خاک ریخت
بهر تو ای دار و ندار حسین جن و ملک ریخت سرشک از دو عین
صفحه و انگشت و قلم گریه کرد نیزه و شمشیر و علم گریه کرد
داغ تو ای ساقی بی چشم و دست پشت حسین ابن علی را شکست
آجرک الله یا بقیه الله فی مصیبت جدک الحسین علیه السلام
يا لطيف