سلام بر مادر

داشتم فکر می کردم که برای ندبه فردا چه کنم

بروم ندبه مزار شهدا؟

بروم ندبه مسجد ؟

خودم برای دوستان پیام بدهم بیایند دانشکده ندبه بخوانیم؟

پیام بچه های هیئت آمد که فردا دعای ندبه نمازخانه شهید اشرفی ساعت هفت و نیم صبح

خوشحال شدم و به اهالی ندبه پیام فرستادم

صبح برای نماز که بیدار شدم تلفنم زنگ زد مادرم بود

زودی برداشتم گفت که داره میرسه کرمانشاه

حاضر شدم برم ترمینال دنبالش

شال و کلاه کردم هنوز بیرون نرفته بودم که دوباره زنگ زد گفت:

انگار اینجا کامیارانه

نشستم گرمترین جای خانه که لوله شوفاژ از دیوار رد میشه

قران جیبی ام را گرفتم دستم و منتظر تلفنش ماندم

.

.

.

داشت دیر می شد

زنگ زدم .... گفت الان رسیدیم

رفتم ترمینال .... دلم هوای ندبه داشت رادیوی ماشین را روشن کردم

.

.

.

رسیدیم خونه ولی وقت گذشته بود و نشد بروم ندبه هیئت

.

.

.

پ ن 1: خدا خیرش دهد عزیزی را که این اشعار زیبا را روی وبلاگ گذاشته

به طه به یس ....

من بارها گوش کردم و ...