من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
سلام آقا جانم
بگذار که بر شاخه ی این صبح دلاویز
بنشینم و از عشق سرودی بسرایم
آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال
پرگیرم ازاین بام و به سوی تو بیایم
*
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید
بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم
*****
آقا جانم
بیا که دیده به دیدارت آرزومند است
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 11:16 توسط میدا
|
يا لطيف