سلام آقا جانم


بگذار که بر شاخه ی این صبح دلاویز

بنشینم و از عشق سرودی بسرایم

آنگاه به صد شوق چو مرغان سبکبال

پرگیرم ازاین بام و به سوی تو بیایم

*

من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است

راه دل خود را نتوانم که نپویم

بگذار که سرمست و غزلخوان من و خورشید

بالی بگشاییم و به سوی تو بیاییم

*****

آقا جانم

بیا که دیده به دیدارت آرزومند است