اول صبحانه
دیروز جمعه صبح با بانو رفتیم
مزار شهدا دعای ندبه
رسم جالبی دارند اول هر کسی از راه رسید صبحانه می خورد
همانجا دم در پرده ای کشیده اند و این قسمت را جدا کرده اند از بقیه حسینیه ...
اول فکر کردم که دعا تمام شده و دارن صبحانه میخورن
بعد که رفتم نشستم پای منبر فهیمدم
که نه بابا اینجا اول صبحانه است و بعد سخنرانی
و بعد دعای ندبه ... هم دلم نمیخواست سخنرانی را از دست بدهم
هم گرسنه ام بود دیشب هم شام مختصری خورده بودم
بالاخره بر نفسم غالب شدم و نرفتم صبحانه ...
تا ساعت 9 طول کشید در اطلاعیه شان گفته بودند شش و نیم صبح
شروع میشه ولی هر کسی تا ساعت 8 هم برسه بالاخره چیزی گیرش میاد فقط ممکنه صبحانه را از دست بده ...
آقاجان ممنونم بالاخره بعد از مدتی ندبه ای قسمت شد
+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 10:25 توسط مهاجر
|
يا لطيف